مقالات زبان فرانسه

بیش از ۱۰۰ ضرب‌المثل فرانسوی پرکاربرد + ترجمه فارسی

ضرب‌المثل فرانسوی پرکاربرد

۱۰۰ ضرب‌المثل فرانسوی پرکاربرد

زبان فرانسوی فقط مجموعه‌ای از واژه‌ها و قواعد دستوری نیست؛ بلکه آیینه‌ای از فرهنگ، تاریخ و طرز فکر مردم فرانسه است. یکی از بهترین راه‌ها برای درک عمیق‌تر این زبان شیرین، آشنایی با ضرب‌المثل‌های فرانسوی است. این عبارات کوتاه و پرمعنا، مفاهیم عمیق زندگی، تجربه‌های انسانی، اخلاق، روابط اجتماعی و حتی شوخ‌طبعی فرانسوی‌ها را به‌زیباترین شکل ممکن منتقل می‌کنند.

در این مقاله، مجموعه‌ای جامع از بیش از ۱۰۰ ضرب‌المثل پرکاربرد فرانسوی را به همراه ترجمه روان فارسی، معادل‌های رایج فارسی و توضیح کاربرد هر کدام گردآوری کرده‌ایم. این مطلب نه‌تنها برای زبان‌آموزان، بلکه برای علاقه‌مندان به فرهنگ فرانسه، مترجمان و تولیدکنندگان محتوا نیز بسیار کاربردی خواهد بود.

1. Petit à petit, l’oiseau fait son nid.

پرنده، لانه‌اش را کم‌کم می‌سازد.
مفهوم: صبر، استمرار و تلاش آرام، در نهایت به موفقیت می‌انجامد.
معادل فارسی: قطره‌قطره جمع گردد وانگهی دریا شود / گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی


2. Qui sème le vent récolte la tempête.

کسی که باد می‌کارد، طوفان درو می‌کند.
مفهوم: کارهای نادرست، عواقب سنگین‌تری به دنبال دارند.


3. Après la pluie, le beau temps.

بعد از باران، هوای خوب می‌آید.
مفهوم: هیچ سختی‌ای دائمی نیست.
معادل فارسی: پایان شب سیه، سپید است.


4. C’est la goutte d’eau qui fait déborder le vase.

همین یک قطره است که ظرف را سرریز می‌کند.
مفهوم: مسائل کوچکِ تکرارشونده می‌توانند باعث بحران‌های بزرگ شوند.


5. Loin des yeux, loin du cœur.

دور از چشم، دور از دل.
معادل فارسی: از دل برود هر آن‌که از دیده برفت


6. Chassez le naturel, il revient au galop.

ذات را هرچقدر هم برانی، با تاخت برمی‌گردد.
مفهوم: تغییر ماهیت اصلی انسان بسیار دشوار است.


7. Mieux vaut tard que jamais.

دیر بهتر از هرگز است.
مفهوم: انجام دیرهنگام یک کار، بهتر از انجام ندادن آن است.


8. Tel père, tel fils.

پدر همان، پسر همان.
معادل فارسی: پسر کو ندارد نشان از پدر


9. L’habit ne fait pas le moine.

لباس، آدم را نمی‌سازد.
مفهوم: نباید بر اساس ظاهر قضاوت کرد.
معادل فارسی: عینک سواد نمی‌آورد


10. On ne peut pas avoir le beurre et l’argent du beurre.

نمی‌شود هم کره را داشت، هم پولش را.
مفهوم: نمی‌توان همه چیز را هم‌زمان به دست آورد.
معادل فارسی: هم خدا را می‌خواهد هم خرما را


11. C’est en forgeant qu’on devient forgeron.

آدم با آهنگری، آهنگر می‌شود.
مفهوم: تمرین و تکرار، مهارت می‌آورد.
معادل فارسی: کار نیکو کردن از پر کردن است


12. Il vaut mieux tenir que courir.

داشتنِ مطمئن، بهتر از دویدنِ پرریسک است.
مفهوم: گاهی حفظ موقعیت امن، عاقلانه‌تر از ریسک بزرگ است.


13. Les bons comptes font les bons amis.

حساب‌وکتاب درست، دوستی را حفظ می‌کند.
مفهوم: شفافیت مالی، پایه روابط سالم است.


14. Qui vivra verra.

هرکه زنده بماند، خواهد دید.
مفهوم: آینده نامعلوم است و باید صبر کرد.


15. Il faut tourner sept fois sa langue dans sa bouche avant de parler.

قبل از حرف زدن، هفت بار زبانت را بچرخان.
مفهوم: قبل از صحبت باید فکر کرد.


16. Les absents ont toujours tort.

غایبان همیشه مقصرند.
مفهوم: افراد حاضر، معمولاً غایبان را سرزنش می‌کنند.


17. On n’attrape pas les mouches avec du vinaigre.

با سرکه، مگس نمی‌گیرند.
مفهوم: رفتار نرم و محترمانه، مؤثرتر از تندی است.


18. Qui trop embrasse mal étreint.

کسی که زیاد در آغوش می‌گیرد، بد نگه می‌دارد.
مفهوم: تمرکز بیش از حد روی کارهای زیاد، نتیجه را خراب می‌کند.


19. La vérité sort de la bouche des enfants.

حقیقت از دهان بچه‌ها بیرون می‌آید.
معادل فارسی: حرف راست را از بچه بشنو


20. L’union fait la force.

اتحاد، قدرت می‌آورد.
معادل فارسی: یک دست صدا ندارد


21. Il n’y a pas de fumée sans feu.

بی‌آتش، دودی نیست.
معادل فارسی: تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها


22. Tant va la cruche à l’eau qu’à la fin elle se casse.

کوزه آن‌قدر به آب می‌رود تا می‌شکند.
مفهوم: تکرار خطا، عاقبت بدی دارد.


23. Chacun voit midi à sa porte.

هرکس ظهر را جلوی در خانه خودش می‌بیند.
مفهوم: دیدگاه هر فرد با دیگری متفاوت است.


24. Les carottes sont cuites.

هویج‌ها پخته‌اند.
مفهوم: کار از کار گذشته و راه برگشتی نیست.


25. L’arbre qui cache la forêt.

درختی که جنگل را پنهان می‌کند.
مفهوم: تمرکز روی جزئیات، مانع دیدن تصویر کلی می‌شود.


26. À chaque jour suffit sa peine.

هر روز، دردسر خودش را دارد.
مفهوم: باید با مسائل هر روز روبه‌رو شد.


27. Tout vient à point à qui sait attendre.

همه‌چیز نصیب کسی می‌شود که صبر دارد.
معادل فارسی: صبر تلخ است ولی میوه‌اش شیرین است


28. On ne peut pas avoir le beurre, l’argent du beurre et la crémière.

نه می‌شود کره را داشت، نه پولش را، نه فروشنده‌اش را!
مفهوم: طمع بیش از حد، غیرمنطقی است.


29. C’est la fin des haricots.

آخرِ کار است.
مفهوم: دیگر امیدی باقی نمانده است.


30. Chacun pour soi et Dieu pour tous.

هرکس مسئول خودش است، خدا مسئول همه.


31. Avoir d’autres chats à fouetter.

گربه‌های دیگری برای شلاق زدن دارد!
مفهوم: کارهای مهم‌تری برای انجام دادن وجود دارد.


32. Mettre de l’eau dans son vin.

در شرابش آب ریختن.
مفهوم: کوتاه آمدن و تعدیل نظر.
معادل فارسی: آب روی آتش ریختن


33. On ne fait pas d’omelette sans casser des œufs.

بدون شکستن تخم‌مرغ، املت درست نمی‌شود.
مفهوم: موفقیت، هزینه و فداکاری دارد.


34. C’est la vie.

زندگی همین است.
مفهوم: باید بالا و پایین‌های زندگی را پذیرفت.


35. Les chiens ne font pas des chats.

سگ، گربه به دنیا نمی‌آورد.
مفهوم: فرزندان، بازتاب والدین هستند.
معادل فارسی: پسر کو ندارد نشان از پدر


36. À bon chat, bon rat.

برای گربه‌ی خوب، موش خوب لازم است.
مفهوم: برای مقابله با حریف قوی، باید هم‌سطح او بود.

37. Il ne faut pas vendre la peau de l’ours avant de l’avoir tué

ترجمه تحت‌اللفظی: نباید پوست خرس را قبل از کشتن آن فروخت.
مفهوم: نباید پیش از رسیدن به نتیجه نهایی، زود قضاوت یا جشن گرفت.
معادل فارسی: جوجه را آخر پاییز می‌شمارند.


38. Il pleut des cordes

ترجمه: باران طناب می‌بارد.
کاربرد: برای توصیف باران بسیار شدید همراه با اغراق.
(معادل انگلیسی: It’s raining cats and dogs)


39. À l’impossible, nul n’est tenu

ترجمه: هیچ‌کس مجبور به انجام کار غیرممکن نیست.
مفهوم: نباید از خود یا دیگران انتظار انجام امور غیرقابل‌دسترس داشت.


40. C’est comme chercher une aiguille dans une botte de foin

ترجمه: مثل پیدا کردن سوزن در انبار کاه است.
کاربرد: زمانی که انجام کاری یا پیدا کردن چیزی بسیار سخت یا تقریباً غیرممکن باشد.


41. Qui va à la chasse perd sa place

ترجمه: کسی که برای شکار می‌رود، جای خود را از دست می‌دهد.
مفهوم: اگر فرصت را رها کنید، ممکن است دیگران جای شما را بگیرند.


42. Changer son fusil d’épaule

ترجمه: تفنگ را روی شانه دیگر گذاشتن.
کاربرد: اشاره به تغییر برنامه، موضع یا استراتژی در میانه راه.


43. La bave du crapaud n’atteint pas la blanche colombe

ترجمه: آب دهان وزغ به کبوتر سفید نمی‌رسد.
مفهوم: بدگویی و انتقاد افراد بدخواه به آدم‌های خوش‌نام آسیبی نمی‌زند.


44. Il faut apprendre à marcher avant de courir

ترجمه: قبل از دویدن باید راه رفتن را یاد گرفت.
پیام: موفقیت نیازمند صبر و پیشرفت مرحله‌به‌مرحله است.


45. On ne prête qu’aux riches

ترجمه: فقط به ثروتمندان قرض می‌دهند.
مفهوم: کسانی که دارند، معمولاً بیشتر هم دریافت می‌کنند.


46. Il faut battre le fer tant qu’il est chaud

ترجمه: وقتی آهن داغ است باید آن را چکش زد.
کاربرد: تأکید بر استفاده از فرصت در زمان مناسب.
معادل فارسی: تا تنور داغ است نان را بچسبان.


47. Telle mère, telle fille

ترجمه: مثل مادر، مثل دختر.
مفهوم: فرزندان معمولاً ویژگی‌های رفتاری یا شخصیتی والدین خود را دارند.


48. Il pleut comme vache qui pisse

ترجمه: باران مثل ادرار گاو می‌بارد.
کاربرد: بیان عامیانه و اغراق‌آمیز برای باران بسیار شدید (غیررسمی).


49. Qui ne tente rien n’a rien

ترجمه: کسی که تلاش نکند، چیزی به دست نمی‌آورد.
معادل فارسی: نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود.


50. Les jeux sont faits

ترجمه: بازی تمام شده است.
مفهوم: نتیجه مشخص است و دیگر راه بازگشتی وجود ندارد.


51. Il vaut mieux prévenir que guérir

ترجمه: پیشگیری بهتر از درمان است.
پیام: احتیاط و برنامه‌ریزی قبل از وقوع مشکل، بهترین راهکار است.


52. Les murs ont des oreilles

ترجمه: دیوارها گوش دارند.
کاربرد: هشدار برای محتاط بودن در صحبت کردن.
معادل فارسی: دیوار موش دارد، موش هم گوش دارد.

نحوه خداحافظی به فرانسوی
نحوه خداحافظی به فرانسوی

53. L’argent n’a pas d’odeur

ترجمه: پول بو ندارد.
مفهوم: برای بعضی افراد، منبع درآمد مهم نیست؛ فقط پول اهمیت دارد.


54. La nuit porte conseil

ترجمه: شب، مشورت به همراه دارد.
پیام: بهتر است برای تصمیم‌گیری‌های مهم عجله نکنیم و به خودمان زمان بدهیم.


55. Les paroles s’envolent, les écrits restent

ترجمه: حرف‌ها پرواز می‌کنند، نوشته‌ها باقی می‌مانند.
مفهوم: نوشته‌ها ماندگارتر و قابل استنادتر از گفتار هستند.


56. Ce n’est pas à un vieux singe qu’on apprend à faire des grimaces

ترجمه: نمی‌شود به میمون پیر شکلک درآوردن یاد داد.
پیام: تغییر عادت‌های قدیمی انسان‌ها بسیار دشوار است.


57. Les yeux sont le miroir de l’âme

ترجمه: چشم‌ها آینه روح هستند.
مفهوم: احساسات واقعی افراد اغلب از نگاهشان مشخص می‌شود.


58. Qui se ressemble s’assemble

ترجمه: پرندگان هم‌پر با هم پرواز می‌کنند.
معادل فارسی: کبوتر با کبوتر، باز با باز.
پیام: افراد هم‌فکر و هم‌سلیقه معمولاً جذب یکدیگر می‌شوند.

59. Un tiens vaut mieux que deux tu l’auras

ترجمه: یک پرنده در دست، بهتر از دو پرنده روی شاخه است.
مفهوم: داشتن یک چیز قطعی در زمان حال، ارزشمندتر از وعده‌ی چیزی بهتر در آینده است.
معادل فارسی: سرکه نقد به از حلوای نسیه.


60. Le monde appartient à ceux qui se lèvent tôt

ترجمه: دنیا متعلق به کسانی است که زود از خواب بیدار می‌شوند.
پیام: موفقیت اغلب نصیب افراد منظم، سخت‌کوش و پیش‌قدم می‌شود.


61. La curiosité est un vilain défaut

ترجمه: کنجکاوی، عیب زشتی است.
مفهوم: فضولی و کنجکاوی بیش از حد می‌تواند باعث دردسر و مشکل شود.


62. Qui se fait brebis le loup le mange

ترجمه: کسی که خود را گوسفند کند، گرگ او را می‌خورد.
پیام: ضعف و نداشتن قدرت دفاع از خود، دیگران را به سوءاستفاده تشویق می‌کند.


63. Tout ce qui brille n’est pas or

ترجمه: هر چیزی که می‌درخشد، طلا نیست.
معادل فارسی: هر گردی گردو نیست.
مفهوم: ظاهر فریبنده همیشه نشان‌دهنده ارزش واقعی نیست.


64. Faire d’une pierre deux coups

ترجمه: با یک سنگ، دو پرنده را زدن.
معادل فارسی: با یک تیر، دو نشان زدن.
کاربرد: زمانی که با یک اقدام، دو نتیجه مثبت به دست می‌آید.


65. Mieux vaut plier que rompre

ترجمه: خم شدن بهتر از شکستن است.
پیام: انعطاف‌پذیری در شرایط سخت، عامل بقا و موفقیت است.


66. Chat échaudé craint l’eau froide

ترجمه: گربه‌ای که سوخته، از آب سرد هم می‌ترسد.
مفهوم: تجربه‌های تلخ گذشته باعث ترس و احتیاط بیش از حد در آینده می‌شود.
معادل فارسی: مار گزیده، از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد.


67. Les petits ruisseaux font les grandes rivières

ترجمه: نهرهای کوچک، رودخانه‌های بزرگ را می‌سازند.
پیام: کارهای کوچک و مداوم می‌توانند به نتایج بزرگ ختم شوند.
معادل فارسی: قطره‌قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود.


68. Aide-toi, le ciel t’aidera

ترجمه: به خودت کمک کن تا آسمان هم به تو کمک کند.
معادل فارسی: از تو حرکت، از خدا برکت.
مفهوم: تلاش شخصی شرط اصلی موفقیت است.


69. Autant de têtes, autant d’avis

ترجمه: به تعداد سرها، نظر وجود دارد.
مفهوم: هر فرد دیدگاه و عقیده خاص خود را دارد.
معادل فارسی: آشپز که دوتا شد، آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک.


70. L’erreur est humaine

ترجمه: خطا کردن انسانی است.
معادل فارسی: انسان جایز الخطاست.
پیام: اشتباه بخشی طبیعی از ذات انسان است.


71. Qui ne dit mot consent

ترجمه: کسی که چیزی نمی‌گوید، رضایت دارد.
معادل فارسی: سکوت علامت رضایت است.
کاربرد: زمانی که عدم مخالفت به‌منزله پذیرش تلقی می‌شود.


72. Qui va lentement va sûrement

ترجمه: کسی که آهسته می‌رود، مطمئن می‌رود.
پیام: عجله نکردن و پیشرفت پیوسته، به نتیجه‌ای پایدار منجر می‌شود.
معادل فارسی:
رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود،
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.

معرفی کردن خود در فرانسوی
معرفی کردن خود در فرانسوی

ضرب‌المثل‌های معروف و رایج فرانسوی


نمی‌شود جلوی واق‌واق سگ را گرفت، همان‌طور که نمی‌شود دروغگو را از دروغ گفتن بازداشت.
On ne peut empêcher le chien d’aboyer, ni le menteur de mentir.

دوستی گاهی به عشق ختم می‌شود، اما عشق به‌ندرت به دوستی برمی‌گردد.

اگر خودت را دوست داشته باشی، دوستان واقعی هم خواهی داشت.
Aime-toi et tu auras des amis.

شیرینی عسل، نیش زنبور را درمان نمی‌کند.
La douceur du miel ne console pas de la piqûre de l’abeille.

با زمان و صبر، می‌توان بر هر چیزی غلبه کرد.
Avec du temps et de la patience, on vient à bout de tout.

کسی که بی‌عدالتی می‌کارد، بدبختی درو می‌کند.
Celui qui sème l’injustice moissonne le malheur.

طمع زیاد، باعث از دست دادن همه‌چیز می‌شود.
A vouloir trop avoir, l’on perd tout.

خدایی که درد می‌دهد، درمانش را هم می‌دهد.
Quand Dieu donne le mal, il donne aussi le remède.

هیچ قورباغه‌ای نیست که جفتِ مناسب خودش را پیدا نکند.
Il n’y a pas de grenouille qui ne trouve son crapaud.

پول شادی نمی‌خرد، اما بی‌تأثیر هم نیست.
L’argent ne fait pas le bonheur, mais il y contribue.


دروغگو را زودتر از دزد می‌گیرند.
On attrape plus vite un menteur qu’un voleur.

دادن یعنی بخشیدن؛ پس گرفتن یعنی دزدی.
Donner, c’est donner ; reprendre, c’est voler.

دیر رسیدن بهتر از رسیدن با تابوت است!
Il vaut mieux arriver en retard qu’arriver en corbillard.

آنچه را برای خود نمی‌پسندی، برای دیگران هم نپسند.
Ne faites pas à autrui ce que vous ne voudriez pas qu’on vous fasse.

چهره، آینه‌ی دل است.
Le visage est le miroir du cœur.


در شطرنج، احمق‌ها نزدیک‌ترین مهره‌ها به پادشاه هستند.
Au jeu d’échecs, les fous sont les plus près du roi.

کاری را که امروز می‌توانی انجام دهی، به فردا نسپار.
Ne remets pas au lendemain ce que tu peux faire le jour même.

مدرسه‌ی زندگی تعطیلی ندارد.
L’école de la vie n’a point de vacances.

انتقام، غذایی است که سرد سرو می‌شود.
La vengeance est un plat qui se mange froid.

با زیرکی می‌توان شیر را گرفت؛ با زور، حتی جیرجیرک هم نه.
Par la ruse, on peut prendre un lion. Par la force, pas même un grillon.


آزادی من، جایی تمام می‌شود که آزادی تو شروع می‌شود.
La liberté des uns s’arrête où commence celle des autres.

پوست خرس را قبل از شکارش نفروش!
Il ne faut pas vendre la peau de l’ours avant de l’avoir tué.

ظاهر اغلب فریب‌دهنده است.
Les apparences sont souvent trompeuses.

دوست همه، در واقع دوست هیچ‌کس نیست.
Ami de chacun, ami d’aucun.

کسی که تخم‌مرغ می‌دزدد، گاو هم خواهد دزدید.
Qui vole un œuf vole un bœuf.

برای قضاوت درست درباره زندگی، باید تا پایان آن صبر کرد.
Il faut attendre la mort pour bien juger la vie.

فقط احمق‌ها هستند که هرگز نظرشان را عوض نمی‌کنند.
Il n’y a que les fous qui ne changent pas d’avis.

هرکس به فکر خودش است و خدا مراقب همه!
Chacun pour soi et Dieu pour tous !

حسادت و خشم، عمر انسان را کوتاه می‌کند.
L’envie et la colère abrègent la vie.

جایی که خجالت هست، لذتی وجود ندارد.
Où il y a de la gêne, il n’y a pas de plaisir.


خورشید فقط چیزی را گرم می‌کند که آن را می‌بیند.
Le soleil n’échauffe que ce qu’il voit.

دور از چشم، دور از دل.
Loin des yeux, loin du cœur.

کسی که سالم است، بدون آنکه بداند ثروتمند است.
Qui est en bonne santé est riche sans le savoir.

پیشگیری همیشه بهتر از درمان است.
Mieux vaut prévenir que guérir.

مردها در واقع بچه‌های بزرگ هستند.
Les hommes sont de grands enfants.


فقط حقیقت است که درد دارد.
Il n’y a que la vérité qui blesse.

بدبختی به‌سرعت می‌آید، اما به‌سختی می‌رود.
Le malheur vient à cheval et s’en retourne à pied.

چهره زیبا همیشه نشانه عقل و فهم نیست.
Qui a le visage beau n’a pas toujours bon cerveau.

بی‌خبری، خبر خوب است.
Pas de nouvelles, bonnes nouvelles.

کسی که نمی‌داند، نادان است؛ اما کسی که می‌داند و سکوت می‌کند، مجرم است.
Celui qui ne sait pas est un imbécile, mais celui qui sait et ne dit rien est un criminel.


قبل از حرف زدن، هفت بار زبانت را در دهانت بچرخان.
Il faut tourner sept fois sa langue dans sa bouche avant de parler.

کودکان کوچک، دغدغه‌های کوچک دارند؛ کودکان بزرگ، نگرانی‌های بزرگ.
Enfants petits, petits soucis ; enfants grandis, grands soucis.

با کتک زدن الاغ، نمی‌توان از آن اسب ساخت.
Ce n’est pas en battant ton âne que tu en feras un cheval.

برای اینکه همیشه عاشق بمانید، گاهی باید از هم فاصله بگیرید.
Il faut se quitter souvent pour s’aimer toujours.


عشق می‌گذرد، اما درد باقی می‌ماند.
Amour passe, douleur demeure.

بگو با چه کسانی رفت‌وآمد می‌کنی، تا بگویم که هستی.
Dis-moi qui tu fréquentes, et je te dirai qui tu es.

تنهایی بهتر از همنشینی بد است.
Il vaut mieux être seul qu’en mauvaise compagnie.

زن مانند برگ نعناع است؛ هرچه بیشتر فشرده شود، عطرش بیشتر می‌شود.
La femme est une feuille de menthe : plus on la froisse, plus elle embaume.

هر بدی، به خودِ انجام‌دهنده‌اش بازمی‌گردد.
Le mal retourne à celui qui le fait.


لباس، شخصیت انسان را نمی‌سازد.
L’habit ne fait pas le moine.

هیچ‌وقت برای انجام کار درست دیر نیست.
Il n’est jamais trop tard pour bien faire.

کافی‌ست یک‌بار به زنی بگویی زیباست؛ شیطان روزی ده بار این را به او یادآوری می‌کند!
Dites une seule fois à une femme qu’elle est jolie, le diable le lui répétera dix fois par jour.

روباه تنبل هیچ‌وقت دهانش پرِ پر نمی‌شود.
Jamais renard fainéant n’eut la gueule pleine de plumes.

گریه زن و باران تابستانی، دوام زیادی ندارند.
Pleurs de femme et pluie d’été ne durent pas longtemps.

دوست، خطاهایت را می‌بلعد؛ دشمن، آن‌ها را دوباره جلویت می‌گذارد.
Votre ami avale vos fautes, votre ennemi vous les ressert.

مار پوستش را عوض می‌کند، اما ذاتش همان است.
Le serpent change de peau, mais garde sa nature.


به دستی که به تو غذا می‌دهد، گاز نگیر.
Ne mords pas la main qui te nourrit.

کسی که فقط می‌گیرد و هرگز نمی‌دهد، در نهایت تنها می‌ماند.
Qui prend toujours et jamais ne donne, à la fin chacun l’abandonne.

مرد عاقل و رازدار، راز خود را فاش نمی‌کند.
Jamais homme sage et discret ne révèle à femme son secret.

کسی که سرِ خوبی دارد، بی‌کلاه نمی‌ماند.
Qui a bonne tête ne manque pas de chapeau.


عقاب، کبوتر به دنیا نمی‌آورد.
L’aigle n’engendre pas la colombe.

زیباترین سنِ دوستی، دوران سالمندی است.
Le plus bel âge de l’amitié est la vieillesse.

کسی که دنبال ماه است، ستاره‌ها را نمی‌بیند.
Qui recherche la lune, ne voit pas les étoiles.

دستی که می‌بخشد، بالاتر از دستی است که می‌گیرد.
La main qui donne est au-dessus de celle qui reçoit.

اندوه مثل بیماری است؛ برای بعضی خفیف، برای بعضی کشنده.
Le chagrin est comme la maladie : pour les uns il est bénin, pour les autres il est aigu.

عذرخواهی به فرانسه
عذرخواهی به فرانسه

جمع‌بندی ۱۰۰ ضرب‌المثل فرانسوی پرکاربرد

ضرب‌المثل‌ها بخش جدایی‌ناپذیر هر زبان زنده هستند و نقش مهمی در طبیعی‌تر صحبت کردن و درک بهتر مکالمات روزمره دارند. ضرب‌المثل‌های فرانسوی با ساختاری ساده اما مفهومی عمیق، به شما کمک می‌کنند زبان فرانسوی را فراتر از کتاب‌های آموزشی یاد بگیرید و با ذهنیت بومیان فرانسه آشنا شوید.

با یادگیری و استفاده از این بیش از ۱۰۰ ضرب‌المثل فرانسوی همراه با ترجمه و معادل فارسی، می‌توانید دایره لغات خود را تقویت کنید، در مکالمات حرفه‌ای‌تر ظاهر شوید و متون فرانسوی را دقیق‌تر درک کنید. پیشنهاد می‌کنیم این ضرب‌المثل‌ها را به‌تدریج مرور کرده و در موقعیت‌های مختلف به کار ببرید تا به‌مرور بخشی از زبان فعال شما شوند.

امتیاز شما به این مقاله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *