فعلها و اصطلاحات لباس پوشیدن به انگلیسی + مثال
فعلها و اصطلاحات لباس پوشیدن به انگلیسی
یادگیری افعال و اصطلاحات مربوط به لباس پوشیدن در زبان انگلیسی بخش مهمی از مکالمه روزمره و تعاملات اجتماعی است. چه برای توصیف لباسها، خرید، مهمانیها یا موقعیتهای رسمی باشد، دانستن این واژگان و افعال به شما کمک میکند جملات طبیعی و روان بسازید.
در این مقاله شما با اصطلاحات کلیدی پوشاک مانند dress، suit، hoodie، jeans و دیگر لباسها آشنا میشوید و همچنین افعال عبارتی پرکاربرد مثل put on، take off، dress up و try on را یاد میگیرید که برای صحبت در مورد پوشیدن، درآوردن یا ست کردن لباسها بسیار کاربردی هستند.
جدول محتوا
افعال عبارتی مربوط به لباس در انگلیسی
در مکالمات روزمره برای صحبت درباره پوشیدن، درآوردن، شیکپوشی یا تعمیر لباسها، از افعال عبارتی زیر بیشتر استفاده میشود:
- Put on — پوشیدن لباس: پوشیدن لباس یا کمک به پوشاندن لباس.
- Take off — درآوردن لباس: برای بیرون آوردن لباس.
- Try on — پرو کردن: امتحان کردن لباس قبل از خرید.
- Pull on — سریع پوشیدن: زمانی که عجله دارید.
- Button up — بستن دکمهها: معمولاً در هوای سرد.
- Dress up — رسمی و شیک لباس پوشیدن: مخصوص مهمانیها و مناسبتها.
- Kick off — درآوردن سریع کفش: زمانی که خسته هستید.
- Zip up — بستن زیپ: لباس یا کیف.
- Hang up — آویزان کردن لباس: روی چوبلباسی.
- Hang out — پهن کردن لباس برای خشک شدن.
- Slip on — راحت و سریع پوشیدن: بدون وقت و دردسر.
- Wrap up — گرم لباس پوشیدن: مخصوص روزهای سرد.
- Do up — بستن لباس: دکمه، زیپ یا کمربند.
- Throw on — سریع و بیدقت لباس پوشیدن: بدون انتخاب زیاد.
- Wear out — کهنه شدن لباس: خراب شدن بهخاطر استفاده طولانی.
- Go with — ست شدن لباسها: هماهنگی رنگ یا سبک.
- Take in — تنگ کردن لباس: هنگام کاهش وزن یا گشاد بودن لباس.
- Turn up — کوتاه کردن لبهٔ لباس: تنظیم قد شلوار یا دامن.
- Have on — به تن داشتن: توصیف لباس فعلی.
- Come off — درآمدن لباس یا کفش: معمولاً ناگهانی.
- Show off — به نمایش گذاشتن: نشان دادن لباس، کفش یا حتی اکسسوری.

افعال عبارتی غیررایج مربوط به لباس پوشیدن
در زبان انگلیسی، مجموعهای از افعال عبارتی (Phrasal Verbs) وجود دارد که برای توصیف کارهای مربوط به لباس پوشیدن و استایل بهکار میروند. این افعال معنای مستقیم ندارند و باید بهصورت اصطلاحی یاد گرفته شوند.
مهمترین آنها عبارتند از:
- go on a diet / get into: وقتی کسی به خاطر چاق شدن دیگر نمیتواند لباسش را بپوشد.
- give away: بخشیدن لباسهایی که برایمان کوچک شدهاند.
- go with: برای توضیح ست بودن لباسها با هم.
- slip on: پوشیدن سریع لباس یا دمپایی.
- pick out: انتخاب لباس مناسب در موقعیتهای مختلف.
- pick up: تحویل گرفتن لباس از خشکشویی.
- put away: جمعکردن و سرجای خود گذاشتن لباسها.
- put on: پوشیدن لباس.
- take off: درآوردن لباس یا اکسسوری.
- throw away: دور انداختن لباس (که میتوان بهجایش بازیافت کرد).
- try on: امتحان کردن لباس قبل از خرید.
- wear out: وقتی لباس بر اثر استفاده زیاد خراب میشود.
این افعال در مکالمههای روزمره کاربرد فراوان دارند و یادگیری آنها باعث میشود بتوانید درباره لباس و استایل، طبیعی و روان صحبت کنید.

کاربرد Wear، Put on، Get dressed، Dress و Carry
۱) تفاوت Put on و Wear
Put on = عمل پوشیدن (در حال پوشیدن هستیم)
زمانی استفاده میشود که لباس یا اکسسوری را روی بدن قرار میدهیم.
مثال:
Jay is putting on his hat.
جِی در حال گذاشتن کلاه است.
Wear = لباس هماکنون تن ماست (بعد از پوشیدن)
زمانی که لباس یا وسیله پوشیدنی الان روی بدن ماست از wear استفاده میکنیم.
مثال:
I’m wearing a black jacket today.
امروز کت مشکی پوشیدهام.
صرف فعل بیقاعده: wear – wore – worn
موارد کاربرد:
glasses, hats, jewelry, wigs, makeup
عینک، کلاه، طلا، کلاهگیس، آرایش و…
مثال:
Are you wearing my hairspray again?
دوباره اسپری موی من را زدی؟
۲) تفاوت Wear و Carry
Wear = چیزی روی بدن شماست
حالت پوشیدن.
Carry = چیزی را حمل میکنید
در دست، روی شانه یا همراهتان است.
مثال:
I’m carrying an umbrella and wearing a hat.
چتر دستم است و کلاه پوشیدهام.
Carry = حمل وزن یا جابهجا کردن
I’ll carry this one.
من این یکی را حمل میکنم.
۳) کاربرد Dress و Dressed
Dress (اسم) = لباس زنانه
مثال:
a wedding dress
لباس عروس
Dressed (صفت) = لباس پوشیده
If someone is dressed, they are wearing clothes.
اگر کسی dressed باشد یعنی لباس تنش است.
مثال:
Aren’t you dressed yet?
هنوز لباس نپوشیدی؟
۴) Dress به عنوان فعل
استفاده میشود برای لباس پوشیدن یا لباس پوشاندن:
مثال:
I like to dress smartly for the office.
دوست دارم برای دفتر شیک لباس بپوشم.
We can dress ourselves/children/pets.
میتوانیم خودمان، بچهها یا حیوانات را لباس بپوشانیم.
بیشتر بخوانید : کامل ترین لیست انواع پوشاک و لباس به انگلیسی
۵) Dress up = لباس رسمی یا خاص پوشیدن
برای مهمانیها، مراسم رسمی، هالووین و مناسبتها.
لهجهها:
- بریتانیایی: fancy dress party
- آمریکایی: costume party
۶) Get dressed = رایجترین عبارت برای لباس پوشیدن
کاربرد روزمره و طبیعیتر از فعل dress.
مثال:
I’ll get dressed now.
الان لباس میپوشم.
متضاد:
Get undressed = لباس درآوردن
OK, I need you to get undressed.
لطفاً لباست را در بیاور.
۷) نکات مهم Clothes، Clothing و Cloth
Clothes = اسم جمع
همیشه فعل جمع میگیرد.
✔️ His new clothes look good.
❌ His new clothes looks good.
Clothing = اسم مفرد رسمی
برای اشاره به نوع لباس، نه خود لباسها.
✔️ protective clothing
Piece / item of clothing
برای اشاره به یک تکه لباس:
✔️ I bought a new piece of clothing.
Cloth = پارچه
برای تمیز کردن یا دوخت.
✔️ Wipe the table with a damp cloth.
جمعبندی سریع
| فعل / عبارت | معنی | زمان استفاده |
|---|---|---|
| Wear | لباس تن شماست | بعد از پوشیدن |
| Put on | عمل پوشیدن | هنگام قرار دادن روی بدن |
| Carry | حمل کردن وسیله | در دست، روی شانه، همراه |
| Dress | لباس پوشیدن / پوشاندن | رسمیتر |
| Dress up | رسمی و شیک لباس پوشیدن | مراسمها |
| Get dressed | لباس پوشیدن | روتین و رایج |
| Get undressed | لباس درآوردن | — |

اصطلاحات کاربردی لباسپوشیدن
مجموعهای از اصطلاحات رایج که معنای غیرمستقیم دارند و در مکالمه بسیار کاربردیاند:
- at the drop of a hat: بدون معطلی کاری انجام دادن.
- have a bee in one’s bonnet: ذهن درگیر چیزی بودن.
- below the belt: حرف یا رفتار غیرمنصفانه.
- bursting at the seams: خیلی تنگ شدن لباس.
- caught with one’s pants down: غافلگیر شدن.
- have a card up one’s sleeve: داشتن برگ برنده.
- buckle down: جدی کار کردن.
- burn a hole in one’s pocket: وسوسه خرج کردن.
- fit like a glove: کاملاً اندازه بودن.
- fine-tooth comb: با دقت زیاد بررسی کردن.
- fly by the seat of your pants: بدون برنامه عمل کردن.
- handle with kid gloves: با احتیاط برخورد کردن.
- hand-me-down: لباس دستدوم.
- in one’s birthday suit: کاملاً برهنه.
- keep your shirt on: آرام باش.
- keep something zipped: راز را مخفی نگه داشتن.
- off the cuff: بدون آمادگی حرف زدن.
- pull up one’s socks: تلاش بیشتر کردن.
- put a sock in it: ساکت شدن.
- put your thinking cap on: عمیق فکر کردن.
- put yourself in someone’s shoes: خود را جای فرد دیگر گذاشتن.
- ride someone’s coattails: بهرهبرداری از موفقیت دیگران.
- roll up one’s sleeves: آستین بالا زدن و شروع کردن.
- take one’s hat off to someone: احترام گذاشتن.
- wear one’s heart on one’s sleeve: احساسات را آشکار نشان دادن.
- wear the trousers: تصمیمگیرنده بودن.

واژگان کلیدی لباسها
مهمترین آیتمهای پوشاک در انگلیسی و توضیح کوتاه درباره کاربرد آنها:
- Dress: لباس یکتکه زنانه. مثال: I dressed up.
- Skirt: دامن.
- Socks: جوراب.
- Suit: کتوشلوار رسمی مردانه.
- Sweater / Jumper: پلیور گرم.
- Sweatpants: شلوار راحتی.
- Vest / Waistcoat: جلیقه بدون آستین.
- Sweatshirt / Hoodie: سوییشرت؛ اگر کلاه داشته باشد hoodie است.
- Pants / Trousers: شلوار (انواع مختلف).
- Swimsuit: مایو.
- Tank Top: تاپ رکابی.
- Pantyhose: جورابشلواری.
- Polo Shirt: پیراهن یقهدار.
- Pullover: پولیور بدون زیپ.
- Raincoat: بارانی.
- Scarf: شالگردن.
- Shawl: شال بزرگ.
- Shirt: پیراهن مردانه.
- Shoes / Boots: کفش / چکمه.
- Shorts: شلوارک.
- Tie: کراوات.
- Tracksuit: گرمکن ورزشی.
- T-shirt: تیشرت.
- Tuxedo: تاکسیدو رسمی.
- Underpants: لباس زیر مردانه.
- Wedding Dress: لباس عروس.
- Windbreaker: بادگیر.
- Belt: کمربند.
- Blouse: بلوز زنانه.
- Jacket: کت کوتاه.
- Hat: کلاه.
- Coat: پالتو.
- Evening Gown: لباس مجلسی بلند.
- Gloves: دستکش.
- Pajamas: لباس خواب.
- Jeans: شلوار جین.

جمعبندی فعلها و اصطلاحات لباس پوشیدن به انگلیسی
در این مقاله، شما با اصطلاحات پرکاربرد لباس و پوشاک و افعال عبارتی مربوط به پوشیدن، درآوردن و ست کردن لباسها آشنا شدید. دانستن این واژگان و عبارات به شما کمک میکند تا در مکالمات روزمره، خرید، مهمانیها و موقعیتهای رسمی بهراحتی صحبت کنید و دقیقاً منظور خود را منتقل کنید. همچنین، با استفاده از این افعال عبارتی، جملات شما طبیعیتر و روانتر خواهد بود.