مکالمه روزمره در زبان انگلیسی + اصطلاحات رایج مکالمه
مکالمه روزمره در زبان انگلیسی
یادگیری مکالمه روزمره انگلیسی یکی از مهمترین مهارتها برای برقراری ارتباط موثر در زندگی شخصی، تحصیلی و کاری است. در این مقاله، با انواع مکالمه در موقعیتهای مختلف از جمله سلام و احوالپرسی، معرفی خود و دیگران، پرسیدن زمان، تماس تلفنی، خرید، رستوران، هتل، پرسیدن آدرس، درخواست کمک و بیان احساسات آشنا میشوید.
با مطالعه این مقاله میتوانید با اعتمادبهنفس و روان در موقعیتهای واقعی انگلیسی صحبت کنید و جملات و اصطلاحات کاربردی را به راحتی به کار ببرید.
فهرست مطالب
- مکالمه روزمره در زبان انگلیسی
- سلام و احوالپرسی در مکالمه روزمره انگلیسی
- مکالمه در مورد زمان به انگلیسی (Saying the Time)
- مکالمه در مورد معرفی خود و دیگران به انگلیسی
- مکالمه پرسیدن اطلاعات شخصی به انگلیسی
- مکالمه تصادفی دیدن کسی در انگلیسی (Coincidences)
- مکالمه انگلیسی برای اعلام مخالفت و موافقت (Agreeing and Disagreeing)
- مکالمه انگلیسی برای ابراز نظر و احساسات (Expressing Opinions and Feelings)
- مکالمه انگلیسی در هتل (Hotel Conversation)
- مکالمهی خرید کردن در انگلیسی (Shopping)
- مکالمات انگلیسی در کافه و رستوران (Restaurant and Cafe Conversations)
- مکالمهی آدرس پرسیدن در انگلیسی (Asking Directions)
- مکالمه برای درخواست کمک در انگلیسی (Calling for Help)
- مکالمهی پرسیدن و پاسخ دادن به سوالات در انگلیسی (Asking and Answering Questions)
- اصطلاح رایج در مکالمات زبان انگلیسی
- جمعبندی مکالمه روزمره در زبان انگلیسی

سلام و احوالپرسی در مکالمه روزمره انگلیسی

یکی از اولین و پرکاربردترین موقعیتها در مکالمه روزمره انگلیسی، سلام و احوالپرسی است. بسته به موقعیت، میتوانید از جملات رسمی یا غیررسمی استفاده کنید. در ادامه چند نمونه از رایجترین عبارتها را میبینید:
- Hello / Hi : سلام
- How are you? : حال شما چطور است؟
- I’m fine, thank you. How are you? : من خوبم، ممنون. شما چطورید؟
- What’s up? : چه خبر؟ (غیر رسمی)
- Not much. : چیز خاصی نیست.
مکالمه رسمی در انگلیسی (Formal Conversation)
در موقعیتهای رسمی مثل محیط دانشگاه، محل کار یا ملاقاتهای رسمی، بهتر است از جملات مودبانه و رسمی استفاده کنیم.
مثال مکالمه رسمی:
JAMES: Good morning, Professor Austin, how are you doing?
صبح بخیر پروفسور آستین، حالتون چطوره؟
PROFESSOR AUSTIN: Good morning, James. I am doing well. And you?
صبح بخیر جیمز، خوبم. تو چطوری؟
JAMES: I’m great, thank you. This is my friend Emma. She is thinking about applying to this college. She has a few questions. Would you mind telling us about the process, please?
خیلی خوبم، ممنون. این دوستم اِماست که قصد داره در این دانشگاه ثبتنام کنه. او چند سؤال داره. ممکنه لطف کنید و مراحل کار رو برای ما توضیح بدید؟
PROFESSOR AUSTIN: Hello, Emma! It’s a pleasure to meet you. I’m more than happy to speak with you. Please stop by my office next week.
سلام اِما! از دیدنت خوشحال شدم. خیلی خوشحال میشم بیشتر باهات صحبت کنم. لطفاً هفتهی آینده به دفترم بیا.
EMMA: It’s a pleasure to meet you, professor. Thank you so much for helping us.
دیدن شما باعث افتخاره پروفسور. خیلی ممنون از کمکتون.
PROFESSOR AUSTIN: Don’t mention it. Hopefully, I will be able to answer your questions!
خواهش میکنم. امیدوارم بتونم به سؤالهات جواب بدم.
مکالمه دوستانه و غیررسمی در انگلیسی (Informal Conversation)
در جمع دوستان یا در موقعیتهای صمیمانه، میتوان از جملات ساده و راحتتر استفاده کرد. این نوع مکالمه لحن غیررسمی دارد و معمولاً کوتاهتر است.
مثال مکالمه دوستانه:
JANE: Hi, Helen! How’s it going?
سلام هلن! حالت چطوره؟
HELEN: Fine, thanks — and you?
خوبم، ممنون. تو چطوری؟
JANE: Just fine. Where are you off to?
منم خوبم. کجا داری میری؟
HELEN: To the library. I’ve got a history exam next week and need to start studying. Ugh.
دارم میرم کتابخونه. هفتهی بعد امتحان تاریخ دارم و باید شروع کنم به درس خوندن. اوف!
JANE: Oh, no. Well, I’ll see you later then. Good luck!
اوه نه! خب پس بعداً میبینمت. موفق باشی!
HELEN: Thanks. See you later.
ممنون. بعداً میبینمت.
مکالمه در مورد زمان به انگلیسی (Saying the Time)

NATASHA: What time is it? We’re going to be late!
ساعت چند است؟ داریم دیر میکنیم!
TONY: It’s a quarter after seven. We’re on time. Don’t panic.
ساعت هفت و ربع است. به موقع میرسیم. نگران نباش.
NATASHA: But I thought we had to be at the restaurant by 7:30 for the surprise party. We’ll never make it there with all this evening traffic.
اما فکر میکردم باید تا ساعت هفت و نیم در رستوران برای جشن سورپرایز باشیم. با این ترافیک عصر به موقع نمیرسیم.
TONY: Sure we will. Rush hour is almost over. Anyway, the party starts at 8:00. But I do need help with directions. Can you call the restaurant and ask them where we park our car?
حتماً میرسیم. ساعت شلوغی تقریباً تمام شده. به هر حال جشن ساعت هشت شروع میشود. فقط برای مسیر نیاز به کمک دارم. میتوانی به رستوران زنگ بزنی و بپرسی کجا باید ماشین را پارک کنیم؟
مکالمه در مورد معرفی خود و دیگران به انگلیسی

SARA: Hello, my name is Sara. I’m from Tehran and I’m a university student.
سلام، اسم من سارا است. اهل تهران هستم و دانشجوی دانشگاه هستم.
DAVID: Nice to meet you, Sara. I’m David. I’m from London and I work as an engineer.
از آشنایی با تو خوشوقتم سارا. من دیوید هستم. اهل لندنم و به عنوان مهندس کار میکنم.
SARA: Nice to meet you too, David. This is my friend Maryam. She studies medicine.
از آشنایی با تو هم خوشحالم دیوید. این دوستم مریم است. او پزشکی میخواند.
MARYAM: Hello, David. It’s a pleasure to meet you.
سلام دیوید، از آشنایی با تو خوشحال شدم.
DAVID: Likewise!
من هم همینطور!
مکالمه پرسیدن اطلاعات شخصی به انگلیسی
ANNA: Hi! What’s your name?
سلام! اسمت چیه؟
OMID: My name is Omid. And you?
اسم من امید است. و تو؟
ANNA: I’m Anna. Where are you from?
من آنا هستم. اهل کجایی؟
OMID: I’m from Shiraz, but I live in Tehran now.
من اهل شیراز هستم، اما الان در تهران زندگی میکنم.
ANNA: That’s nice. How old are you?
عالیه. چند سالته؟
OMID: I’m 23 years old. What about you?
من ۲۳ سالمه. تو چطور؟
ANNA: I’m 22. What do you do?
من ۲۲ سالمه. چه کار میکنی؟
OMID: I’m a university student.
من دانشجو هستم.
مکالمهی تلفنی در انگلیسی (A Telephone Call)

یکی از موقعیتهای بسیار رایج در مکالمه روزمره انگلیسی، تماس تلفنی است. یادگیری جملات پرکاربرد در تلفن به شما کمک میکند چه در مکالمات کاری و رسمی، چه در تماسهای دوستانه، راحتتر صحبت کنید. در ادامه یک نمونه مکالمه دوستانه تلفنی به انگلیسی همراه با ترجمه را مشاهده میکنید:
JOHN: Hi, Alice, it’s John. How are you?
سلام آلیس، منم جان. حالت چطوره؟
ALICE: Oh, hi, John! I was just thinking about you.
اوه، سلام جان! همین الان داشتم بهت فکر میکردم.
JOHN: That’s nice. I was wondering if you’d like to go to a movie tonight.
چه خوب! داشتم فکر میکردم شاید دلت بخواد امشب بریم سینما.
ALICE: Sure, I’d love to! What’s playing?
حتماً، خیلی دوست دارم! چه فیلمی در حال پخش هست؟
JOHN: I was thinking about that new comedy Lights Out. What do you think?
داشتم به کمدی جدید Lights Out فکر میکردم. نظرت چیه؟
ALICE: Sounds great!
عالیه!
JOHN: OK, I’ll pick you up around 7:30. The movie starts at 8:00.
خیلی خب، حدود ۷:۳۰ میام دنبالت. فیلم ساعت ۸ شروع میشه.
ALICE: See you then. Bye!
باشه، پس میبینمت. خداحافظ!
مکالمه تصادفی دیدن کسی در انگلیسی (Coincidences)
MEG: Well, hello there, Julia! Long time no see!
سلام جولیا! خیلی وقته ندیدمت!
JULIA: Meg! Hi! What a coincidence! I haven’t seen you in ages! What are you doing here?
مِگ! سلام! چه تصادفی! خیلی وقته ندیدمت! اینجا چیکار میکنی؟
MEG: I just got a new job in the city, so I’m shopping for some clothes. Hey, what do you think of this shirt?
من تازه شغل جدیدی تو شهر پیدا کردم، بخاطر همین دارم چند دست لباس میخرم. ببین این پیراهن چطور است؟
JULIA: Hmmm … well, you know how much I love blue. See? I’ve got the same shirt!
هوم … خب، تو میدونی من چقدر رنگ آبی رو دوست دارم. ببین! من هم همین پیراهن رو دارم.
MEG: You always did have good taste! What a small world.
تو همیشه سلیقهی خوبی داشتی! چه دنیای کوچیکی!

مکالمهی دوباره تکرار کردن چیزی در انگلیسی (Can You Say That Again?)
LUKE: Hello? Hi, Stephanie, how are things at the office?
الو؟ سلام استفانی، اوضاع در دفتر چطوره؟
STEPHANIE: Hi, Luke! How are you? Can you please stop and pick up an extra paper for the computer printer?
سلام لوک! حالت چطوره؟ میتونی لطفاً یک توقف داشته باشی و برگهی اضافه برای پرینتر بگیری؟
LUKE: What did you say? Can you repeat that, please? Did you say to pick up ink for the printer? Sorry, the phone is cutting out.
چی گفتی؟ میتونی دوباره تکرارش کنی؟ گفتی جوهر پرینتر بگیرم؟ متأسفم، تلفن قطع و وصل میشه.
STEPHANIE: Can you hear me now? No, I need more computer paper. Listen, I’ll text you exactly what I need. Thanks, Luke. Talk to you later.
الان میتونی صدای منو بشنوی؟ نه، من کاغذ بیشتری نیاز دارم. گوش کن، من دقیقاً چیزی که نیاز دارم برات پیام میکنم. ممنون لوک. بعداً صحبت میکنیم.
LUKE: Thanks, Stephanie. Sorry, my phone has really bad reception here.
ممنون استفانی. متأسفم، تلفنم اینجا آنتندهی خیلی بدی داره.
مکالمه انگلیسی برای اعلام مخالفت و موافقت (Agreeing and Disagreeing)
ALICE: I think we should start the meeting earlier tomorrow.
فکر میکنم بهتره جلسه فردا رو زودتر شروع کنیم.
DAVID: I agree with you. Starting early will give us more time to finish the agenda.
با شما موافقم. شروع زودتر وقت بیشتری برای پایان دادن به دستور جلسه به ما میدهد.
ALICE: Exactly!
SARA: I’m not sure I agree. Some team members might find it difficult to come earlier.
مطمئن نیستم که موافق باشم. ممکنه بعضی اعضای تیم نتونن زودتر بیان.
DAVID: I see your point, Sara, but we can adjust the schedule so it’s convenient for everyone.
من منظور شما را میفهمم سارا، اما میتونیم برنامه رو طوری تنظیم کنیم که برای همه مناسب باشه.
مکالمه انگلیسی برای ابراز نظر و احساسات (Expressing Opinions and Feelings)

JANE: What do you think about the new movie?
نظر تو درباره فیلم جدید چیه؟
DAVID: In my opinion, it’s really exciting. I loved the storyline.
به نظر من، خیلی هیجانانگیز بود. داستانش رو خیلی دوست داشتم.
JANE: I think it was a bit too long, but the ending was amazing!
فکر میکنم کمی طولانی بود، اما پایانش فوقالعاده بود!
DAVID: Yes, I agree. It made me feel happy and inspired.
آره، موافقم. باعث شد احساس خوشحالی و انگیزه کنم.
JANE: Me too! I’m really enjoying movies like this.
من هم همینطور! واقعاً از این نوع فیلمها لذت میبرم.
مکالمه انگلیسی در هتل (Hotel Conversation)

Hotel: Good afternoon. Welcome to the Rose Hotel. How may I help you?
بعدازظهرتان بهخیر. به هتل رز خوش آمدید. چگونه میتوانم کمکتان کنم؟
Guest: I have a reservation for today. It’s under the name of Wilson.
من یک رزرو برای امروز دارم که به نام ویلسون ثبت شدهاست.
Hotel: Yes, Mr. Wilson, we’ve reserved a double room for you with a view of the ocean for two nights. Is that correct?
درسته آقای ویلسون، ما یک اتاق دو نفره با چشمانداز اقیانوس را برای دو شب به نام شما رزرو کردهایم. درست است؟
Guest: Yes, it is.
بله؛ درست است.
Hotel: Excellent. We already have your credit card information on file. Could you sign the receipt along the bottom, please?
عالیست. در حال حاضر اطلاعات کارت اعتباریتان در سیستم داریم. ممکن است لطفا آخر رسید را امضا کنید؟
Guest: What room am I in?
کدام اتاق متعلق به من است؟
Hotel: Room 487. Here is your key.
اتاق شماره ۴۸۷. بفرمایید این کلید اتاقتان است.
Guest: Great. Thanks.
عالیه. متشکرم.
مکالمهی خرید کردن در انگلیسی (Shopping)

SALESPERSON: Can I help you?
میتونم بهتون کمک کنم؟
GLORIA: Yes, I’m looking for a sweater — in a size medium.
بله، من دنبال یک سوییشرت میگردم – با سایز مدیوم.
SALESPERSON: Let’s see … here’s a nice white one. What do you think?
بذارید ببینم … اینجا یک سفید قشنگ هست. نظرتون چیه؟
GLORIA: I think I’d rather have it in blue.
فکر میکنم رنگ آبی آن را ترجیح میدهم.
SALESPERSON: OK … here’s blue, in a medium. Would you like to try it on?
اوکی … این رنگ آبی با سایز مدیوم. دوست دارید امتحانش کنید؟
GLORIA: OK … yes, I love it. It fits perfectly. How much is it?
اوکی … بله، عاشقشم. به خوبی اندازهام است. قیمتش چند است؟
SALESPERSON: It’s $50. It will be $53, with tax.
آن ۵۰ دلار است. با مالیات ۵۳ دلار میشود.
GLORIA: Perfect! I’ll take it.
عالیه! همین را میخرم.
مکالمات انگلیسی در کافه و رستوران (Restaurant and Cafe Conversations)

WAITER: Good evening! Welcome to The Green Garden. How many people?
عصر بخیر! به رستوران گرین گاردن خوش آمدید. چند نفر هستید؟
CUSTOMER: Two, please.
دو نفر لطفاً.
WAITER: Right this way. Here’s your table. Can I get you something to drink?
اینجا لطفاً. این میز شماست. میتوانم چیزی برای نوشیدن بیاورم؟
CUSTOMER: Yes, two iced teas, please.
بله، دو چای یخ، لطفاً.
WAITER: Of course. Are you ready to order your meal, or do you need a few minutes?
البته. آماده سفارش غذای خود هستید یا کمی وقت نیاز دارید؟
CUSTOMER: We’re ready. I’ll have the grilled chicken salad, and she’ll have the spaghetti carbonara.
ما آمادهایم. من سالاد مرغ گریل میخواهم و او اسپاگتی کاربونارا.
WAITER: Great choice! I’ll be back with your drinks shortly.
انتخاب عالی! نوشیدنیهایتان را به زودی میآورم.
CUSTOMER: Thank you!
ممنون!
مکالمهی آدرس پرسیدن در انگلیسی (Asking Directions)

MARK: Excuse me. Could you tell me where the library is?
ببخشید. میتوانید به من بگویید که کتابخانه کجاست؟
NANCY: Yes, it’s that way. You go three blocks to Washington Street, then turn right. It’s on the corner, across from the bank.
بله، از اون راه باید بروید. شما سه بلوک به سمت واشنگتن ستریت بروید، سپس به راست بپیچید. کتابخانه نبش خیابان، روبروی بانک است.
MARK: Thanks! I’ve only been in town a few days, so I really don’t know my way around yet.
ممنون! من تنها چند روز است که در شهر بودهام، به همین دلیل هنوز اطراف را نمیشناسم.
NANCY: Oh, I know how you feel. We moved here a year ago, and I still don’t know where everything is!
اوه، میفهمم چه حسی داری. ما سال پیش به اینجا نقل مکان کردیم و من هنوز نمیدانم همه چیز کجاست!
مکالمه برای درخواست کمک در انگلیسی (Calling for Help)

PETER: Hey! That car just ran a red light and hit that truck!
سلام! آن ماشین تازه چراغ قرمز را رد کرد و به آن کامیون زد!
GAIL: Is anyone hurt?
کسی آسیب دیده است؟
PETER: I don’t know … let’s call 911. … Hello? I’d like to report a car accident near the post office on Charles Street. It looks like a man is hurt. Yes, it just happened. OK, thanks. Bye.
نمیدانم … بیا به 911 زنگ بزنیم … الو؟ میخواهم گزارش یک تصادف ماشین نزدیک اداره پست در خیابان چارلز بدهم. به نظر میآید یک مرد آسیب دیده است. بله، همین الان اتفاق افتاد. اوکی، ممنون. خداحافظ.
GAIL: What did they say?
چی گفتند؟
PETER: They’re going to send an ambulance and a police car right away.
آنها قرار است همین الان یک آمبولانس و ماشین پلیس بفرستند.
GAIL: Good, they’re here. I hope the man is OK.
خوبه، آنها اینجان. امیدوارم حال آن مرد خوب باشد.
PETER: I know. You have to be so careful when you’re driving.
میدانم. باید خیلی با دقت رانندگی کنی.
مکالمهی پرسیدن و پاسخ دادن به سوالات در انگلیسی (Asking and Answering Questions)

ANNA: Hi! What’s your name?
سلام! اسمت چیه؟
TOM: Hi! My name is Tom. And you?
سلام! اسم من تام است. تو چطور؟
ANNA: I’m Anna. Where are you from, Tom?
من آنا هستم. اهل کجایی تام؟
TOM: I’m from New York. How about you?
من اهل نیویورک هستم. تو چطور؟
ANNA: I’m from London. What do you do for a living?
من اهل لندن هستم. چه کاری انجام میدهی؟
TOM: I’m a teacher. And you?
من معلم هستم. تو چطور؟
ANNA: I work in marketing.
من در حوزه بازاریابی کار میکنم.
📋 اصطلاحات رایج در مکالمه روزمره انگلیسی
🗣️ سلام و احوالپرسی
| اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|
| Hello | سلام |
| Hi | سلام (غیر رسمی) |
| Good morning | صبح بخیر |
| Good afternoon | عصر بخیر |
| Good evening | شب بخیر |
| How are you? | حال شما چطور است؟ |
| What’s up? | چه خبر؟ (غیر رسمی) |
| How’s it going? | اوضاع چطوره؟ (غیر رسمی) |
| I’m fine, thank you | من خوبم، ممنون |
| Not bad, thanks | بد نیستم، ممنون |
| So-so | بد نیست (معمولی) |
| Pretty good | خیلی خوبم |
🙋 معرفی خود
| اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|
| My name is … | اسم من … است. |
| I’m … | من … هستم. |
| Nice to meet you | از ملاقات شما خوشحالم |
| Pleased to meet you | از آشنایی با شما خوشبختم |
| Where are you from? | اهل کجا هستید؟ |
| I’m from … | من اهل … هستم. |
🙏 تشکر و عذرخواهی
| اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|
| Thank you | متشکرم |
| Thanks | ممنون |
| Thank you very much | خیلی ممنون |
| You’re welcome | خواهش میکنم |
| I’m sorry | متاسفم |
| Excuse me | ببخشید |
❓ سوال پرسیدن
| اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|
| What’s your name? | اسم شما چیست؟ |
| What do you do? | شغل شما چیست؟ |
| Where do you live? | کجا زندگی میکنید؟ |
| How old are you? | چند سال دارید؟ |
| What time is it? | ساعت چند است؟ |
| Can you help me? | میتوانید به من کمک کنید؟ |
👋 خداحافظی
| اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|
| Goodbye | خداحافظ |
| Bye | خداحافظ (غیر رسمی) |
| See you later | بعداً میبینمت |
| See you soon | به زودی میبینمت |
| Take care | مراقب خودت باش |

🔑 عبارات عمومی
| اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|
| Excuse me, can you help me? | ببخشید، میتوانید کمک کنید؟ |
| I don’t understand | متوجه نمیشوم |
| Can you speak slower, please? | میتوانید آهستهتر صحبت کنید؟ |
| Could you repeat that, please? | میتوانید دوباره تکرار کنید؟ |
| I agree with you | با شما موافقم |
| I disagree with you | با شما مخالفم |
| Let’s go | بیایید برویم |
| What do you think? | نظر شما چیست؟ |
| That’s a good idea | ایده خوبی است |
| I have no idea | هیچ ایدهای ندارم |
| I’m not sure | مطمئن نیستم |
| It’s up to you | این به شما بستگی دارد |
اصطلاح رایج در مکالمات زبان انگلیسی
| اصطلاح | معنی | توضیح / کاربرد |
|---|---|---|
| How is it going? | اوضاع چطوره؟ | پرسیدن حال کسی، مخصوصاً وقتی مدتها ندیدید یا برای بررسی پیشرفت کارها. |
| Long time no see! | پارسال دوست، امسال آشنا! | وقتی مدت زیادی کسی را ندیدهاید (دوست یا خانواده). |
| What have you been up to? | چی کارا میکنی؟ | شروع مکالمه درباره اوضاع کلی زندگی یا کار. |
| Can’t complain! | شکر، میگذرونیم! | پاسخ مثبت ساده به «چطوری؟». |
| How do you know? | از کجا میدونی؟ | وقتی کسی چیزی غیرمنتظره میگوید. |
| That’s a good one! | باحال بود! | واکنش به حرف خندهدار یا طعنهآمیز. |
| It’s very kind of you! | لطف کردید! | برای تشکر از لطف کسی حتی کوچک. |
| Thank you anyway | به هر حال ممنون | وقتی کسی تلاش کرده کمکی کند، حتی اگر نتیجه نداشته. |
| Thank you in advance | پیشاپیش ازت ممنونم | وقتی درخواستی دارید و میخواهید انگیزه بدهید. |
| No worries | نگران نباشید | نشان میدهد مشکلی با نتیجه یا شرایط ندارید. |
| What’s going on? | چه خبرا؟ | پرسیدن حال و روز دوستان یا همکاران. |
| Did I get you right? | درست فهمیدم؟ | وقتی مطمئن نیستید چیزی را درست شنیدهاید. |
| Don’t take it to heart | به دل نگیر | برای آرام کردن کسی قبل از گفتن چیزی ناخوشایند. |
| I didn’t catch the last word | ببخشید آخرشو نفهمیدم | وقتی آخر صحبت کسی را متوجه نشدهاید. |
| Sorry, I wasn’t listening | ببخشید حواسم نبود | عذرخواهی وقتی حین صحبت حواس پرت شدهاید. |
| It doesn’t matter | مهم نیست | نشان میدهد علیرغم مشکلات، کار باید ادامه یابد. |
| Fingers crossed | ایشالا | ابراز امیدواری به نتیجه مثبت. |
| Oh, that. That explains it | آها پس قضیه این بود | وقتی دلیل یک موضوع را فهمیدید. |
| Things happen | پیش میآد | آرام کردن کسی درباره اتفاقات غیرمنتظره. |
| Sorry to bother you | ببخشید مزاحم شدم | وقتی میخواهید با فردی مشغول صحبت کنید. |
| I’ll be with you in a minute | الان میام پیشتون | وقتی کمی دیر میرسید یا کار فوری دارید. |
| Where were we? | کجا بودیم؟ | برای ادامه جلسه بعد از وقفه. |
| I’m sorry, I didn’t catch you | متوجه منظورت نشدم | وقتی کسی سریع صحبت کرده و شما نفهمیدید. |
| Lucky you! | خوش به حالت! | وقتی به چیزی که کسی دارد غبطه میخورید. |
| I freaked out | گرخیدم! | واکنش به موقعیت شوکهکننده یا ترسناک. |
| Better late than never | دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است | وقتی کسی دیر کاری را انجام میدهد. |
| You’ve got to be kidding me | حتما شوخیت گرفته | واکنش به چیز غیرقابل باور. |
| Cheer up | عیب نداره / ناراحت نباش | دلداری دادن به کسی که ناراحت است. |
| Come on, you can do it | بیخیال! تو میتونی! | برای ایجاد انگیزه در کسی. |
| Keep up the good work | آفرین، به تلاشت ادامه بده | برای تشویق دانشآموز، همکار یا فرزند. |
| It’s not the end of the world | دنیا که به آخر نرسیده | دلداری وقتی کسی شکست خورده است. |
| That’s lit | دمت گرم، عالیه! | تشویق نتایج مثبت و دستاوردها. |
| There you go | آها خودشه | وقتی مسئلهای سخت حل شود. |
| Not a bit | حتی یه ذرهام نه! | نشان بیمیلی کامل به یک پیشنهاد. |
| There is no room for doubt | جای هیچ شکی نیست | وقتی کاری با قطعیت کامل انجام شده باشد. |
| I’ll text you | بهت خبر میدم | وقتی الان پاسخی ندارید و بعداً میگویید. |
| It’s not worth it | ارزششو نداره | وقتی نتیجه یا سود کافی در کاری وجود ندارد. |
| You rock | دمت گرم | وقتی کسی کار فوقالعادهای انجام داده. |
| You should go the extra mile | یکم بیشتر تلاش کن | وقتی انتظار تلاش بیشتری دارید. |
| Step up your game | تکون بده خودتو! | برای یادآوری افزایش تلاش به همتیمی یا همکار. |
| Pull yourself together | خودتو جمع و جور کن | برای تشویق کسی در شرایط سخت. |
| You sold me | قانعم کردی | وقتی کسی شما را متقاعد کرده است. |
| Couldn’t care less | اصلاً برام مهم نیست | نشان بیتفاوتی کامل به موضوعی. |
| This is a no-brainer | بدیهیه | تصمیمی بسیار واضح و بدون نیاز به فکر. |
| You screwed up | گند زدی | وقتی کسی اشتباه بزرگی کرده است. |
| You are driving me nuts | داری دیوونم میکنی | وقتی کسی با تکرار اشتباهات شما را عصبی میکند. |
| Can you cover me? | میتونی جام واسی؟ / هوامو داری؟ | وقتی میخواهید کسی جای شما کاری انجام دهد. |
| I’d better be going | دیگه باید برم | برای خداحافظی وقتی باید سریع بروید. |
| Thank heavens it’s Friday | خداروشکر جمعهست! | وقتی آخر هفته از کار خسته شدهاید. |
| Take care | مراقب خودت باش | هنگام خداحافظی با دوستان و خانواده. |

جمعبندی مکالمه روزمره در زبان انگلیسی
در این مقاله، شما با پرکاربردترین مکالمات روزمره انگلیسی و جملات نمونه در موقعیتهای مختلف آشنا شدید. استفاده از این مکالمات و اصطلاحات به شما کمک میکند:
- در سلام و احوالپرسی و معرفی خود راحتتر باشید.
- زمان، آدرس و اطلاعات شخصی را به انگلیسی بپرسید و پاسخ دهید.
- در هتل، رستوران، فروشگاه و کافه با اعتمادبهنفس مکالمه کنید.
- در شرایط اضطراری، درخواست کمک و تماس با اورژانس داشته باشید.
- با استفاده از اصطلاحات و جملات رایج، مکالمههای شما طبیعیتر و روانتر شود.
تمرین و تکرار این مکالمات باعث میشود مهارت گفتاری شما تقویت شود و در زندگی روزمره و سفرهای خارجی با اعتمادبهنفس انگلیسی صحبت کنید.