مقالات زبان انگلیسی

 نسبت های فامیلی به انگلیسی + جدول و تلفظ

 نسبت های فامیلی به انگلیسی

 نسبت های فامیلی به انگلیسی

نسبت‌های فامیلی به انگلیسی (English Family Relationships) یکی از پایه‌ای‌ترین مباحث در یادگیری زبان انگلیسی است. این اصطلاحات به ما کمک می‌کنند تا درباره خانواده خود صحبت کنیم، دیگران را معرفی کنیم و در مکالمات روزمره، نامه‌نگاری‌ها یا آزمون‌های زبان، دقیق و روان صحبت کنیم. در این مقاله، شما با واژگان و اصطلاحات مربوط به خانواده نزدیک (مانند mother, father, brother)، خانواده دور (مانند uncle, aunt, cousin)، نسبت‌های سببی (مانند mother-in-law, stepfather) و حتی اصطلاحات رایج و پرکاربرد انگلیسی درباره روابط خانوادگی آشنا می‌شوید. هدف ما این است که این واژه‌ها را به‌سادگی یاد بگیرید و در موقعیت‌های واقعی، به‌درستی از آن‌ها استفاده کنید.

دوره های زبان موسسه رادتایم
دوره های زبان موسسه رادتایم

اعضای خانواده نزدیک به انگلیسی (Immediate Family)

وقتی صحبت از نسبت‌های فامیلی به انگلیسی می‌شود، اولین و مهم‌ترین گروه، اعضای خانواده نزدیک یا همان Immediate Family هستند. این افراد معمولاً شامل پدر، مادر، خواهر، برادر و فرزندان هستند که رابطه‌ای خونی با شما دارند. پس از ازدواج، همسر (زن یا شوهر) نیز جزو خانواده نزدیک محسوب می‌شود.

در ادامه، اسامی اعضای خانواده نزدیک را به انگلیسی همراه با معنی فارسی مشاهده می‌کنید:

فارسیانگلیسی
مامان (عامیانه)Mom
بابا (عامیانه)Dad
مادر (رسمی‌تر)Mother
پدر (رسمی‌تر)Father
والدینParents
خواهرSister
برادرBrother
خواهر و برادر (جمع)Siblings
فرزند دخترDaughter
فرزند پسرSon
فرزندانChildren
همسر (زن)Wife
همسر (مرد)Husband

💡 نکته زبانی: واژه Siblings در زبان انگلیسی، یک کلمه‌ کلی برای اشاره به خواهر و برادر است و به‌جای استفاده جداگانه از brother و sister در جمع، کاربرد دارد.

اعضای خانواده به انگلیسی
اعضای خانواده به انگلیسی

اعضای خانواده دور به انگلیسی (Extended Family)

علاوه بر اعضای درجه‌یک خانواده، ما در زبان انگلیسی با گروهی از افراد به نام خویشاوندان یا بستگان دور (Extended Family) هم سروکار داریم. این گروه شامل پدربزرگ، مادربزرگ، خاله، دایی، عمو، عمه و فرزندان آن‌هاست. هرچند این افراد نیز رابطه‌ی خونی با ما دارند، اما از نظر ساختار خانوادگی در دسته‌ی خانواده نزدیک (Immediate Family) قرار نمی‌گیرند.

در جدول زیر، رایج‌ترین اصطلاحات مرتبط با خویشاوندان دور را به همراه ترجمه فارسی آن‌ها مشاهده می‌کنید:

فارسیانگلیسی
خاله / عمه / زن‌عمو / زن‌داییAunt
عمو / دایی / شوهرخاله / شوهرعمهUncle
خاله‌ بزرگGreat-aunt
عمو یا دایی بزرگGreat-uncle
دخترِ خواهر یا برادرNiece
پسرِ خواهر یا برادرNephew
دختر یکی از بستگان (مثل دخترخاله یا دخترعمو)Female cousin
پسر یکی از بستگان (مثل پسرعمو یا پسرخاله)Male cousin
مادربزرگGrandmother
پدربزرگGrandfather
مادربزرگ و پدربزرگGrandparents
مادرِ مادربزرگ یا پدربزرگ (مادرِ جد)Great-grandmother
پدرِ مادربزرگ یا پدربزرگ (پدرِ جد)Great-grandfather
مادر و پدر جدGreat-grandparents
مادرِ مادرِ پدربزرگ یا مادربزرگ (نسل قبل‌تر)Great-great-grandmother
پدرِ پدرِ پدربزرگ یا مادربزرگ (نسل قبل‌تر)Great-great-grandfather
والدین نسل بسیار قبل‌تر (مادر/پدرِ اجداد)Great-great-grandparents

نکته زبانی: در انگلیسی برای اشاره به نسل‌های بالاتر از پدربزرگ و مادربزرگ، از ترکیب «great-» استفاده می‌شود. به‌عنوان مثال:

اعضای خانواده سببی به انگلیسی (In-laws & Step-relatives)

در کنار خانواده خونی، افرادی هم هستند که از طریق ازدواج با آن‌ها نسبت پیدا می‌کنیم. این گروه در زبان انگلیسی تحت عنوان خانواده سببی (In-laws) یا نسبت‌های ناتنی (Step-relatives & Half-relatives) شناخته می‌شوند.

اعضای خانواده سببی معمولاً رابطه‌ی خونی با ما ندارند، اما به دلیل ازدواج وارد خانواده ما شده‌اند. در ادامه با مهم‌ترین اصطلاحات مرتبط با این نوع روابط آشنا می‌شویم.


💍 نسبت‌های خانوادگی از طریق ازدواج (In-laws)

فارسیانگلیسی
مادرشوهر / مادرزنMother-in-law
پدرشوهر / پدرزنFather-in-law
والدین همسرParents-in-law
عروسDaughter-in-law
دامادSon-in-law
شوهر سابقEx-husband
زن سابقEx-wife
دوست‌پسرBoyfriend
دوست‌دخترGirlfriend

نکته: واژه‌ی in-law به‌معنای «از طریق قانون (ازدواج)» است و با اضافه شدن به انتهای کلمات اعضای خانواده، نشان می‌دهد که نسبت از طریق ازدواج شکل گرفته، نه رابطه‌ی خونی.

بیشتر بخوانید : انواع معذرت خواهی به انگلیسی + عبارت رایج و کاربردی


اعضای خانواده ناتنی (Step و Half)

وقتی یکی از والدین شما با فردی دیگر ازدواج می‌کند یا فرزندی از ازدواج قبلی دارد، نسبت‌های جدیدی ایجاد می‌شود که با واژه‌های step و half شناخته می‌شوند.

واژه‌های با پیشوند Step (ناتنی از طریق ازدواج):

فارسیانگلیسی
مادر ناتنی (زن پدر)Stepmom / Step-mother
پدر ناتنی (شوهر مادر)Stepdad / Step-father
خواهر ناتنی (دختر همسر والد)Step-sister
برادر ناتنی (پسر همسر والد)Step-brother
فرزند همسر (پسر)Stepson
فرزند همسر (دختر)Stepdaughter
فرزند ناتنیStepchild
همسر پدر یا مادرStep-parent

واژه‌های با پیشوند Half (نیمه‌خونی):

فارسیانگلیسی
برادر ناتنی (پدر یا مادر مشترک)Half-brother
خواهر ناتنی (پدر یا مادر مشترک)Half-sister

بیشتر بخوانید : جملات و عبارت مودبانه در زبان انگلیسی | polite

نسبت‌های معنوی یا وابستگی غیرخونی

برخی اصطلاحات نیز نشان‌دهنده‌ی روابط خانوادگی غیررسمی یا وابستگی‌های معنوی هستند:

فارسیانگلیسی
مادرخواندهGodmother
پدرخواندهGodfather
فرزندخواندهGodchild

اصطلاحات مربوط به بیوه بودن

فارسیانگلیسی
زنی که همسرش فوت کردهWidow
مردی که همسرش فوت کردهWidower
اعضای خانواده به انگلیسی
اعضای خانواده به انگلیسی

سایر اعضای خانواده و اصطلاحات تکمیلی در روابط خانوادگی

در کنار اعضای خانواده نزدیک، دور و سببی، واژه‌ها و اصطلاحاتی وجود دارند که ممکن است در دسته‌بندی‌های معمول خانوادگی قرار نگیرند، اما در زبان انگلیسی رایج و پرکاربرد هستند. در این بخش به معرفی این اصطلاحات می‌پردازیم:


بیشتر بخوانید : رنگ ها در ترکی استانبولی + ویدیو آموزشی و مثال

وضعیت سنی اعضای خانواده

فارسیانگلیسی
نوزادBaby
نوپا (۱ تا ۳ ساله)Toddler
کودک (۸ تا ۱۲ ساله)Tween
نوجوانTeenager
بزرگسالAdult

وضعیت اعضا در ساختار خانواده

فارسیانگلیسی
کوچک‌ترین فرزندYoungest child
فرزند وسطMiddle child
بزرگ‌ترین فرزندEldest child
تک‌فرزندOnly child
اقوام / بستگانRelative
اجدادAncestors
نسلGeneration

بیشتر بخوانید : لیست کامل لغات کامپیوتری به انگلیسی + مثال و ترجمه

فرزندخواندگی، سرپرستی و جانشینی والدین

فارسیانگلیسی
فرزندخواندهAdopted child / Adopted
مادر جایگزین (رحمی)Surrogate mother
مادر رضاعی (سرپرست)Foster mom
پدر رضاعیFoster dad
فرزند رضاعیFoster child

فرزندان چندقلو

فارسیانگلیسی
دوقلوTwins
سه‌قلوTriplets

بیشتر بخوانید : لغات و اصطلاحات رشته مهندسی برق به انگلیسی

وضعیت تأهل و رابطه

فارسیانگلیسی
همسر (رسمی)Spouse
شریک زندگیPartner
نامزد (در دوران نامزدی)Engaged
متأهلMarried
جدا شدهSeparated
طلاق گرفتهDivorced
زن بیوهWidow
مرد بیوهWidower

نسبت‌های معنوی و مذهبی

فارسیانگلیسی
مادر تعمیدیGodmother
پدر تعمیدیGodfather
پسر تعمیدیGodson
دختر تعمیدیGoddaughter

نکته مهم: بسیاری از این اصطلاحات مثل spouse، partner، foster child یا godparent در مکالمات رسمی، متون قانونی، فرم‌های اداری یا حتی در سریال‌ها و فیلم‌های انگلیسی‌زبان بسیار کاربرد دارند. آشنایی با آن‌ها درک شما را از زبان طبیعی انگلیسی تقویت می‌کند.

پدر به انگلیسی
پدر به انگلیسی

اصطلاحات رایج درباره خانواده در زبان انگلیسی

پس از یادگیری واژه‌های مربوط به نسبت‌های فامیلی به انگلیسی، حالا نوبت به یادگیری اصطلاحاتی می‌رسد که در گفتگوهای روزمره درباره خانواده کاربرد دارند. این اصطلاحات به شما کمک می‌کنند تا مکالمه‌ای روان، طبیعی و بومی‌مانند داشته باشید و منظور خود را دقیق‌تر بیان کنید.

در ادامه، مهم‌ترین اصطلاحات انگلیسی مربوط به خانواده را همراه با معنی و توضیح بررسی می‌کنیم.


اصطلاحات کاربردی درباره اعضای خانواده

اصطلاح انگلیسیمعنی و کاربرد فارسی
To look likeشبیه بودن از نظر ظاهری: «او شبیه پدرش است» → She looks like her father
To take afterشبیه بودن در رفتار یا شخصیت به یکی از بزرگ‌ترهای خانواده: I take after my mom in personality.
To get along withرابطه خوب داشتن با کسی: I get along well with my siblings.
To start a familyتشکیل خانواده دادن (معمولاً با فرزندآوری همراه است): They just got married and want to start a family soon.
To be named afterنام‌گذاری کودک به افتخار یکی از بستگان: I was named after my grandfather.
To run in the familyویژگی، عادت یا مهارتی که در اعضای خانواده مشترک است: Musical talent runs in our family.
To be on good termsداشتن رابطه خوب و صمیمانه با یکی از اعضای خانواده: I’m on good terms with my cousins.

✅ مثال‌های کاربردی در جمله

  • I am the eldest child in my family.
    من فرزند بزرگ خانواده هستم.
  • I am the oldest child in my family.
    من فرزند ارشد خانواده هستم. (جفت جمله‌ها از نظر گرامری و معنایی درست هستند)

بیشتر بخوانید : بازی مافیا به انگلیسی + نقش ها و اصطلاحات

خانواده پدری به انگلیسی

در زبان انگلیسی برای اشاره به اعضای خانواده پدری (پدر، عمو، مادربزرگ پدری و …) اصطلاحات خاصی استفاده می‌شود. در جدول زیر برخی از رایج‌ترین آن‌ها را مرور می‌کنیم:

فارسیانگلیسی
پدرFather
پدربزرگGrandfather
مادربزرگGrandmother
عمو / داییUncle
عمه / خالهAunt
پسرعمو / دخترعمو / پسرخاله و…Cousin
ناپدریStepfather
پدربزرگ پدریPaternal grandfather
مادربزرگ پدریPaternal grandmother
عموی پدری / دایی پدریPaternal uncle
عمه‌ی پدری / خاله‌ی پدریPaternal aunt
اولین عموزاده (فرزند عمو یا خاله)First cousin
دومین عموزاده (نوه‌ی عمو یا خاله)Second cousin
سومین عموزاده (نتیجه‌ی عمو یا خاله)Third cousin

💡 نکته زبانی: برای مشخص کردن اینکه یک نسبت از سمت مادر است یا پدر، از واژه‌های maternal (مادری) و paternal (پدری) استفاده می‌شود. مثلاً:

  • Maternal uncle = دایی
  • Paternal aunt = عمه‌ی پدری
روز مادر به انگلیسی
روز مادر به انگلیسی

نسبت‌های فامیلی به انگلیسی با تلفظ

1. اعضای خانواده نزدیک (Immediate Family)

فارسیانگلیسیتلفظ IPA
مادرMother/ˈmʌð.ər/
پدرFather/ˈfɑː.ðər/
مامان (عامیانه)Mom/mɑːm/ (UK) – /mɑːm/ or /mɑm/ (US)
بابا (عامیانه)Dad/dæd/
خواهرSister/ˈsɪs.tər/
برادرBrother/ˈbrʌð.ər/
خواهر و برادرSiblings/ˈsɪb.lɪŋz/
فرزند پسرSon/sʌn/
فرزند دخترDaughter/ˈdɔː.tər/ (UK) – /ˈdɑː.t̬ɚ/ (US)
فرزندانChildren/ˈtʃɪl.drən/
همسر (زن)Wife/waɪf/
همسر (مرد)Husband/ˈhʌz.bənd/

2. اعضای خانواده دور (Extended Family)

فارسیانگلیسیتلفظ IPA
مادربزرگGrandmother/ˈɡrænˌmʌð.ər/
پدربزرگGrandfather/ˈɡrændˌfɑː.ðər/
پدربزرگ و مادربزرگGrandparents/ˈɡræn.peə.rənts/
عمه / خالهAunt/ɑːnt/ (UK) – /ænt/ (US)
عمو / داییUncle/ˈʌŋ.kəl/
دختر خواهر/برادرNiece/niːs/
پسر خواهر/برادرNephew/ˈnef.juː/
دخترعمو/خاله و…Female cousin/ˈfiː.meɪl ˈkʌz.ən/
پسرعمو/خاله و…Male cousin/meɪl ˈkʌz.ən/

3. اعضای خانواده سببی (In-laws & Step-relatives)

فارسیانگلیسیتلفظ IPA
مادرشوهر/زنMother-in-law/ˈmʌð.ər ɪn lɔː/
پدرشوهر/زنFather-in-law/ˈfɑː.ðər ɪn lɔː/
عروسDaughter-in-law/ˈdɔː.tər ɪn lɔː/
دامادSon-in-law/ˈsʌn ɪn lɔː/
ناپدریStepfather/ˈstepˌfɑː.ðər/
نامادریStepmother/ˈstepˌmʌð.ər/
برادر ناتنیStepbrother/ˈstepˌbrʌð.ər/
خواهر ناتنیStepsister/ˈstepˌsɪs.tər/
برادر نیمه‌خونیHalf-brother/ˈhɑːf ˌbrʌð.ər/
خواهر نیمه‌خونیHalf-sister/ˈhɑːf ˌsɪs.tər/

4. سایر اصطلاحات خانوادگی پرکاربرد

فارسیانگلیسیتلفظ IPA
همسر (رسمی)Spouse/spaʊs/
شریک زندگیPartner/ˈpɑːt.nər/
نامزدEngaged/ɪnˈɡeɪdʒd/
بیوه (زن)Widow/ˈwɪd.əʊ/
بیوه (مرد)Widower/ˈwɪd.əʊ.ər/
فرزندخواندهAdopted child/əˈdɒp.tɪd/
مادرخواندهGodmother/ˈɡɒdˌmʌð.ər/
پدرخواندهGodfather/ˈɡɒdˌfɑː.ðər/
نوزادBaby/ˈbeɪ.bi/
نوجوانTeenager/ˈtiːnˌeɪ.dʒər/
بزرگسالAdult/ˈæd.ʌlt/ (UK), /əˈdʌlt/ (US)
نسلGeneration/ˌdʒen.əˈreɪ.ʃən/
فامیلRelative/ˈrel.ə.tɪv/
اجدادAncestors/ˈæn.ses.tərz/
خانواده و فامیل به انگلیسی
خانواده و فامیل به انگلیسی

جمع‌بندی نسبت‌های فامیلی در زبان انگلیسی

در این مقاله با تمامی اصطلاحات مربوط به نسبت‌های خانوادگی در زبان انگلیسی آشنا شدید؛ از اعضای خانواده نزدیک و دور گرفته تا نسبت‌های سببی، ناتنی، معنوی و حتی اصطلاحات پرکاربرد در مکالمه‌های روزمره. دانستن این واژه‌ها نه‌تنها در تقویت مکالمه و نوشتار انگلیسی مؤثر است، بلکه در آزمون‌هایی مثل آیلتس، تافل و مکالمات واقعی روزمره نقش کلیدی دارد.

برای تثبیت این مطالب، پیشنهاد می‌کنیم:

  • واژه‌ها را با مثال و تلفظ تمرین کنید
  • جدول‌ها را مرور کرده و دسته‌بندی‌ها را به‌خاطر بسپارید
  • در موقعیت‌های واقعی از آن‌ها استفاده کنید

اگر به دنبال آموزش‌های حرفه‌ای‌تر هستید یا نیاز به تمرین‌های بیشتر در این زمینه دارید، می‌توانید از دوره‌ها و منابع آموزشی ما استفاده کنید.

بهترین موسسه های زبان انگلیسی تهران
بهترین موسسه های زبان انگلیسی تهران
امتیاز شما به این مقاله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *