بازی و اسباب بازی به انگلیسی + لیست کلمات و مثال
بازی و اسباببازی به انگلیسی
در این مقاله جامع، لیستی کامل از اسم بازیها و اسباببازیها در انگلیسی همراه با معنی فارسی و مثال برای شما آماده کردهایم تا بتوانید بهراحتی آنها را در مکالمات روزمره و آموزشی به کار ببرید.
فهرست مطالب
لیست کلمات بازی و اسباب بازی به انگلیسی

🧸 اسباببازیهای رایج
| English | فارسی |
|---|---|
| Abacus | چرتکه |
| ABC blocks | بلوکهای حروف الفبای انگلیسی |
| Action figure | اکشن فیگور |
| Alphabet blocks | بلوکهای حروف الفبا |
| Ant farm | مزرعه مورچه |
| Ball | توپ |
| Bear | خرس |
| Bicycle / Bike | دوچرخه |
| Blocks | بلوکهای خانهسازی |
| Car | ماشین |
| Doll | عروسک |
| Dollhouse | خانه عروسک |
| Robot | ربات |
| Teddy bear | خرس عروسکی |
| Puppet | عروسک نمایشی / انگشتی |
| Stuffed animal | عروسک حیوانات |
| Rubber duck | اردک لاستیکی |
| Rocking horse | اسب گهوارهای |
| Wagon | گاری |
| Tricycle | سهچرخه |
| Yo-yo | یو یو |
| Scooter | اسکوتر |
| Skateboard | اسکیتبُرد |

🎲 بازیهای فکری و رومیزی
| English | فارسی |
|---|---|
| Checkers | شطرنج (چکرز) |
| Chess | شطرنج |
| Dominoes | دومینو |
| Connect-the-dots | نقطه بازی |
| Go Fish | بازی ماهیگیری |
| Jigsaw Puzzle | پازل |
| Marble Legend | بازی توپهای همرنگ |
| Maze | مارپیچ |
| Tic-tac-toe | دوز |
| Snakes & Ladders | مار و پله |
| Ludo | منچ |
| Backgammon | تختهنرد |
| Cards | کارت بازی |
| Reversi | ریورسی |

⚽ بازیهای ورزشی و حرکتی
| English | فارسی |
|---|---|
| Baseball | بیسبال |
| Football / Soccer | فوتبال |
| Ping Pong | پینگپنگ |
| Ice Skates | اسکیت روی یخ |
| Roller Skates | اسکیت |
| Jump Rope | طناب بازی |
| Hula Hoop | حلقه زدن |
| Hop Scotch | لیلی |
| Trampoline | ترامپولین |
| Slide | سرسره |
| Swing | تاب |
| Darts | دارت |
| Pogo Stick | پوگو استیک (چوب فنردار جامپینگ) |

🎨 وسایل سرگرمی و آموزشی
| English | فارسی |
|---|---|
| Chalk Board | تختهسیاه |
| Coloring Book | کتاب رنگآمیزی |
| Clay / Modeling Clay | خاک رس / رس مدلسازی |
| Crayons | مداد شمعی |
| Colored Pencils | مداد رنگی |
| Chemistry Set | ست شیمی |
| Easel | سهپایه نقاشی |
| Crafts | کاردستی |
| Kaleidoscope | کالیدوسکوپ |
| Music Box | جعبه موسیقی |
| Cymbals | سِنج |
| Drums | طبل |
| Xylophone | زیلوفون |
| Whistle | سوت |
مثال اسباببازیها در انگلیسی با ترجمه فارسی

🧸 دسته اول: عروسکها و اسباببازیهای نرم
- Doll (عروسک)
The little doll is on the table.
عروسک کوچک روی میز است. - Dollhouse (خانه عروسک)
I put all of my dolls in my dollhouse.
من همه عروسکهایم را در خانه عروسکم گذاشتم. - Finger Puppets (عروسک انگشتی)
The children made finger puppets and put on a show.
بچهها عروسکهای انگشتی درست کردند و نمایش اجرا کردند. - Stuffed Animal (حیوانات عروسکی)
I have a lot of stuffed animals.
من تعداد زیادی حیوانات عروسکی دارم. - Marionette (عروسک خیمهشببازی)
I bought a marionette at the toy store.
از اسباببازیفروشی یک عروسک خیمهشببازی خریدم. - Barbie (عروسک باربی)
Monica has a barbie doll.
مونیکا یک عروسک باربی دارد. - Teddy Bear (عروسک خرسی)
Daniel got a teddy bear as a gift for her birthday.
دانیال برای تولدش یک عروسک خرسی هدیه گرفت.

🚗 دسته دوم: وسایل نقلیه و ماشینهای اسباببازی
- Toy Car (ماشین اسباببازی)
My brother has a red toy car.
برادرم یک ماشین اسباببازی قرمز دارد. - Train Set (قطار اسباببازی)
The train set goes around the Christmas tree.
قطار اسباببازی دور درخت کریسمس حرکت میکند. - Toy Truck (کامیون اسباببازی)
He is playing with his toy truck.
او با کامیون اسباببازیاش بازی میکند. - Toy Plane (هواپیمای اسباببازی)
The toy plane can fly a little.
هواپیمای اسباببازی میتواند کمی پرواز کند. - Toy Boat (قایق اسباببازی)
We put the toy boat in the bathtub.
ما قایق اسباببازی را داخل وان گذاشتیم.
🎲 دسته سوم: بازیهای فکری و آموزشی
- Puzzle (پازل، جورچین)
I like to do puzzles in my free time.
من دوست دارم در اوقات فراغت پازل درست کنم. - Board Game (بازی رومیزی)
Monopoly is a popular board game.
مونوپولی یک بازی رومیزی محبوب است. - Card Game (بازی با ورق)
We played a card game last night.
دیشب بازی ورق انجام دادیم. - Chess (شطرنج)
Playing chess helps you think better.
بازی شطرنج به شما کمک میکند بهتر فکر کنید. - Dominoes (دومینو)
The kids are playing with dominoes.
بچهها دارند با دومینو بازی میکنند. - Blocks / Building Blocks (بلوکهای ساختمانی)
Children like to build towers with blocks.
بچهها دوست دارند با بلوکها برج بسازند.
بیشتر بخوانید : آموزش اعداد انگلیسی به کودکان + شعر و بازی
⚽ دسته چهارم: وسایل ورزشی و حرکتی
- Ball (توپ)
The boy is kicking the ball.
پسرک توپ را شوت میزند. - Basketball Hoop (حلقه بسکتبال اسباببازی)
He scored three points in the basketball hoop.
او سه امتیاز در حلقه بسکتبال گرفت. - Jump Rope (طناب بازی)
She is jumping rope in the yard.
او در حیاط طناب میزند. - Hula Hoop (حلقه هولا هوپ)
The children are playing with hula hoops.
بچهها با حلقههای هولا هوپ بازی میکنند. - Toy Scooter (اسکوتر اسباببازی / کوچک)
My cousin got a toy scooter for his birthday.
پسرخالهام برای تولدش یک اسکوتر اسباببازی گرفت. - Toy Bike (دوچرخه اسباببازی یا کوچک)
The child rides his toy bike every day.
کودک هر روز با دوچرخه اسباببازیاش رکاب میزند.
بیشتر بخوانید : یادگیری زبان از طریق بازی | افزایش سرعت یادگیری با بازی
🎵 دسته پنجم: اسباببازیهای موسیقی و صدا
- Toy Drum (طبل اسباببازی)
The baby is hitting the toy drum.
نوزاد در حال زدن طبل اسباببازی است. - Toy Guitar (گیتار اسباببازی)
She is playing a song on her toy guitar.
او در حال نواختن آهنگی با گیتار اسباببازیاش است. - Toy Piano (پیانوی اسباببازی)
The toy piano makes funny sounds.
پیانوی اسباببازی صداهای خندهداری تولید میکند. - Xylophone (زیلوفون اسباببازی)
Kids love playing colorful xylophones.
بچهها عاشق نواختن زیلوفونهای رنگی هستند.

🔋 دسته ششم: اسباببازیهای الکترونیکی و مدرن
- Remote Control Car (ماشین کنترلی)
The remote control car runs very fast.
ماشین کنترلی خیلی سریع حرکت میکند. - Robot Toy (ربات اسباببازی)
The robot toy can walk and talk.
ربات اسباببازی میتواند راه برود و صحبت کند. - Video Game (بازی ویدئویی / کنسولی)
Playing video games can be fun and challenging.
بازیهای ویدئویی میتوانند هم سرگرمکننده و هم چالشبرانگیز باشند. - Electronic Tablet for Kids (تبلت آموزشی کودکان)
This electronic tablet helps kids learn numbers.
این تبلت آموزشی به کودکان کمک میکند اعداد را یاد بگیرند.
بیشتر بخوانید : کلمات و اصطلاحات فوتبال به انگلیسی + جملات انگیزشی و مثال
🎨 دسته هفتم: اسباببازیهای خلاقانه و هنری
- Play-Dough (خمیر بازی)
Children like to make shapes with play-dough.
بچهها دوست دارند با خمیر بازی شکل درست کنند. - Coloring Book (کتاب رنگآمیزی)
She is painting in her coloring book.
او در کتاب رنگآمیزیاش نقاشی میکشد. - Crayons (مداد شمعی)
The boy is drawing with crayons.
پسرک با مداد شمعی نقاشی میکشد. - Sticker Set (مجموعه برچسبها)
The children decorated their notebooks with a sticker set.
بچهها دفترچههایشان را با برچسب تزئین کردند. - Craft Kit (بسته کاردستی)
The craft kit includes paper, glue, and scissors.
بسته کاردستی شامل کاغذ، چسب و قیچی است.
بیشتر بخوانید : جملات انگلیسی پرکاربرد بازی های کامپیوتری
🧸 دسته هشتم: اسباببازیهای کلاسیک و محبوب
- Doll (عروسک)
The little girl is playing with her doll.
دختر کوچولو با عروسکش بازی میکند. - Teddy Bear (خرس عروسکی)
He sleeps with his teddy bear every night.
او هر شب با خرس عروسکیاش میخوابد. - Marbles (تیله / شیشهبازی)
The boys are playing marbles in the yard.
پسرها در حیاط تیلهبازی میکنند. - Yo-Yo (یویو)
He can do tricks with his yo-yo.
او میتواند با یویو حرکات نمایشی انجام دهد. - Kite (بادبادک)
The children are flying a kite in the park.
بچهها در پارک بادبادک هوا میکنند.

جمعبندی بازی و اسباببازی به انگلیسی
در این مطلب با پرکاربردترین کلمات مربوط به بازی و اسباببازی در انگلیسی آشنا شدیم؛ از واژههای ساده مانند toy, game, doll, ball گرفته تا ترکیبات پیشرفتهتر مثل educational toys یا board games. همچنین مثالهای کاربردی و سوالات متداولی ارائه شد تا یادگیری شما آسانتر و ماندگارتر شود. پیشنهاد میکنیم هنگام تمرین زبان انگلیسی، نام اسباببازیها و بازیهایی که روزانه میبینید را به انگلیسی بیان کنید تا مهارت مکالمه شما به شکل طبیعی تقویت شود.

سوالات متداول بازی و اسباببازی به انگلیسی
کلمهی Toy به معنی «اسباببازی» در انگلیسی است و تلفظ آن /tɔɪ/ میباشد.
انواع مختلف اسباببازی در انگلیسی عبارتند از:
Doll (عروسک)
Teddy Bear (خرس عروسکی)
Toy Car (ماشین اسباببازی)
Ball (توپ)
Puzzle (پازل / جورچین)
Lego (لگو)
برای بیان اسباببازیهای کودکان میتوان گفت:
Children’s Toys (اسباببازیهای کودکان)
Baby Toys (اسباببازی نوزادان)
Educational Toys (اسباببازیهای آموزشی)
👉 I have a toy.
(من یک اسباببازی دارم.)
👉 I have many toys.
(من اسباببازیهای زیادی دارم.)
👉 Toy Car
مثال: He is playing with his toy car.
(او با ماشین اسباببازیاش بازی میکند.)
👉 Toy Gun
مثال: The boy has a toy gun.
(پسرک یک تفنگ اسباببازی دارد.)