مقالات زبان انگلیسی

کلمات و اصطلاحات فوتبال به انگلیسی + جملات انگیزشی و مثال

کلمات و اصطلاحات فوتبال به انگلیسی

کلمات و اصطلاحات فوتبال به انگلیسی

در این مقاله لیستی کامل از اصطلاحات فوتبال به انگلیسی همراه با ترجمه فارسی، جملات انگیزشی از ستاره‌های بزرگ فوتبال و مثال‌های کاربردی آورده‌ایم تا یادگیری این واژگان برای شما ساده و جذاب باشد.

English Termمعنی فارسی
Footballفوتبال
Top scorerبهترین گلزن
National teamتیم ملی
Knockout stageمرحله حذفی
Quarter-finalیک چهارم نهایی
Runners-upنایب قهرمان
Semi-finalنیمه نهایی
The finalفینال
Trophyجام قهرمانی
Attackerمهاجم
Assistant refereeکمک داور
Away gameبازی خارج از خانه
Cornerکرنر
Locker roomرختکن
Defenderمدافع
Drawمساوی
Extra timeوقت اضافی
Foulخطا
Goalkeeperدروازه‌بان
Half-timeاستراحت بین دو نیمه
Home gameبازی خانگی
Injury timeوقت تلف شده
Matchمسابقه
Midfielderهافبک
Offsideآفساید
Passپاس دادن
Penalty kickضربه پنالتی
Pitchزمین بازی
Red cardکارت قرمز
Refereeداور
Shootشوت زدن
Spectatorتماشاگر
Substituteتعویض / بازیکن ذخیره
Scissor kickضربه قیچی
Spot kickضربه پنالتی
Glovesدستکش
Goal postsتیرک دروازه
Netتور
Keep possessionحفظ توپ
Tackleتکل
Throw inاوت دستی (پرتاب)
Wallدیوار دفاعی
Yellow cardکارت زرد
Defeatباخت
Goal differenceاختلاف گل
Scoreboardتابلوی امتیازات
Benchنیمکت ذخیره
Fixturesبرنامه بازی‌ها
Own goalگل به خودی
Relegationسقوط به لیگ پایین‌تر
Skipperکاپیتان
Coach / Head coachمربی / سرمربی
VARکمک داور ویدیویی
Scoreنتیجه نهایی
To crossسانتر کردن
To dribbleدریبل زدن
To headضربه با سر
To win/lose a matchبردن یا باختن یک بازی
Send offاخراج کردن
Commentatorگزارشگر
Equalizerگل تساوی
Chest receptionدریافت توپ با سینه
Headerضربه سرزن
Football pitchزمین فوتبال
Penalty areaمحوطه جریمه
Corner flagپرچم کرنر
Toss a coinپرتاب سکه
Hat trickهتریک
Leagueلیگ
Counterattackضد حمله

پست‌های بازیکنان (Player Positions)

English Termمعنی فارسی
Goalkeeper (GK)دروازه‌بان
Defender (Def)مدافع
Full-back (FB)مدافع کناری
Center-back (CB)مدافع میانی
Midfielder (Mid)هافبک
Central Midfielder (CM)هافبک میانی
Defensive Midfielder (DM)هافبک دفاعی
Attacking Midfielder (AM)هافبک هجومی
Winger (W)وینگر (هافبک کناری)
Forward (F) / Striker (ST)مهاجم
Substituteبازیکن ذخیره
Manager / Coach / Head coachمربی / سرمربی
Refereeداور
Linesman / Assistant refereeکمک داور

ورزش به انگلیسی
ورزش به انگلیسی

حرکات و تاکتیک‌ها (Skills & Tactics)

English Termمعنی فارسی
Passپاس
Crossسانتر
Shotشوت
Dribbleدریبل
Tackleتکل
Headerضربه سر
Volleyشوت والی
Chipضربه چیپ
Corner kickضربه کرنر
Free kickضربه آزاد
Penalty kickضربه پنالتی
Penalty shootoutضربات پنالتی
Offsideآفساید
Foulخطا
Goalگل
Own goalگل به خودی
Draw / Tieمساوی
Extra timeوقت اضافه
Full timeپایان وقت قانونی
Breakawayفرار
Clearanceدفع توپ
Mark (To Mark)یارگیری
Possessionمالکیت توپ
Tiki-Takaتیکی‌تاکا
Pressing Highپرس از بالا

اصطلاحات داوری (Refereeing Terms)

English Termمعنی فارسی
Yellow cardکارت زرد
Red cardکارت قرمز
Foulخطا
Offsideآفساید
Penaltyپنالتی
Handballخطای هند

افراد در فوتبال (People in Football)

EnglishفارسیExampleترجمه مثال
RefereeداورThe referee blew his whistle for full time.داور سوت پایان را زد.
Assistant refereeکمک‌داورA referee may delegate this to an assistant referee.داور ممکن است این وظیفه را به کمک‌داور محول کند.
Goalkeeper / Goalieدروازه‌بانWho shall we play as goalkeeper?چه کسی دروازه‌بان باشد؟
Defender / BackمدافعIt’s his fourth season as an Arsenal defender.این چهارمین فصل او به‌عنوان مدافع آرسنال است.
Striker / ForwardمهاجمTheir hopes rest on their new striker.امیدشان به مهاجم جدید است.
MidfielderهافبکXavi is one of the best midfielders.ژاوی یکی از بهترین هافبک‌هاست.
Coach / Head coachمربی / سرمربیOur coach trains the team.مربی تیم را تمرین می‌دهد.
Managerمدیر تیمThe manager is very experienced.مدیر تیم خیلی باتجربه است.
Captain / SkipperکاپیتانThe captain scored first.کاپیتان اولین گل را زد.
SpectatorتماشاگرThe match attracted 40,000 spectators.مسابقه ۴۰هزار تماشاگر داشت.
CommentatorگزارشگرHe was a football commentator.او گزارشگر فوتبال بود.

اجزای زمین فوتبال (Football Pitch)

EnglishفارسیExampleترجمه مثال
Football pitch / Soccer fieldزمین فوتبالThe football pitch was wet.زمین فوتبال خیس بود.
Center circleدایره مرکزیMidfielders are near the center circle.هافبک‌ها کنار دایره مرکزی هستند.
GoalدروازهThe goal must be defended.باید از دروازه محافظت شود.
Crossbarتیر افقی دروازهHis shot hit the crossbar.توپش به تیر دروازه خورد.
Penalty spotنقطه پنالتیBoth goals were scored from the penalty spot.هر دو گل از نقطه پنالتی زده شد.
Penalty boxمحوطه جریمهHe passed into the penalty box.او توپ را به محوطه جریمه فرستاد.
Corner flagپرچم کرنرPeople pay less to sit near the corner flags.افراد برای نشستن نزدیک پرچم‌های کرنر پول کمتری می‌دهند.
Touchline / Sidelineخط طولی زمینWenger stood on the sidelines.ونگر کنار خط طولی ایستاده بود.
BenchنیمکتSimpson came off the bench.سیمپسون از نیمکت به زمین آمد.
Standsسکوها50 of Jill’s friends sat in the stands.۵۰ نفر از دوستان جیل در سکوها نشستند.
Locker roomرختکنHe changed in the locker room.او در رختکن لباس عوض کرد.

تجهیزات فوتبال (Football Equipment)

Englishفارسی
Cleats / Studsکفش استوک
Glovesدستکش دروازه‌بان
Jersey / Shirtپیراهن ورزشی
Kitلباس کامل تیم
Shin pads / Shin guardsساق‌بند
Armbandبازوبند کاپیتانی
Shortsشرت ورزشی
Soccer ballتوپ فوتبال
Yellow cardکارت زرد
Red cardکارت قرمز
Trophyجام قهرمانی

اصطلاحات بازی (Match Terms)

EnglishفارسیExampleترجمه مثال
Kick offآغاز بازیThe match kicks off at noon.بازی ظهر آغاز می‌شود.
Extra timeوقت اضافهBeckham scored in extra time.بکام در وقت اضافه گل زد.
Injury time / Stoppage timeوقت تلف‌شدهWe have five minutes of stoppage time.پنج دقیقه وقت اضافه داریم.
OffsideآفسایدThe goal was disallowed for offside.گل به‌دلیل آفساید مردود شد.
Penalty kickضربه پنالتیThey got a penalty kick.آنها پنالتی گرفتند.
Penalty shootoutضربات پنالتیThe match went to a penalty shootout.بازی به پنالتی کشیده شد.
Corner kickکرنرHe scored from a corner kick.او از کرنر گل زد.
Free kickضربه ایستگاهیHe was a free kick specialist.او متخصص ضربات ایستگاهی بود.
Equalizerگل تساویEngland scored the equalizer.انگلیس گل تساوی زد.
Hat trickهت‌تریکHe scored a hat trick.او هت‌تریک کرد.
CounterattackضدحملهThey scored on a counterattack.آنها با ضدحمله گل زدند.

افعال پرکاربرد در فوتبال (Football Verbs)

English Verbمعنی فارسیExampleترجمه مثال
To score (a goal)گل زدنHe scored 12 goals this season.او ۱۲ گل زد.
To concede (a goal)گل خوردنThe team conceded 19 goals.تیم ۱۹ گل خورد.
To dribbleدریبل زدنHe dribbled past his opponent.او از حریف دریبل زد.
To passپاس دادنHe passed to Beckham.او به بکهام پاس داد.
To shootشوت زدنGiggs shot from halfway.گیگز از وسط زمین شوت زد.
To crossسانتر کردنHe crossed the ball into the box.او توپ را سانتر کرد.
To headبا سر زدنRooney headed the ball.رونی توپ را با سر زد.
To foulخطا کردنHe fouled the captain.او روی کاپیتان خطا کرد.
To be sent offاخراج شدنHe was sent off for a foul.او به‌خاطر خطا اخراج شد.

جملات انگیزشی از فوتبالیست‌ها و بزرگان ورزش

جملات انگیزشی از فوتبالیست‌ها و بزرگان ورزش
جملات انگیزشی از فوتبالیست‌ها و بزرگان ورزش

🌟 فوتبالیست‌های بزرگ

Lionel Messi (لیونل مسی):

“You can overcome anything, if and only if you love something enough.”
شما می‌توانید بر هر چیزی غلبه کنید، اگر و فقط اگر چیزی را به اندازه کافی دوست داشته باشید.

“You have to fight to reach your dream. You have to sacrifice and work hard for it.”
برای رسیدن به رویایت باید بجنگی. باید فداکاری کنی و سخت تلاش کنی.


Cristiano Ronaldo (کریستیانو رونالدو):

“The true warrior understands that success is measured by how many times you’ve picked yourself up and fought on, not by how many times you’ve been knocked down.”
جنگجوی واقعی می‌داند که موفقیت با تعداد دفعاتی که بلند می‌شوی و ادامه می‌دهی اندازه‌گیری می‌شود؛ نه با تعداد دفعاتی که زمین خورده‌ای.


David Beckham (دیوید بکهام):

“When you have a dream, you’ve got to grab it and never let go.”
وقتی رویایی داری، باید آن را بگیری و هرگز رها نکنی.


Neymar Jr. (نیمار جونیور):

“To be successful, you must live the life of a champion, where you do what others won’t.”
برای موفقیت باید زندگی یک قهرمان را داشته باشی، جایی که کارهایی انجام می‌دهی که دیگران حاضر به انجام آن نیستند.


Zinedine Zidane (زین‌الدین زیدان):

“A true champion isn’t just someone who wins, but someone who gets back up when they fall.”
قهرمان واقعی فقط کسی نیست که برنده می‌شود، بلکه کسی است که وقتی می‌افتد دوباره بلند می‌شود.


Ronaldinho (رونالدینیو):

“If you want to be the best, you have to do things that other people aren’t willing to do.”
اگر می‌خواهید بهترین باشید، باید کارهایی را انجام دهید که دیگران حاضر به انجام آن نیستند.


Diego Maradona (دیگو مارادونا):

“The road to success is never easy, but with perseverance, you can achieve anything.”
راه موفقیت هرگز آسان نیست، اما با پشتکار می‌توانید به هر چیزی برسید.


Didier Drogba (دیدیه دروگبا):

“When you fall, you have two options: give up or get back up and fight.”
وقتی زمین می‌خوری، دو انتخاب داری: تسلیم شوی یا دوباره بلند شوی و بجنگی.


Pelé (پله):

“Believe in yourself, work hard and never give up, no matter what.”
به خودت ایمان داشته باش، سخت کار کن و هرگز تسلیم نشو؛ مهم نیست چه پیش بیاید.


Zlatan Ibrahimović (زلاتان ابراهیموویچ):

“When you lose, say, ‘I was not good enough.’ When you win, say, ‘I was not lucky enough.'”
وقتی می‌بازی بگو: «به اندازه کافی خوب نبودم.» وقتی می‌بری بگو: «به اندازه کافی خوش‌شانس نبودم.»


⚡ جملات الهام‌بخش از دیگر بزرگان ورزش

Muhammad Ali (محمدعلی کلی – بوکسور):

“I hated every minute of training, but I said, ‘Don’t quit. Suffer now and live the rest of your life as a champion.'”
از هر دقیقه تمرین متنفر بودم، اما به خودم گفتم: «تسلیم نشو. حالا سختی بکش و بقیه عمرت را مثل یک قهرمان زندگی کن.»


Gary Player (گری پلیر – گلف):

“The more I practice, the luckier I get.”
هرچه بیشتر تمرین کنم، خوش‌شانس‌تر می‌شوم.


Rafael Nadal (رافائل نادال – تنیس):

“To be the best, you must be able to handle pressure.”
برای بهترین بودن باید بتوانی فشار را تحمل کنی.


Zig Ziglar (زیگ زیگلار – سخنران انگیزشی):

“If you are not willing to learn, no one can help you. If you are determined to learn, no one can stop you.”
اگر نخواهی یاد بگیری، هیچ‌کس نمی‌تواند به تو کمک کند. اما اگر مصمم به یادگیری باشی، هیچ‌کس نمی‌تواند جلویت را بگیرد.

مثال کلمات انگلیسی مربوط به فوتبال

مثال کلمات انگلیسی مربوط به فوتبال
مثال کلمات انگلیسی مربوط به فوتبال

در این بخش، برای هر اصطلاح فوتبالی یک یا چند جمله نمونه آورده‌ایم تا یادگیری برای شما ساده‌تر و کاربردی‌تر شود.


🏟️ Football – فوتبال

Football is a team game.
فوتبال یک بازی تیمی است.

We watched the football game on TV.
بازی فوتبال را از تلویزیون تماشا کردیم.


⚽ Top scorer – بهترین گلزن

He was Italy’s top scorer during the World Cup matches.
او بهترین گلزن ایتالیا در طول مسابقات جام جهانی بود.


🏆 National team – تیم ملی

The national football team will arrive in Tokyo tomorrow afternoon.
تیم ملی فوتبال فردا بعدازظهر وارد توکیو می‌شود.


🎯 Knockout stage – مرحله حذفی

Colombia’s win sent them through to the knockout stage of the tournament.
برد کلمبیا آن‌ها را به مرحله حذفی مسابقات رساند.


🥉 Quarter-final – یک چهارم نهایی

Japan lies third in the quarter-final.
ژاپن در مرحله یک چهارم نهایی سوم است.


🥈 Runners-up – نایب قهرمان

They finished runners-up behind Sweden.
آن‌ها پس از سوئد نایب قهرمان شدند.


🔥 Semi-final – نیمه نهایی

Four teams will go through to the semi-final.
چهار تیم به نیمه نهایی راه خواهند یافت.

Our team has qualified for the semi-final.
تیم ما به نیمه نهایی راه یافته است.


🏆 Trophy – جام قهرمانی

He lifted the trophy up and kissed it.
جام را بلند کرد و بوسید.


🧑‍⚖️ Assistant referee – کمک داور

The assistant referee has lifted the flag.
کمک داور پرچم را بلند کرد.


🏟️ Home game / Away game – بازی خانگی / بازی خارج از خانه

We lost the away game but won both the home games.
بازی خارج از خانه را باختیم اما هر دو بازی خانگی را بردیم.


🛡️ Defender – مدافع

The defender kicked the ball out of play.
مدافع توپ را به بیرون زد.

I think he’s the best defender around.
فکر می‌کنم او بهترین مدافع حال حاضر جهان است.


🧤 Goalkeeper – دروازه‌بان

The goalkeeper was injured so a defender had to go in goal.
دروازه‌بان مصدوم شد و یک مدافع مجبور شد درون دروازه قرار گیرد.

The England goalkeeper played brilliantly.
دروازه‌بان انگلیس فوق‌العاده بازی کرد.

He now plays as goalkeeper for Liverpool.
او اکنون به عنوان دروازه‌بان برای لیورپول بازی می‌کند.


🕒 Extra time – وقت اضافه

Beckham scored in extra time.
بکهام در وقت اضافه گل زد.


🔄 Substitute – تعویض

He was substituted for another midfielder because of his injury.
او به دلیل مصدومیت با یک هافبک دیگر تعویض شد.


🚫 Offside – آفساید

The goal was disallowed for offside.
گل به دلیل آفساید مردود اعلام شد.


📊 Goal difference – تفاضل گل

Both teams had tied on points and goal difference.
دو تیم در امتیاز و تفاضل گل مساوی بودند.


❌ Own goal – گل به خودی

Tom headed the ball into his own goal.
تام توپ را با ضربه سر وارد دروازه خودش کرد.

Our team lost when we scored our own goal late in the second half.
تیم ما با گل به خودی در اواخر نیمه دوم شکست خورد.


🏟️ Football pitch – زمین فوتبال

The rain had made the football pitch extremely muddy.
باران زمین فوتبال را به شدت گل‌آلود کرده بود.


🟨🟥 Penalty area – محوطه جریمه

He was fouled inside the penalty area.
او در داخل محوطه جریمه خطا شد.

جمع‌بندی کلمات و اصطلاحات فوتبال به انگلیسی

یادگیری کلمات و اصطلاحات فوتبال به انگلیسی یک فرصت فوق‌العاده است تا هم زبان انگلیسی خود را تقویت کنید و هم فوتبال را عمیق‌تر و هیجان‌انگیزتر دنبال کنید. از اسم پست‌های بازیکنان گرفته تا اصطلاحات داوری و جملات انگیزشی ستاره‌های بزرگ، هرکدام می‌تواند الهام‌بخش و کاربردی باشد. پس اگر عاشق فوتبال هستید، این اصطلاحات را به خاطر بسپارید و در مکالمات روزمره یا تماشای مسابقات از آن‌ها استفاده کنید تا هم یادگیری‌تان شیرین‌تر شود و هم علاقه‌تان به فوتبال دوچندان گردد.

بهترین موسسه های زبان انگلیسی تهران
بهترین موسسه های زبان انگلیسی تهران

سوالات متداول کلمات و اصطلاحات فوتبال به انگلیسی

گل زدن به انگلیسی در فوتبال چه می‌شود؟

در فوتبال برای گل زدن از عبارت “to score a goal” استفاده می‌شود.

دروازه فوتبال به انگلیسی چه می‌شود؟

دروازه فوتبال به انگلیسی “goal” یا “goal posts” گفته می‌شود.

مخفف پست‌های فوتبال به انگلیسی چیست؟

مخفف پست‌ها در فوتبال:
GK: Goalkeeper (دروازه‌بان)
CB: Center Back (مدافع میانی)
FB: Full Back (مدافع کناری)
CM: Central Midfielder (هافبک میانی)
DM: Defensive Midfielder (هافبک دفاعی)
AM: Attacking Midfielder (هافبک هجومی)
ST: Striker (مهاجم)
W: Winger (وینگر یا هافبک کناری)

بازی فوتبال به انگلیسی چگونه گفته می‌شود؟

برای اشاره به بازی فوتبال می‌توان گفت: “football match” یا “football game”.

اصطلاحات فوتبالی به انگلیسی کدامند؟

Kick-off (شروع بازی)
Penalty kick (ضربه پنالتی)
Offside (آفساید)
Extra time (وقت اضافه)
Red card (کارت قرمز)
Yellow card (کارت زرد)

عشق فوتبال به انگلیسی چگونه گفته می‌شود؟

عشق به فوتبال در انگلیسی معمولاً به صورت “Love of football” یا “Football lover” بیان می‌شود.

5/5 - (1 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *