رایج ترین اصطلاحات انگلیسی در مکالمه
اصطلاح رایج در مکالمات زبان انگلیسی
یادگیری اصطلاحات و ضربالمثلهای انگلیسی یکی از بهترین راهها برای روانتر شدن مکالمه و درک بهتر زبان است. اصطلاحات (Idioms) عباراتی هستند که معنی آنها فراتر از ترجمه کلمه به کلمه است و دانستن آنها باعث میشود مثل یک انگلیسیزبان واقعی صحبت کنید. در این مقاله، رایجترین اصطلاحات انگلیسی در مکالمه روزمره را همراه با معنی ساده و کاربرد در جمله آوردهایم تا بتوانید در موقعیتهای مختلف مثل صحبت با دوستان، سفر، محیط کار یا حتی امتحانهای زبان از آنها استفاده کنید.
فهرست مطالب

پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی در مکالمه
یادگیری اصطلاحات رایج انگلیسی کمک میکند مکالماتتان طبیعیتر و دوستانهتر به نظر برسد. در ادامه، مهمترین و پرکاربردترین عبارات انگلیسی همراه با معنی و کاربردشان را آوردهایم:
1. How is it going?
معنی: اوضاع چطوره؟
این جمله یکی از رایجترین روشها برای شروع مکالمه است. میتوانید وقتی کسی را بعد از مدت طولانی میبینید، از او بپرسید:
مثال:
Hey John! How is it going?
سلام جان! اوضاع چطوره؟
2. Long time no see!
معنی: چه عجب! / پارسال دوست، امسال آشنا!
این عبارت وقتی استفاده میشود که دوست یا همکارتان را مدتها ندیدهاید.
مثال:
Wow, long time no see! How have you been?
وای چه عجب! چه خبر ازت؟
3. What have you been up to?
معنی: چی کارا میکنی؟
برای پرسیدن فعالیتهای اخیر و حالوهوای طرف مقابل به کار میرود.
مثال:
So, what have you been up to these days?
این روزا مشغول چی هستی؟
4. Can’t complain!
معنی: شکر، میگذره!
پاسخی کوتاه و دوستانه به سؤال «How are you?» وقتی اوضاع بد نیست ولی چیز خاصی هم برای تعریف ندارید.
مثال:
How’s life?
Can’t complain!
زندگی چطوره؟ – بد نیست، میگذره!
5. How do you know?
معنی: از کجا میدونی؟
زمانی استفاده میشود که کسی چیزی غیرمنتظره بگوید.
مثال:
I heard you got a new job.
How do you know?
شنیدم کار جدید گرفتی. – از کجا فهمیدی؟
6. That’s a good one!
معنی: باحال بود! / چه جالب گفتی!
برای خندیدن یا تحسین یک شوخی یا جواب بامزه استفاده میشود.
7. It’s very kind of you!
معنی: خیلی لطف کردید!
برای تشکر مودبانه زمانی که کسی لطفی در حق شما کرده است.
8. Thank you anyway
معنی: به هر حال ممنون
وقتی کسی تلاشش را کرده ولی نتیجهای نگرفته، این جمله قدردانی شما را نشان میدهد.
9. Thank you in advance
معنی: پیشاپیش ممنونم
عبارت مودبانهای برای زمانی که از کسی کمکی درخواست دارید.
10. No worries
معنی: نگران نباش
پاسخ دوستانهای به عذرخواهی یا توضیحی که نشان میدهد مشکلی ندارید.

11. What’s going on?
معنی: چه خبر؟
برای پرسیدن حالوهوای دوست یا همکارتان و شروع مکالمهای دوستانه.
12. Did I get you right?
معنی: درست فهمیدم؟
برای اطمینان از این که چیزی را درست متوجه شدهاید.
13. Don’t take it to heart
معنی: به دل نگیر
وقتی میخواهید کسی از حرف یا شوخی شما ناراحت نشود.
14. I didn’t catch the last word
معنی: ببخشید آخرشو نفهمیدم
عبارت مودبانه برای درخواست تکرار آخرین جمله.
15. Sorry, I wasn’t listening
معنی: ببخشید حواسم نبود
زمانی که متوجه میشوید در حال صحبت حواستان پرت بوده.
16. It doesn’t matter
معنی: مهم نیست
برای نشان دادن این که مشکلی نیست و میتوان از موضوع گذشت.
17. Fingers crossed
معنی: ایشالا / امیدوارم
برای ابراز امیدواری در شرایط مهم مثل امتحان یا مصاحبه شغلی.

18. Oh, that. That explains it
معنی: آهان، پس اینطوری!
زمانی که دلیل اتفاقی را میفهمید و همه چیز برایتان روشن میشود.
19. Things happen
معنی: پیش میاد
برای آرام کردن کسی که از اتفاق بدی ناراحت است.
20. Sorry to bother you
معنی: ببخشید مزاحم شدم
عبارت مودبانه برای شروع مکالمه با کسی که مشغول است.
21. I’ll be with you in a minute
معنی: الان میام پیشتون
وقتی کمی مشغول هستید ولی میخواهید بگویید که زود برمیگردید.
مثال:
Give me a sec, I’ll be with you in a minute.
یه لحظه صبر کن، الان میام.
22. Where were we?
معنی: کجا بودیم؟
وقتی مکالمهای قطع شده و میخواهید دوباره ادامه دهید.
مثال:
Sorry for the interruption. Where were we?
ببخشید صحبتمون قطع شد. کجا بودیم؟
23. I’m sorry, I didn’t catch you
معنی: متوجه منظورت نشدم
برای مودبانه خواستن تکرار چیزی که طرف مقابل گفته.

24. Lucky you!
معنی: خوش به حالت!
وقتی کسی خبر خوب یا تجربه جالبی تعریف میکند.
مثال:
I just got back from Paris.
Lucky you!
تازه از پاریس برگشتم. – خوش به حالت!
25. I freaked out
معنی: وحشتزده شدم / شوکه شدم
وقتی از چیزی خیلی ترسیدهاید یا تعجب کردهاید.
26. Better late than never
معنی: دیر رسیدن بهتر از نرسیدنه
وقتی کاری با تأخیر انجام شده ولی هنوز ارزشمند است.
27. You’ve got to be kidding me
معنی: حتماً شوخیت گرفته!
برای بیان تعجب یا ناباوری.
28. Cheer up
معنی: ناراحت نباش
برای دلگرمی دادن به کسی که ناراحت یا ناامید است.
29. Come on, you can do it
معنی: بیخیال! تو میتونی!
عبارت انگیزشی برای تشویق کسی به تلاش.
30. Keep up the good work
معنی: آفرین، ادامه بده
برای تشویق کسی به ادامه دادن تلاشهای خوبش.
31. It’s not the end of the world
معنی: دنیا که به آخر نرسیده
برای آرام کردن کسی که از شکست یا مشکلی ناراحت است.

32. That’s lit
معنی: دمت گرم / عالیه!
برای ابراز هیجان و خوشحالی از یک خبر یا اتفاق خوب.
33. There you go
معنی: آها، همینه
برای نشان دادن موفقیت طرف مقابل در انجام کاری.
34. Not a bit
معنی: اصلاً نه!
برای نشان دادن عدم علاقه یا رد کامل پیشنهاد.
35. There is no room for doubt
معنی: جای هیچ شکی نیست
وقتی چیزی کاملاً قطعی است.
36. I’ll text you
معنی: بهت پیام میدم
برای اطلاع دادن به کسی که بعداً تماس یا پیامی ارسال میکنید.
37. It’s not worth it
معنی: ارزششو نداره
برای بیان بیفایده بودن یک کار یا موقعیت.
38. You rock
معنی: دمت گرم / تو فوقالعادهای
برای تحسین کسی که کاری عالی انجام داده است.
39. You should go the extra mile
معنی: باید بیشتر تلاش کنی
برای توصیه به کسی که کمی بیشتر تلاش کند تا نتیجه بهتری بگیرد.
40. Step up your game
معنی: تکون بده خودتو!
برای گفتن به کسی که باید سطح کار یا تلاشش را بالاتر ببرد.
41. Pull yourself together
معنی: خودتو جمع کن
برای تشویق کسی که در شرایط سخت روحیهاش را از دست داده.
42. You sold me
معنی: قانعم کردی
وقتی حرف یا پیشنهاد کسی را پذیرفتهاید.
43. Couldn’t care less
معنی: اصلاً برام مهم نیست
برای نشان دادن بیاهمیتی کامل نسبت به موضوعی.

44. This is a no-brainer
معنی: بدیهیه
وقتی تصمیمی کاملاً واضح و ساده است.
45. You screwed up
معنی: گند زدی
برای گفتن اینکه کسی اشتباه بزرگی مرتکب شده است.
46. You are driving me nuts
معنی: داری دیوونم میکنی
وقتی رفتار کسی شما را عصبانی کرده یا آزار میدهد.
47. Can you cover me?
معنی: میتونی جام وایسی؟
وقتی میخواهید کسی جای شما کاری انجام دهد.
48. I’d better be going
معنی: دیگه باید برم
برای مودبانه خداحافظی کردن وقتی وقت رفتن رسیده.
49. Thank heavens it’s Friday
معنی: خدا رو شکر جمعه شد
برای ابراز خوشحالی از رسیدن آخر هفته.
50. Take care
معنی: مراقب خودت باش
عبارتی رایج برای خداحافظی و آرزوی سلامتی.

اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی
| اصطلاح (Idiom) | معنی ساده و روان |
|---|---|
| (as) cool as a cucumber | خیلی خونسرد و آرام بودن |
| a word to the wise | عبارتی برای شروع نصیحت یا توصیه |
| actions speak louder than words | عمل مهمتر از حرف است |
| add fuel to the fire | بدتر کردن یک وضعیت بد |
| all good things (must) come to an end | حتی چیزهای خوب هم تمام میشوند |
| all that glitters is not gold | هر چیز درخشانی ارزشمند نیست |
| all’s fair in love and war | در عشق و جنگ همه چیز مجاز است |
| all’s well that ends well | پایان خوش همه چیز را خوب میکند |
| backseat driver | کسی که بیموقع نصیحت میکند |
| be all thumbs | دست و پا چلفتی بودن |
| be green with envy | خیلی حسود بودن |
| be on the ball | سریع و هوشیار بودن |
| beat a dead horse | تلاش بیهوده کردن |
| better late than never | دیر رسیدن بهتر از نرسیدن است |
| bite off more than you can chew | کاری بزرگتر از توان خود انجام دادن |
| bite the bullet | انجام کاری سخت با شجاعت |
| blood is thicker than water | خانواده مهمتر از همه چیز است |
| break a leg | موفق باشی! |
| break bread | با هم غذا خوردن و صمیمی شدن |
| castles in the air | برنامه خیالی و غیرممکن |
| cut to the chase | رفتن سر اصل مطلب |
| easy come, easy go | بادآورده را باد میبرد |
| fish in troubled waters | از موقعیت آشفته سود بردن |
| from A to Z | از اول تا آخر |
| get on your high horse | مغرورانه نصیحت کردن دیگران |
| get up on the wrong side of the bed | بداخلاق از خواب بیدار شدن |
| have a finger in every pie | در همه کارها دخالت داشتن |
| have your cake and eat it (too) | نمیتوان دو چیز خوب را با هم داشت |
| horses for courses | کار را به کاردان سپردن |
| it costs an arm and a leg | خیلی گران بودن |
| it takes two to tango | دعوا دو طرف دارد |
| kill two birds with one stone | با یک تیر دو نشان زدن |
| let the cat out of the bag | لو دادن راز |
| no news is good news | خبر نداشتن یعنی مشکل نیست |
| no pain, no gain | بدون تلاش موفقیتی نیست |
| not be born yesterday | سادهلوح نبودن |
| out of sight, out of mind | دور از چشم، دور از دل |
| out of the blue | ناگهانی |
| out with the old, in with the new | جایگزینی چیز قدیمی با جدید |
| practice makes perfect | تمرین باعث پیشرفت میشود |
| sb’s/sth’s days are numbered | عمرش به سر آمده |
| shape up or ship out | یا درست رفتار کن یا برو |
| smell fishy | مشکوک بودن |
| take something for granted | قدر چیزی را ندانستن |
| the dust settles | آرام شدن اوضاع |
| time flies | زمان زود میگذرد |
| to do sb a solid | لطف کردن به کسی |
| two heads are better than one | دو فکر بهتر از یک فکر است |
| under the weather | کسالت داشتن |
| when pigs fly | هرگز اتفاق نمیافتد |
| when the chips are down | وقتی شرایط سخت میشود |
| where there’s a will there’s a way | خواستن توانستن است |
| while the cat’s away, the mice will play | وقتی رئیس نیست، زیر دستان سوءاستفاده میکنند |
| you can’t judge a book by its cover | از ظاهر قضاوت نکن |
| your mind is a blank / goes blank | چیزی به ذهنت نمیرسد |
| you’re only young once | از جوانی باید استفاده کرد |
| you’ve made your bed, now lie in it | نتیجه کارهای خودت را بپذیر |
اصطلاحات و ضرب المثل های رایج زبان انگلیسی

| اصطلاح انگلیسی | معنی ساده (انگلیسی) | ترجمه و توضیح روان فارسی |
|---|---|---|
| Beat around the bush | Avoid the main topic | طفره رفتن و نگفتن اصل مطلب |
| Get your act together | Get organized and work effectively | خودت را جمع و جور کن و کار را درست انجام بده |
| Hit the sack | Go to bed, sleep | رفتن به خواب |
| Your guess is as good as mine | I have no idea | من هم نمیدانم |
| Good things come to those who wait | Be patient and good things will come | صبر کن تا به نتیجه خوب برسی |
| Back against the wall | No way out of a difficult situation | گیر افتادن در شرایط سخت بدون راه فرار |
| Up in arms | Angry or upset | عصبانی یا ناراحت بودن |
| Scrape the barrel | Use the worst option because nothing better is available | از بدترین گزینه هم استفاده کردن چون چارهای نیست |
| Burn your boats/bridges | Do something that cannot be undone | کاری کردن که راه برگشت نداشته باشد |
| Break new ground | Do something innovative or new | کاری تازه و نوآورانه انجام دادن |
| Sell like hot cakes | Sell very fast | خیلی سریع فروش رفتن |
| Run around in circles | Waste effort with no result | بیهوده تلاش کردن |
| On cloud nine | Extremely happy | بسیار خوشحال بودن |
| Left out in the cold | Ignored or excluded | کنار گذاشته شدن، نادیده گرفته شدن |
| Blow hot and cold | Keep changing your mind or mood | مدام نظر یا حالتت را عوض کردن |
| Cut corners | Do something the easy/cheap way | سر و ته کاری را زدن، ساده انجام دادن |
| Boil the ocean | Try something too big or impossible | کاری غیرممکن یا خیلی بزرگ را شروع کردن |
| Keep an ear to the ground | Stay informed | همیشه باخبر و آگاه بودن |
| Eat like a horse | Eat too much | خیلی زیاد غذا خوردن |
| A snowball effect | Small actions leading to big results | اثر دومینویی اتفاقات |
| In for a penny, in for a pound | If you start, commit fully | وقتی شروع کردی تا آخر ادامه بده |
| A bird in the hand is better than two in the bush | What you have now is better than a future promise | قناعت کردن به چیزی که داری، بهتر از امید به چیزی که نداری |
| Chip off the old block | Be like your parents | شبیه پدر و مادر بودن |
| Do unto others as you would have them do unto you | Treat others as you wish to be treated | همانطور که دوست داری با تو رفتار شود، با دیگران رفتار کن |
| Don’t cry over spilt milk | Don’t waste time on things you can’t change | برای چیزی که گذشته و درست نمیشود غصه نخور |
| Every cloud has a silver lining | Good things can come from bad situations | از دل اتفاق بد هم ممکن است خیر بیرون بیاید |
| Beside yourself with joy | Extremely happy | از خوشحالی در پوست نگنجیدن |
| Fair and square | Honest and fair | روراست و منصف بودن |
| Having an Ace up the sleeve | Hidden advantage | برگ برنده داشتن |
| A black sheep | Disgrace in the family | مایه ننگ خانواده |
| Hook, line and sinker | Completely believe or get involved | با تمام وجود درگیر یا باور کردن |
| Looking to your laurels | Don’t get lazy because of past success | به گذشته افتخار نکن و آماده تلاش دوباره باش |
| Bear a grudge | Stay angry about past wrongs | کینه به دل داشتن |
| By the skin of your teeth | Just barely succeed | به زور و با سختی موفق شدن |
| Down for the count | Too tired, ready to quit | کاملاً خسته و از پا افتاده |
| Draw the line | Set a limit | مرز تعیین کردن، خط قرمز گذاشتن |
| Easier said than done | Harder to do than to say | گفتنش آسانتر از انجام دادنش است |
| Break a leg | Good luck! | موفق باشی! |
| Up a creek without a paddle | In big trouble | توی دردسر افتادن |
| Give it a whirl | Try it out | امتحان کردن چیزی |
| Fish out of water | Feel uncomfortable or out of place | احساس غریبی کردن |
| In the fast lane | Exciting and busy life | زندگی پرهیجان و شلوغ |
| Go the extra mile | Make extra effort | تلاش مضاعف کردن |
| Snug as a bug in a rug | Warm and comfortable | گرم و نرم بودن |
| Step up your game | Improve performance | سطح کارت را بالاتر ببر |
| Not see the wood for the trees | Miss the big picture | در جزئیات غرق شدن و اصل موضوع را ندیدن |
| Lose your marbles | Go crazy | دیوانه شدن |
| Straight from the horse’s mouth | Get information directly from the source | مستقیم از منبع خبر گرفتن |
| Crying Wolf | Call for help unnecessarily | بیخود کمک خواستن |
| Palm off | Pass fake as real | چیزی تقلبی را اصل جا زدن |

| اصطلاح | معنی ساده (انگلیسی) | کاربرد و ترجمه روان فارسی |
|---|---|---|
| A little learning is a dangerous thing | Superficial knowledge can be harmful | یادگیری سطحی خطرناک است؛ کسانی که نصفهنیمه میدانند، خطرناک هستند (بهتنهایی) |
| A snowball effect | One event leads to another | اثر دومینویی؛ رویدادها باعث تقویت همدیگر میشوند (در جمله) |
| A snowball’s chance in hell | No chance at all | هیچ شانسی ندارد (در جمله) |
| A stitch in time saves nine | Fix a problem early | مشکل را زود حل کن تا بزرگ نشود (بهتنهایی) |
| A storm in a teacup | Big fuss over a small issue | سر و صدای زیاد برای مشکل کوچک (در جمله) |
| An apple a day keeps the doctor away | Healthy habits prevent illness | روزی یک سیب بخور تا سالم بمانی (بهتنهایی) |
| An ounce of prevention is worth a pound of cure | Preventing is easier than fixing | پیشگیری بهتر از درمان است (بهتنهایی) |
| As right as rain | Completely fine | عالی و بینقص (در جمله) |
| Bolt from the blue | Sudden, unexpected event | اتفاق ناگهانی و غافلگیرکننده (در جمله) |
| Burn bridges | Destroy relationships forever | پلهای پشتسر را خراب کردن، روابط را نابود کردن (در جمله) |
| Calm before the storm | Quiet before trouble | آرامش قبل از طوفان (در جمله) |
| Come rain or shine | No matter what happens | تحت هر شرایطی (در جمله) |
| Curiosity killed the cat | Don’t be too curious | فضولی زیاد دردسر درست میکند (بهتنهایی) |
| Cut the mustard | Do something well | کاری را بهخوبی انجام دادن (در جمله) |
| Don’t beat a dead horse | Stop talking about it | بحث درباره چیزی که تمام شده را رها کن (بهتنهایی) |
| Every dog has his day | Everyone gets a chance | هر کسی بالاخره شانسش را پیدا میکند (بهتنهایی) |
| Familiarity breeds contempt | Too much familiarity causes dislike | هرچه بیشتر بشناسی، کمتر دوست داری (بهتنهایی) |
| Fit as a fiddle | In perfect health | سرحال و سالم بودن (در جمله) |
| Fortune favors the bold | Take risks to succeed | شجاعت نتیجه میدهد (بهتنهایی) |
| Get a second wind | Regain energy | بعد از خستگی دوباره انرژی گرفتن (در جمله) |
| Get wind of something | Hear a secret or rumor | خبر از جایی شنیدن (در جمله) |
| Go down in flames | Fail spectacularly | شکست سنگین خوردن (در جمله) |
| Haste makes waste | Hurry causes mistakes | عجله باعث خرابکاری میشود (بهتنهایی) |
| Have your head in the clouds | Daydreaming, not focused | حواست پرت است، تمرکز نداری (در جمله) |
| He who laughs last laughs loudest | The one who wins in the end laughs best | در آخر جواب میدهم و خوشحال میشوم (بهتنهایی) |
| Hear something straight from the horse’s mouth | Get info directly from source | از منبع موثق شنیدن (در جمله) |
| He’s not playing with a full deck | He’s not very smart | او عقل درستحسابی ندارد (بهتنهایی) |
| He’s off his rocker | He’s crazy | او دیوانه است (بهتنهایی) |
| He’s sitting on the fence | Can’t make a decision | دودل است، تصمیم نمیگیرد (بهتنهایی) |
| It is a poor workman who blames his tools | Don’t blame tools for your own faults | تقصیر را گردن ابزار نینداز (بهتنهایی) |
| It is always darkest before the dawn | Things get better after the worst | بعد از سختی، گشایش میآید (بهتنهایی) |
| It takes two to tango | Both sides are responsible | در هر ماجرا دو طرف مقصرند (بهتنهایی) |
| Jump on the bandwagon | Join what others are doing | همراه موج شدن، تقلید از دیگران (در جمله) |
| Know which way the wind is blowing | Understand the situation | شرایط را بسنج و تصمیم بگیر (در جمله) |
| Leave no stone unturned | Search everywhere | همهجا را بگرد (در جمله) |
| Let sleeping dogs lie | Leave things as they are | موضوع تمامشده را دوباره مطرح نکن (در جمله) |
| Like riding a bicycle | Something you never forget | کاری که همیشه یادت میماند (در جمله) |
| Like two peas in a pod | Very similar, always together | خیلی شبیه هم و همیشه با هم (در جمله) |
| Make hay while the sun shines | Take advantage of opportunities | از فرصت استفاده کن (در جمله) |
| On cloud nine | Extremely happy | خیلی خوشحال بودن (در جمله) |
| Once bitten, twice shy | More careful after bad experience | مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد (بهتنهایی) |
| Out of the frying pan and into the fire | Things go from bad to worse | از چاله به چاه افتادن (بهتنهایی) |
| Run like the wind | Run very fast | مثل باد دویدن (در جمله) |
| Shape up or ship out | Improve or leave | یا بهتر شو یا برو (بهتنهایی) |
| Snowed under | Very busy | خیلی سرش شلوغ است (در جمله) |
| That ship has sailed | Too late | دیگر دیر شده است (بهتنهایی) |
| The pot calling the kettle black | Hypocrite criticizing another | کاسه از آش داغتر شدن (در جمله) |
| There are clouds on the horizon | Trouble is coming | مشکلات در راه است (بهتنهایی) |
| Those who live in glass houses shouldn’t throw stones | Don’t criticize if you’re not perfect | کسی که خودش ایراد دارد، نباید دیگران را نقد کند (بهتنهایی) |
| Through thick and thin | In good and bad times | در خوشی و ناخوشی کنار هم بودن (در جمله) |
| Time is money | Time is valuable | وقت طلاست، وقت را تلف نکن (بهتنهایی) |
| Waste not, want not | Don’t waste things | اسراف نکن تا کم نیاوری (بهتنهایی) |
| We see eye to eye | Agree with someone | با هم موافق بودن (بهتنهایی) |
| Weather the storm | Survive a difficult time | از بحران گذشتن (در جمله) |
| Well begun is half done | Good start is important | شروع خوب نصف کار است (بهتنهایی) |
| When it rains it pours | Bad things happen together | مشکلات پشت سر هم میآیند (بهتنهایی) |
| You can catch more flies with honey than with vinegar | Be nice to get what you want | با مهربانی بیشتر به نتیجه میرسی (بهتنهایی) |
| You can lead a horse to water, but you can’t make him drink | You can’t force someone to act | نمیتوان کسی را مجبور به کاری کرد (بهتنهایی) |
| You can’t make an omelet without breaking some eggs | Every action has a cost | هر موفقیتی هزینهای دارد (بهتنهایی) |
جمعبندی اصطلاح رایج در مکالمات زبان انگلیسی
اصطلاحات انگلیسی بخش جدانشدنی از زبان محاورهای هستند. با یادگیری و تمرین این عبارات، مکالمه شما طبیعیتر، روانتر و جذابتر خواهد شد. پیشنهاد میکنم هر روز چند اصطلاح جدید را انتخاب کنید، معنی آنها را به خاطر بسپارید و در جملات روزمرهتان استفاده کنید. تکرار و تمرین باعث میشود این اصطلاحات در ذهن شما ماندگار شوند و هنگام صحبت کردن، بدون فکر کردن از آنها استفاده کنید.
