مقالات زبان انگلیسی

رایج ترین اصطلاحات انگلیسی در مکالمه

رایج ترین اصطلاحات انگلیسی در مکالمه

اصطلاح رایج در مکالمات زبان انگلیسی

یادگیری اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های انگلیسی یکی از بهترین راه‌ها برای روان‌تر شدن مکالمه و درک بهتر زبان است. اصطلاحات (Idioms) عباراتی هستند که معنی آن‌ها فراتر از ترجمه کلمه به کلمه است و دانستن آن‌ها باعث می‌شود مثل یک انگلیسی‌زبان واقعی صحبت کنید. در این مقاله، رایج‌ترین اصطلاحات انگلیسی در مکالمه روزمره را همراه با معنی ساده و کاربرد در جمله آورده‌ایم تا بتوانید در موقعیت‌های مختلف مثل صحبت با دوستان، سفر، محیط کار یا حتی امتحان‌های زبان از آن‌ها استفاده کنید.

۵۰ جمله و ساختار ضروری زبان انگلیسی برای مکالمه
۵۰ جمله و ساختار ضروری زبان انگلیسی برای مکالمه

پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی در مکالمه

یادگیری اصطلاحات رایج انگلیسی کمک می‌کند مکالمات‌تان طبیعی‌تر و دوستانه‌تر به نظر برسد. در ادامه، مهم‌ترین و پرکاربردترین عبارات انگلیسی همراه با معنی و کاربردشان را آورده‌ایم:


1. How is it going?

معنی: اوضاع چطوره؟
این جمله یکی از رایج‌ترین روش‌ها برای شروع مکالمه است. می‌توانید وقتی کسی را بعد از مدت طولانی می‌بینید، از او بپرسید:

مثال:
Hey John! How is it going?
سلام جان! اوضاع چطوره؟


2. Long time no see!

معنی: چه عجب! / پارسال دوست، امسال آشنا!
این عبارت وقتی استفاده می‌شود که دوست یا همکارتان را مدت‌ها ندیده‌اید.

مثال:
Wow, long time no see! How have you been?
وای چه عجب! چه خبر ازت؟


3. What have you been up to?

معنی: چی کارا می‌کنی؟
برای پرسیدن فعالیت‌های اخیر و حال‌وهوای طرف مقابل به کار می‌رود.

مثال:
So, what have you been up to these days?
این روزا مشغول چی هستی؟


4. Can’t complain!

معنی: شکر، می‌گذره!
پاسخی کوتاه و دوستانه به سؤال «How are you?» وقتی اوضاع بد نیست ولی چیز خاصی هم برای تعریف ندارید.

مثال:
How’s life?
Can’t complain!
زندگی چطوره؟ – بد نیست، می‌گذره!


5. How do you know?

معنی: از کجا می‌دونی؟
زمانی استفاده می‌شود که کسی چیزی غیرمنتظره بگوید.

مثال:
I heard you got a new job.
How do you know?
شنیدم کار جدید گرفتی. – از کجا فهمیدی؟


6. That’s a good one!

معنی: باحال بود! / چه جالب گفتی!
برای خندیدن یا تحسین یک شوخی یا جواب بامزه استفاده می‌شود.


7. It’s very kind of you!

معنی: خیلی لطف کردید!
برای تشکر مودبانه زمانی که کسی لطفی در حق شما کرده است.


8. Thank you anyway

معنی: به هر حال ممنون
وقتی کسی تلاشش را کرده ولی نتیجه‌ای نگرفته، این جمله قدردانی شما را نشان می‌دهد.


9. Thank you in advance

معنی: پیشاپیش ممنونم
عبارت مودبانه‌ای برای زمانی که از کسی کمکی درخواست دارید.


10. No worries

معنی: نگران نباش
پاسخ دوستانه‌ای به عذرخواهی یا توضیحی که نشان می‌دهد مشکلی ندارید.

آموزش مکالمه انگلیسی ترم پیشرفته به صورت درس به درس
آموزش مکالمه انگلیسی ترم پیشرفته به صورت درس به درس

11. What’s going on?

معنی: چه خبر؟
برای پرسیدن حال‌وهوای دوست یا همکارتان و شروع مکالمه‌ای دوستانه.


12. Did I get you right?

معنی: درست فهمیدم؟
برای اطمینان از این که چیزی را درست متوجه شده‌اید.


13. Don’t take it to heart

معنی: به دل نگیر
وقتی می‌خواهید کسی از حرف یا شوخی شما ناراحت نشود.


14. I didn’t catch the last word

معنی: ببخشید آخرشو نفهمیدم
عبارت مودبانه برای درخواست تکرار آخرین جمله.


15. Sorry, I wasn’t listening

معنی: ببخشید حواسم نبود
زمانی که متوجه می‌شوید در حال صحبت حواستان پرت بوده.


16. It doesn’t matter

معنی: مهم نیست
برای نشان دادن این که مشکلی نیست و می‌توان از موضوع گذشت.


17. Fingers crossed

معنی: ایشالا / امیدوارم
برای ابراز امیدواری در شرایط مهم مثل امتحان یا مصاحبه شغلی.

جملات انگلیسی برای شروع مکالمه
جملات انگلیسی برای شروع مکالمه

18. Oh, that. That explains it

معنی: آهان، پس اینطوری!
زمانی که دلیل اتفاقی را می‌فهمید و همه چیز برایتان روشن می‌شود.


19. Things happen

معنی: پیش میاد
برای آرام کردن کسی که از اتفاق بدی ناراحت است.


20. Sorry to bother you

معنی: ببخشید مزاحم شدم
عبارت مودبانه برای شروع مکالمه با کسی که مشغول است.

21. I’ll be with you in a minute

معنی: الان میام پیشتون
وقتی کمی مشغول هستید ولی می‌خواهید بگویید که زود برمی‌گردید.

مثال:
Give me a sec, I’ll be with you in a minute.
یه لحظه صبر کن، الان میام.


22. Where were we?

معنی: کجا بودیم؟
وقتی مکالمه‌ای قطع شده و می‌خواهید دوباره ادامه دهید.

مثال:
Sorry for the interruption. Where were we?
ببخشید صحبت‌مون قطع شد. کجا بودیم؟


23. I’m sorry, I didn’t catch you

معنی: متوجه منظورت نشدم
برای مودبانه خواستن تکرار چیزی که طرف مقابل گفته.

اصطلاحات بامزه و باحال انگلیسی
اصطلاحات بامزه و باحال انگلیسی

24. Lucky you!

معنی: خوش به حالت!
وقتی کسی خبر خوب یا تجربه جالبی تعریف می‌کند.

مثال:
I just got back from Paris.
Lucky you!
تازه از پاریس برگشتم. – خوش به حالت!


25. I freaked out

معنی: وحشت‌زده شدم / شوکه شدم
وقتی از چیزی خیلی ترسیده‌اید یا تعجب کرده‌اید.


26. Better late than never

معنی: دیر رسیدن بهتر از نرسیدنه
وقتی کاری با تأخیر انجام شده ولی هنوز ارزشمند است.


27. You’ve got to be kidding me

معنی: حتماً شوخیت گرفته!
برای بیان تعجب یا ناباوری.


28. Cheer up

معنی: ناراحت نباش
برای دلگرمی دادن به کسی که ناراحت یا ناامید است.


29. Come on, you can do it

معنی: بیخیال! تو می‌تونی!
عبارت انگیزشی برای تشویق کسی به تلاش.


30. Keep up the good work

معنی: آفرین، ادامه بده
برای تشویق کسی به ادامه دادن تلاش‌های خوبش.


31. It’s not the end of the world

معنی: دنیا که به آخر نرسیده
برای آرام کردن کسی که از شکست یا مشکلی ناراحت است.

کلاس مکالمه زبان انگلیسی با کتاب Speak Now
کلاس مکالمه زبان انگلیسی با کتاب Speak Now

32. That’s lit

معنی: دمت گرم / عالیه!
برای ابراز هیجان و خوشحالی از یک خبر یا اتفاق خوب.


33. There you go

معنی: آها، همینه
برای نشان دادن موفقیت طرف مقابل در انجام کاری.


34. Not a bit

معنی: اصلاً نه!
برای نشان دادن عدم علاقه یا رد کامل پیشنهاد.


35. There is no room for doubt

معنی: جای هیچ شکی نیست
وقتی چیزی کاملاً قطعی است.


36. I’ll text you

معنی: بهت پیام می‌دم
برای اطلاع دادن به کسی که بعداً تماس یا پیامی ارسال می‌کنید.


37. It’s not worth it

معنی: ارزششو نداره
برای بیان بی‌فایده بودن یک کار یا موقعیت.


38. You rock

معنی: دمت گرم / تو فوق‌العاده‌ای
برای تحسین کسی که کاری عالی انجام داده است.


39. You should go the extra mile

معنی: باید بیشتر تلاش کنی
برای توصیه به کسی که کمی بیشتر تلاش کند تا نتیجه بهتری بگیرد.


40. Step up your game

معنی: تکون بده خودتو!
برای گفتن به کسی که باید سطح کار یا تلاشش را بالاتر ببرد.


41. Pull yourself together

معنی: خودتو جمع کن
برای تشویق کسی که در شرایط سخت روحیه‌اش را از دست داده.


42. You sold me

معنی: قانعم کردی
وقتی حرف یا پیشنهاد کسی را پذیرفته‌اید.


43. Couldn’t care less

معنی: اصلاً برام مهم نیست
برای نشان دادن بی‌اهمیتی کامل نسبت به موضوعی.

آموزش زبان انگلیسی مکالمه محور
آموزش زبان انگلیسی مکالمه محور

44. This is a no-brainer

معنی: بدیهیه
وقتی تصمیمی کاملاً واضح و ساده است.


45. You screwed up

معنی: گند زدی
برای گفتن اینکه کسی اشتباه بزرگی مرتکب شده است.


46. You are driving me nuts

معنی: داری دیوونم می‌کنی
وقتی رفتار کسی شما را عصبانی کرده یا آزار می‌دهد.


47. Can you cover me?

معنی: می‌تونی جام وایسی؟
وقتی می‌خواهید کسی جای شما کاری انجام دهد.


48. I’d better be going

معنی: دیگه باید برم
برای مودبانه خداحافظی کردن وقتی وقت رفتن رسیده.


49. Thank heavens it’s Friday

معنی: خدا رو شکر جمعه شد
برای ابراز خوشحالی از رسیدن آخر هفته.


50. Take care

معنی: مراقب خودت باش
عبارتی رایج برای خداحافظی و آرزوی سلامتی.

مکالمه روزمره در زبان انگلیسی
مکالمه روزمره در زبان انگلیسی

اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی

اصطلاح (Idiom)معنی ساده و روان
(as) cool as a cucumberخیلی خونسرد و آرام بودن
a word to the wiseعبارتی برای شروع نصیحت یا توصیه
actions speak louder than wordsعمل مهم‌تر از حرف است
add fuel to the fireبدتر کردن یک وضعیت بد
all good things (must) come to an endحتی چیزهای خوب هم تمام می‌شوند
all that glitters is not goldهر چیز درخشانی ارزشمند نیست
all’s fair in love and warدر عشق و جنگ همه چیز مجاز است
all’s well that ends wellپایان خوش همه چیز را خوب می‌کند
backseat driverکسی که بی‌موقع نصیحت می‌کند
be all thumbsدست و پا چلفتی بودن
be green with envyخیلی حسود بودن
be on the ballسریع و هوشیار بودن
beat a dead horseتلاش بیهوده کردن
better late than neverدیر رسیدن بهتر از نرسیدن است
bite off more than you can chewکاری بزرگ‌تر از توان خود انجام دادن
bite the bulletانجام کاری سخت با شجاعت
blood is thicker than waterخانواده مهم‌تر از همه چیز است
break a legموفق باشی!
break breadبا هم غذا خوردن و صمیمی شدن
castles in the airبرنامه خیالی و غیرممکن
cut to the chaseرفتن سر اصل مطلب
easy come, easy goبادآورده را باد می‌برد
fish in troubled watersاز موقعیت آشفته سود بردن
from A to Zاز اول تا آخر
get on your high horseمغرورانه نصیحت کردن دیگران
get up on the wrong side of the bedبداخلاق از خواب بیدار شدن
have a finger in every pieدر همه کارها دخالت داشتن
have your cake and eat it (too)نمی‌توان دو چیز خوب را با هم داشت
horses for coursesکار را به کاردان سپردن
it costs an arm and a legخیلی گران بودن
it takes two to tangoدعوا دو طرف دارد
kill two birds with one stoneبا یک تیر دو نشان زدن
let the cat out of the bagلو دادن راز
no news is good newsخبر نداشتن یعنی مشکل نیست
no pain, no gainبدون تلاش موفقیتی نیست
not be born yesterdayساده‌لوح نبودن
out of sight, out of mindدور از چشم، دور از دل
out of the blueناگهانی
out with the old, in with the newجایگزینی چیز قدیمی با جدید
practice makes perfectتمرین باعث پیشرفت می‌شود
sb’s/sth’s days are numberedعمرش به سر آمده
shape up or ship outیا درست رفتار کن یا برو
smell fishyمشکوک بودن
take something for grantedقدر چیزی را ندانستن
the dust settlesآرام شدن اوضاع
time fliesزمان زود می‌گذرد
to do sb a solidلطف کردن به کسی
two heads are better than oneدو فکر بهتر از یک فکر است
under the weatherکسالت داشتن
when pigs flyهرگز اتفاق نمی‌افتد
when the chips are downوقتی شرایط سخت می‌شود
where there’s a will there’s a wayخواستن توانستن است
while the cat’s away, the mice will playوقتی رئیس نیست، زیر دستان سوءاستفاده می‌کنند
you can’t judge a book by its coverاز ظاهر قضاوت نکن
your mind is a blank / goes blankچیزی به ذهنت نمی‌رسد
you’re only young onceاز جوانی باید استفاده کرد
you’ve made your bed, now lie in itنتیجه کارهای خودت را بپذیر

اصطلاحات و ضرب المثل های رایج زبان انگلیسی

ضرب المثل انگلیسی
ضرب المثل انگلیسی
اصطلاح انگلیسیمعنی ساده (انگلیسی)ترجمه و توضیح روان فارسی
Beat around the bushAvoid the main topicطفره رفتن و نگفتن اصل مطلب
Get your act togetherGet organized and work effectivelyخودت را جمع و جور کن و کار را درست انجام بده
Hit the sackGo to bed, sleepرفتن به خواب
Your guess is as good as mineI have no ideaمن هم نمی‌دانم
Good things come to those who waitBe patient and good things will comeصبر کن تا به نتیجه خوب برسی
Back against the wallNo way out of a difficult situationگیر افتادن در شرایط سخت بدون راه فرار
Up in armsAngry or upsetعصبانی یا ناراحت بودن
Scrape the barrelUse the worst option because nothing better is availableاز بدترین گزینه هم استفاده کردن چون چاره‌ای نیست
Burn your boats/bridgesDo something that cannot be undoneکاری کردن که راه برگشت نداشته باشد
Break new groundDo something innovative or newکاری تازه و نوآورانه انجام دادن
Sell like hot cakesSell very fastخیلی سریع فروش رفتن
Run around in circlesWaste effort with no resultبیهوده تلاش کردن
On cloud nineExtremely happyبسیار خوشحال بودن
Left out in the coldIgnored or excludedکنار گذاشته شدن، نادیده گرفته شدن
Blow hot and coldKeep changing your mind or moodمدام نظر یا حالتت را عوض کردن
Cut cornersDo something the easy/cheap wayسر و ته کاری را زدن، ساده انجام دادن
Boil the oceanTry something too big or impossibleکاری غیرممکن یا خیلی بزرگ را شروع کردن
Keep an ear to the groundStay informedهمیشه باخبر و آگاه بودن
Eat like a horseEat too muchخیلی زیاد غذا خوردن
A snowball effectSmall actions leading to big resultsاثر دومینویی اتفاقات
In for a penny, in for a poundIf you start, commit fullyوقتی شروع کردی تا آخر ادامه بده
A bird in the hand is better than two in the bushWhat you have now is better than a future promiseقناعت کردن به چیزی که داری، بهتر از امید به چیزی که نداری
Chip off the old blockBe like your parentsشبیه پدر و مادر بودن
Do unto others as you would have them do unto youTreat others as you wish to be treatedهمان‌طور که دوست داری با تو رفتار شود، با دیگران رفتار کن
Don’t cry over spilt milkDon’t waste time on things you can’t changeبرای چیزی که گذشته و درست نمی‌شود غصه نخور
Every cloud has a silver liningGood things can come from bad situationsاز دل اتفاق بد هم ممکن است خیر بیرون بیاید
Beside yourself with joyExtremely happyاز خوشحالی در پوست نگنجیدن
Fair and squareHonest and fairروراست و منصف بودن
Having an Ace up the sleeveHidden advantageبرگ برنده داشتن
A black sheepDisgrace in the familyمایه ننگ خانواده
Hook, line and sinkerCompletely believe or get involvedبا تمام وجود درگیر یا باور کردن
Looking to your laurelsDon’t get lazy because of past successبه گذشته افتخار نکن و آماده تلاش دوباره باش
Bear a grudgeStay angry about past wrongsکینه به دل داشتن
By the skin of your teethJust barely succeedبه زور و با سختی موفق شدن
Down for the countToo tired, ready to quitکاملاً خسته و از پا افتاده
Draw the lineSet a limitمرز تعیین کردن، خط قرمز گذاشتن
Easier said than doneHarder to do than to sayگفتنش آسان‌تر از انجام دادنش است
Break a legGood luck!موفق باشی!
Up a creek without a paddleIn big troubleتوی دردسر افتادن
Give it a whirlTry it outامتحان کردن چیزی
Fish out of waterFeel uncomfortable or out of placeاحساس غریبی کردن
In the fast laneExciting and busy lifeزندگی پرهیجان و شلوغ
Go the extra mileMake extra effortتلاش مضاعف کردن
Snug as a bug in a rugWarm and comfortableگرم و نرم بودن
Step up your gameImprove performanceسطح کارت را بالاتر ببر
Not see the wood for the treesMiss the big pictureدر جزئیات غرق شدن و اصل موضوع را ندیدن
Lose your marblesGo crazyدیوانه شدن
Straight from the horse’s mouthGet information directly from the sourceمستقیم از منبع خبر گرفتن
Crying WolfCall for help unnecessarilyبی‌خود کمک خواستن
Palm offPass fake as realچیزی تقلبی را اصل جا زدن
معما و چیستان به زبان انگلیسی با ترجمه فارسی
معما و چیستان به زبان انگلیسی با ترجمه فارسی
اصطلاحمعنی ساده (انگلیسی)کاربرد و ترجمه روان فارسی
A little learning is a dangerous thingSuperficial knowledge can be harmfulیادگیری سطحی خطرناک است؛ کسانی که نصفه‌نیمه می‌دانند، خطرناک هستند (به‌تنهایی)
A snowball effectOne event leads to anotherاثر دومینویی؛ رویدادها باعث تقویت همدیگر می‌شوند (در جمله)
A snowball’s chance in hellNo chance at allهیچ شانسی ندارد (در جمله)
A stitch in time saves nineFix a problem earlyمشکل را زود حل کن تا بزرگ نشود (به‌تنهایی)
A storm in a teacupBig fuss over a small issueسر و صدای زیاد برای مشکل کوچک (در جمله)
An apple a day keeps the doctor awayHealthy habits prevent illnessروزی یک سیب بخور تا سالم بمانی (به‌تنهایی)
An ounce of prevention is worth a pound of curePreventing is easier than fixingپیشگیری بهتر از درمان است (به‌تنهایی)
As right as rainCompletely fineعالی و بی‌نقص (در جمله)
Bolt from the blueSudden, unexpected eventاتفاق ناگهانی و غافلگیرکننده (در جمله)
Burn bridgesDestroy relationships foreverپل‌های پشت‌سر را خراب کردن، روابط را نابود کردن (در جمله)
Calm before the stormQuiet before troubleآرامش قبل از طوفان (در جمله)
Come rain or shineNo matter what happensتحت هر شرایطی (در جمله)
Curiosity killed the catDon’t be too curiousفضولی زیاد دردسر درست می‌کند (به‌تنهایی)
Cut the mustardDo something wellکاری را به‌خوبی انجام دادن (در جمله)
Don’t beat a dead horseStop talking about itبحث درباره چیزی که تمام شده را رها کن (به‌تنهایی)
Every dog has his dayEveryone gets a chanceهر کسی بالاخره شانسش را پیدا می‌کند (به‌تنهایی)
Familiarity breeds contemptToo much familiarity causes dislikeهرچه بیشتر بشناسی، کمتر دوست داری (به‌تنهایی)
Fit as a fiddleIn perfect healthسرحال و سالم بودن (در جمله)
Fortune favors the boldTake risks to succeedشجاعت نتیجه می‌دهد (به‌تنهایی)
Get a second windRegain energyبعد از خستگی دوباره انرژی گرفتن (در جمله)
Get wind of somethingHear a secret or rumorخبر از جایی شنیدن (در جمله)
Go down in flamesFail spectacularlyشکست سنگین خوردن (در جمله)
Haste makes wasteHurry causes mistakesعجله باعث خرابکاری می‌شود (به‌تنهایی)
Have your head in the cloudsDaydreaming, not focusedحواست پرت است، تمرکز نداری (در جمله)
He who laughs last laughs loudestThe one who wins in the end laughs bestدر آخر جواب می‌دهم و خوشحال می‌شوم (به‌تنهایی)
Hear something straight from the horse’s mouthGet info directly from sourceاز منبع موثق شنیدن (در جمله)
He’s not playing with a full deckHe’s not very smartاو عقل درست‌حسابی ندارد (به‌تنهایی)
He’s off his rockerHe’s crazyاو دیوانه است (به‌تنهایی)
He’s sitting on the fenceCan’t make a decisionدودل است، تصمیم نمی‌گیرد (به‌تنهایی)
It is a poor workman who blames his toolsDon’t blame tools for your own faultsتقصیر را گردن ابزار نینداز (به‌تنهایی)
It is always darkest before the dawnThings get better after the worstبعد از سختی، گشایش می‌آید (به‌تنهایی)
It takes two to tangoBoth sides are responsibleدر هر ماجرا دو طرف مقصرند (به‌تنهایی)
Jump on the bandwagonJoin what others are doingهمراه موج شدن، تقلید از دیگران (در جمله)
Know which way the wind is blowingUnderstand the situationشرایط را بسنج و تصمیم بگیر (در جمله)
Leave no stone unturnedSearch everywhereهمه‌جا را بگرد (در جمله)
Let sleeping dogs lieLeave things as they areموضوع تمام‌شده را دوباره مطرح نکن (در جمله)
Like riding a bicycleSomething you never forgetکاری که همیشه یادت می‌ماند (در جمله)
Like two peas in a podVery similar, always togetherخیلی شبیه هم و همیشه با هم (در جمله)
Make hay while the sun shinesTake advantage of opportunitiesاز فرصت استفاده کن (در جمله)
On cloud nineExtremely happyخیلی خوشحال بودن (در جمله)
Once bitten, twice shyMore careful after bad experienceمارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد (به‌تنهایی)
Out of the frying pan and into the fireThings go from bad to worseاز چاله به چاه افتادن (به‌تنهایی)
Run like the windRun very fastمثل باد دویدن (در جمله)
Shape up or ship outImprove or leaveیا بهتر شو یا برو (به‌تنهایی)
Snowed underVery busyخیلی سرش شلوغ است (در جمله)
That ship has sailedToo lateدیگر دیر شده است (به‌تنهایی)
The pot calling the kettle blackHypocrite criticizing anotherکاسه‌ از آش داغ‌تر شدن (در جمله)
There are clouds on the horizonTrouble is comingمشکلات در راه است (به‌تنهایی)
Those who live in glass houses shouldn’t throw stonesDon’t criticize if you’re not perfectکسی که خودش ایراد دارد، نباید دیگران را نقد کند (به‌تنهایی)
Through thick and thinIn good and bad timesدر خوشی و ناخوشی کنار هم بودن (در جمله)
Time is moneyTime is valuableوقت طلاست، وقت را تلف نکن (به‌تنهایی)
Waste not, want notDon’t waste thingsاسراف نکن تا کم نیاوری (به‌تنهایی)
We see eye to eyeAgree with someoneبا هم موافق بودن (به‌تنهایی)
Weather the stormSurvive a difficult timeاز بحران گذشتن (در جمله)
Well begun is half doneGood start is importantشروع خوب نصف کار است (به‌تنهایی)
When it rains it poursBad things happen togetherمشکلات پشت سر هم می‌آیند (به‌تنهایی)
You can catch more flies with honey than with vinegarBe nice to get what you wantبا مهربانی بیشتر به نتیجه می‌رسی (به‌تنهایی)
You can lead a horse to water, but you can’t make him drinkYou can’t force someone to actنمی‌توان کسی را مجبور به کاری کرد (به‌تنهایی)
You can’t make an omelet without breaking some eggsEvery action has a costهر موفقیتی هزینه‌ای دارد (به‌تنهایی)

جمع‌بندی اصطلاح رایج در مکالمات زبان انگلیسی

اصطلاحات انگلیسی بخش جدانشدنی از زبان محاوره‌ای هستند. با یادگیری و تمرین این عبارات، مکالمه شما طبیعی‌تر، روان‌تر و جذاب‌تر خواهد شد. پیشنهاد می‌کنم هر روز چند اصطلاح جدید را انتخاب کنید، معنی آن‌ها را به خاطر بسپارید و در جملات روزمره‌تان استفاده کنید. تکرار و تمرین باعث می‌شود این اصطلاحات در ذهن شما ماندگار شوند و هنگام صحبت کردن، بدون فکر کردن از آن‌ها استفاده کنید.

دوره های زبان موسسه رادتایم
دوره های زبان موسسه رادتایم
امتیاز شما به این مقاله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *