ضرب المثل زبان آلمانی با ترجمه فارسی (کاملترین مجموعه)
کاملترین مجموعه ضربالمثلهای زبان آلمانی + ترجمه فارسی
ضربالمثلها آیینهی فرهنگ و تفکر هر ملتی هستند. زبان آلمانی نیز سرشار از ضربالمثلهای عمیق، پرمعنا و کاربردی است که در مکالمات روزمره، ادبیات و حتی محیطهای کاری کاربرد فراوانی دارند. در این مقاله، بیش از ۸۰ ضربالمثل رایج و معروف آلمانی را به همراه ترجمه روان فارسی و توضیح مختصر گردآوری کردهایم.
در ادامه، مجموعهای از رایجترین ضربالمثلهای آلمانی با ترجمه فارسی را مشاهده میکنید.
جدول محتوا
ضربالمثلهای پرکاربرد و روزمره
| آلمانی | ترجمه فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| Aus den Augen, aus dem Sinn. | از دل برود هر آنکه از دیده برفت. | دوری باعث فراموشی میشود. |
| Aller Anfang ist schwer. | هر آغازی سخت است. | شروع هر کاری دشوار است. |
| Ohne Fleiß kein Preis. | نابرده رنج، گنج میسر نمیشود. | بدون تلاش، موفقیتی حاصل نمیشود. |
| Besser spät als nie. | دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است. | تأخیر بهتر از عدم اقدام است. |
| Lügen haben kurze Beine. | دروغ پاهای کوتاهی دارد. | دروغ زود آشکار میشود. |
| Eile mit Weile. | عجله کار شیطان است. | با شتاب و احتیاط پیش برو. |
| In der Kürze liegt die Würze. | ایجاز، روح درایت است. | مختصر و مفید بودن ارزش دارد. |
| Der Apfel fällt nicht weit vom Stamm. | سیب از درخت دور نمیافتد. | فرزند شبیه خانوادهاش میشود. |
| Der frühe Vogel fängt den Wurm. | سحرخیز باش تا کامروا شوی. | زود شروع کردن باعث موفقیت میشود. |
| Steter Tropfen höhlt den Stein. | قطره قطره ریزش آب سنگ را میساید. | تداوم و پشتکار، کارهای بزرگ را ممکن میسازد. |
| Ende gut, alles gut. | پایان خوب، یعنی همه چیز خوب. | نتیجهٔ نهایی مهم است. |
| Lachen ist die beste Medizin. | خنده بهترین دارو است. | خنده بر هر درد بیدرمان دواست. |
| Wo ein Wille ist, ist auch ein Weg. | هر جا اراده باشد، راهی هم هست. | با اراده میتوان بر هر مانعی غلبه کرد. |
| Reden ist Silber, Schweigen ist Gold. | صحبت نقره است، سکوت طلا. | گاهی سکوت بهتر از سخن گفتن است. |
| In der Ruhe liegt die Kraft. | قدرت در آرامش است. | آرامش، منبع قدرت است. |
| Morgenstund hat Gold im Mund. | صبح زود، طلا در دهان دارد. | سحرخیزی برکت دارد. |
| Hunde, die bellen, beißen nicht. | سگهایی که پارس میکنند، گاز نمیگیرند. | افراد پر سر و صدا معمولاً خطرناک نیستند. |
| Jeder Topf findet seinen Deckel. | هر دیگی درب خودش را پیدا میکند. | برای هر کسی، شخص مناسبی وجود دارد. |
| Wo Rauch ist, ist auch Feuer. | هر جا دود است، آتش هم هست. | هر شایعهای ریشهای دارد. |
| Hochmut kommt vor dem Fall. | غرور قبل از سقوط میآید. | تکبر، باعث سقوط میشود. |
| Der Teufel steckt im Detail. | شیطان در جزئیات پنهان است. | جزئیات میتوانند مشکلساز باشند. |
| Das Leben ist kein Ponyhof. | زندگی شوخی نیست. | زندگی همیشه آسان و بیدردسر نیست. |
| Wer nicht hören will, muss fühlen. | کسی که گوش نمیدهد، حس میکند. | برای کسانی که نصیحت نمیشنوند، تجربهٔ تلخ پیش میآید. |
| Kommt Zeit, kommt Rat. | زمان، راهحل میآورد. | با گذشت زمان، مشکلات حل میشوند. |
| Wer nicht wagt, der nicht gewinnt. | هر که خطر نکند، برنده نمیشود. | بدون ریسک، موفقیتی حاصل نمیشود. |
| Wer zuletzt lacht, lacht am besten. | کسی که آخر میخندد، بهترین میخندد. | برندهٔ نهایی، کسی است که عاقبت بخیر شود. |
| Der Appetit kommt beim Essen. | اشتها هنگام خوردن میآید. | گاهی حین انجام کار، علاقه بیشتر میشود. |

ضربالمثلهای مرتبط با رفتار و اخلاق
| آلمانی | ترجمه فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| Wer Anderen eine Grube gräbt, fällt selbst hinein. | چاه مکن بهر کسی، اول خودت بعدا کسی. | نیرنگ به دیگران، به خودت برمیگردد. |
| Der Klügere gibt nach. | عاقلانه است که کنار بکشی. | گاهی برای حفظ آرامش باید گذشت کرد. |
| Ein Bild sagt mehr als tausend Worte. | یک تصویر بیش از هزار کلمه ارزش دارد. | تصویر، بهتر از کلمات معنا را منتقل میکند. |
| Papier ist geduldig. | کاغذ صبور است. | روی کاغذ هر چیزی میتوان نوشت. |
| Was ich nicht weiß, macht mich nicht heiß. | آنچه ندانم، اذیتم نمیکند. | گاهی نادانی، آرامش میآورد. |
| Mit den Wölfen muss man heulen. | با گرگها باید زوزه کشید. | گاهی باید با جمع هماهنگ شد. |
| Der Schein trügt. | ظاهر فریبنده است. | همه چیز آنطور که به نظر میرسد نیست. |
| Geteilte Freude ist doppelte Freude, geteilter Schmerz ist halber Schmerz. | شادی بخشیده شده، دو برابر میشود؛ غم بخشیده شده، نصف میشود. | تقسیم احساسات، تأثیر آن را تغییر میدهد. |
| An den Früchten erkennt man den Baum. | میوه، درخت را میشناساند. | هر کس با نتایج کارش شناخته میشود. |
| Anfangen ist leicht, beharren eine Kunst. | شروع آسان است، پایداری هنر است. | استمرار، سختترین بخش کار است. |
| Beiß nicht in die Hand, die dich füttert. | دستی که به تو غذا میدهد را گاز نگیر. | به کسانی که به تو کمک میکنند، خیانت نکن. |
| Wie du mir, so ich dir. | همانطور که تو با من باشی، من هم با تو هستم. | رفتار دیگران را به همان شکل پاسخ بده. |
| Kleider machen Leute. | لباس، شخصیت میسازد. | ظاهر در قضاوت اولیه تأثیر دارد. |
ضربالمثلهای مرتبط با کار و تلاش
| آلمانی | ترجمه فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| Es ist noch kein Meister vom Himmel gefallen. | هیچ استادی از آسمان نیفتاده. | همه از مبتدی شروع میکنند. |
| Wer den Pfennig nicht ehrt, ist des Talers nicht wert. | کسی که ارزش پنی را نداند، ارزش دلار را ندارد. | توجه به جزئیات، نشانهٔ مدیریت درست است. |
| Probieren geht über studieren. | تجربه، بهتر از مطالعه است. | عمل، از تئوری بهتر است. |
| Faulheit lohnt mit Armut. | تنبلی، به فقر میانجامد. | تنبلی باعث ضرر میشود. |
| Das Eisen schmieden, solange es heiß ist. | تا آهن گرم است، آن را بزن. | از فرصتها استفاده کن. |
| Leichter gesagt als getan. | گفتنش از انجامش آسانتر است. | حرف زدن آسان، عمل کردن سخت است. |
| Rom ist auch nicht an einem Tag erbaut worden. | روم یک روزه ساخته نشد. | کارهای بزرگ زمان میبرند. |
| Zwei Fliegen mit einer Klappe schlagen. | با یک تیر دو نشان زدن. | با یک اقدام، دو کار را انجام دادن. |
| Alles auf eine Karte setzen. | همه چیز را روی یک کارت گذاشتن. | همه سرمایه را یکجا به خطر انداختن. |

ضربالمثلهای مرتبط با زندگی و سرنوشت
| آلمانی | ترجمه فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| Das Leben gehört den Lebenden an. | زندگی به زندگان تعلق دارد. | زندگی متعلق به کسانی است که زندهاند و تلاش میکنند. |
| Besser laufen, als faulen. | بدویدن بهتر از پوسیدن است. | حرکت و پویایی، بهتر از سکون است. |
| Wer nicht vorwärts geht, der kommt zurücke. | هر که جلو نرود، عقب میرود. | توقف، معادل پسرفت است. |
| Alles zu seiner Zeit. | هر چیزی در زمان خودش. | صبر و انتظار برای زمان مناسب. |
| Ein Unglück kommt selten allein. | بدبختی به تنهایی نمیآید. | مشکلات معمولاً پشت سر هم میآیند. |
| Aus Schaden wird man klug. | از ضرر، آدم عاقل میشود. | تجربههای تلخ باعث یادگیری میشوند. |
| Besser allein als in schlechter Gesellschaft. | تنهایی، بهتر از همنشینی با افراد بد است. | کیفیت ارتباطات مهم است. |
| Eine Schwalbe macht noch keinen Sommer. | یک چلچله، تابستان نمیآورد. | یک نشانه، دلیل بر وقوع کامل نیست. |
| Den Wald vor lauter Bäumen nicht sehen. | درختان، جنگل را پنهان میکنند. | گاهی جزئیات، تصویر کلی را مخفی میکنند. |
ضربالمثلهای محاورهای و عامیانه
| آلمانی | ترجمه فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| Das ist mir Wurst. | برای من مهم نیست (سوسیس است). | بیتفاوتی نسبت به موضوع. |
| Spinnst du? | دیوونه شدی؟ | ابراز تعجب از رفتار غیرمنطقی. |
| Kein Schwein war da. | هیچکس آنجا نبود. | هیچکس حضور نداشت. |
| Das kannst du deiner Oma erzählen. | برو به مادربزرگت بگو. | باور نمیکنم / به کسی که باور کند بگو. |
| Ich habe die Nase voll. | دیگه تحمل ندارم. | از چیزی خسته و بیزار شدن. |
| Da liegt der Hund begraben. | همان جاست که سگ دفن شده. | ریشهٔ اصلی مشکل آنجاست. |
| Null Acht Fünfzehn. | معمولی / بیخاصیت. | چیز عادی و بینکته. |
| Etwas ausbaden müssen. | تاوان چیزی را پس دادن. | متحمل عواقب کار دیگران شدن. |
| Den Ball flach halten. | ریسک نکردن. | محافظهکارانه عمل کردن. |
| Dort steppt der Bär. | آنجا خبری است. | محل شلوغ و پرجنبوجوش. |
| Die Flinte ins Korn werfen. | تسلیم شدن. | از تلاش دست کشیدن. |
| Einem geschenkten Gaul schaut man nicht ins Maul. | دندان اسب پیشکشی را نمیشمرند. | به هدیه، ایراد نگیر. |

ضربالمثلهای کلاسیک و ادبی
| آلمانی | ترجمه فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| Andere Länder, andere Sitten. | هر کشوری آداب خود را دارد. | فرهنگها متفاوتاند. |
| Der Fisch stinkt vom Kopf her. | ماهی از سر میگندد. | فساد از رأس شروع میشود. |
| Die Ratten verlassen das sinkende Schiff. | موشها کشتی در حال غرق را ترک میکنند. | افراد فرصتطلب در بحران فرار میکنند. |
| Die besten Schwimmer ertrinken. | بهترین شناگران غرق میشوند. | زیاد اعتماد به نفس نداشته باش. |
| Der Stärkere hat immer Recht. | حق با قدرتمند است. | در تضادها، قدرتمندان برندهاند. |
| Man sieht nur das, was man weiß. | فقط آنچه را میدانی میبینی. | دانش، درک ما را شکل میدهد. |
| Es ist nichts schrecklicher als eine tätige Unwissenheit. | هیچ چیز از جهل فعال بدتر نیست. | نادانی همراه با عمل، خطرناک است. |
| Eine Stecknadel im Heuhaufen suchen. | دنبال سوزن در انبار کاه گشتن. | کار بسیار دشوار و بینتیجه. |
| Viele Köche verderben den Brei. | آشپز زیاد، آش را خراب میکند. | دخالت زیاد، کار را خراب میکند. |
| Aus einer Mücke einen Elefanten machen. | از کاه، کوه ساختن. | بزرگنمایی کردن. |
| Geflickter Freundschaft wird selten wieder ganz. | دوستی ترمیمشده، به ندرت کامل میشود. | دوستی بعد از خیانت، مثل قبل نمیشود. |
| Gesunder Geist in gesundem Körper. | عقل سالم در بدن سالم. | سلامت جسم، زمینهٔ سلامت روان است. |
| Irren ist menschlich. | اشتباه کردن، انسانی است. | همه خطا میکنند. |
| Kinder und Narren sagen die Wahrheit. | کودکان و دیوانگان راست میگویند. | افراد بیپرده، حقیقت را میگویند. |

۲۰ ضربالمثل برتر آلمانی
| آلمانی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| Bald reif hält nicht steif. | باد آورده را باد میبرد. |
| Das Glück hilft dem Kühnen. | شانس با شجاعان است. |
| Unter den Blinden ist der Einäugige König. | در شهر کوران، یکچشم پادشاه است. |
| Wer Feuer bedarf, sucht es in der Asche. | برای موفقیت، باید دنبال فرصت گشت. |
| Der Schein trügt. | ظاهر فریبنده است. |
| Geteilte Freude ist doppelte Freude. | شادی بخشیده شده، دو برابر است. |
| Gleiche Gemüter suchen sich. | کسانی که همفکرند، همدیگر را پیدا میکنند. |
| Andere Länder, andere Sitten. | هر سرزمینی آداب خود را دارد. |
| An den Früchten erkennt man den Baum. | میوه، درخت را میشناساند. |
| Auch der kleinste Feind ist nicht zu verachten. | حتی کوچکترین دشمن را دست کم نگیر. |
| Die beste Verteidigung ist der Angriff. | بهترین دفاع، حمله است. |
| Aus den Augen, aus dem Sinn. | دور از چشم، دور از دل. |
| Tu nur das Rechte, der Rest kommt von selbst. | کار درست را بکن، بقیه خودش درست میشود. |
| Besser allein als in schlechter Gesellschaft. | تنهایی بهتر از همنشینی با افراد بد. |
| Ohne Fleiß, keinen Preis. | بدون تلاش، پاداشی نیست. |
| Reden ist Silber, Schweigen ist Gold. | سخن نقره است، سکوت طلا. |
| Wie du mir, so ich dir. | هر طور تو با من باشی، من هم با تو هستم. |
| Morgenstund hat Gold im Mund. | سحرخیز باش تا کامروا شوی. |
| Zwei Fliegen mit einer Klappe schlagen. | با یک تیر دو نشان زدن. |
| Lügen haben kurze Beine. | دروغ، زود آشکار میشود. |
۱۰ ضرب المثل معروف آلمانی که باید بدانید
اگر به دنبال یادگیری پرکاربردترین ضربالمثلهای زبان آلمانی هستید، این ۱۰ مورد از رایجترین نمونههایی هستند که در مکالمات روزمره و متون مختلف با آنها روبهرو خواهید شد.
- Ohne Fleiß kein Preis — نابرده رنج، گنج میسر نمیشود.
- Der frühe Vogel fängt den Wurm — سحرخیز باش تا کامروا شوی.
- Reden ist Silber, Schweigen ist Gold — سخن نقره است، سکوت طلاست.
- Besser spät als nie — دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
- Lügen haben kurze Beine — دروغ پایدار نمیماند.
- Wo ein Wille ist, ist auch ein Weg — خواستن، توانستن است.
- Der Apfel fällt nicht weit vom Stamm — سیب از درخت دور نمیافتد.
- Der Schein trügt — ظاهر همیشه حقیقت را نشان نمیدهد.
- Unter den Blinden ist der Einäugige König — در شهر کوران، یک چشم پادشاه است.
- Andere Länder, andere Sitten — هر کشوری آداب و رسوم مخصوص خود را دارد.
بیشتر بخوانید : انواع تشکر به آلمانی : دوستانه و رسمی + اصطلاحات تشکر و قدردانی
جمعبندی ضرب المثل به آلمانی
در این مقاله جامع، شما با بیش از ۸۰ ضربالمثل پرکاربرد و معروف آلمانی به همراه ترجمه روان فارسی و توضیح مختصر آشنا شدید. این ضربالمثلها در موقعیتهای مختلف زندگی روزمره، محیط کار، روابط اجتماعی و حتی ادبیات آلمانی کاربرد فراوانی دارند.
نکته نهایی: برای تسلط بر این ضربالمثلها، هر روز چند مورد را مرور کنید و سعی کنید در مکالمات روزمره از آنها استفاده کنید. این کار نهتنها دایره لغات شما را گسترش میدهد، بلکه شما را با فرهنگ و طرز فکر مردم آلمان نیز آشنا میسازد.
بیشتر بخوانید : اصطلاحات و مکالمات کاربردی خرید در زبان آلمانی
سوالات متداول درباره ضرب المثلهای زبان آلمانی
ضربالمثل در زبان آلمانی Sprichwort (اشپریشوورت) نام دارد. این واژه به جملههای کوتاه و حکمتآمیزی گفته میشود که تجربه، پند یا حقیقتی عمومی را بیان میکنند.
یکی از شناختهشدهترین ضربالمثلهای آلمانی عبارت است از:
Ohne Fleiß kein Preis.
ترجمه: نابرده رنج، گنج میسر نمیشود.
برخی از زیباترین ضربالمثلها و جملات عاشقانه آلمانی عبارتاند از:
Liebe macht blind. (عشق کور است.)
Jeder Topf findet seinen Deckel. (هر کسی نیمه گمشده خود را پیدا میکند.)
Geteilte Freude ist doppelte Freude. (شادی وقتی با دیگران تقسیم شود، دوچندان میشود.)
Der Neid ist die aufrichtigste Form der Anerkennung.
حسادت، صادقانهترین شکل تحسین است.
Wer nicht wagt, der nicht gewinnt. (کسی که ریسک نکند، موفق نمیشود.)
Wo ein Wille ist, ist auch ein Weg. (خواستن، توانستن است.)
Ohne Fleiß kein Preis. (موفقیت بدون تلاش به دست نمیآید.)
Reden ist Silber, Schweigen ist Gold. (سخن نقره است، سکوت طلاست.)
Der Apfel fällt nicht weit vom Stamm. (سیب از درخت دور نمیافتد.)
Der frühe Vogel fängt den Wurm. (سحرخیز باش تا کامروا شوی.)
برای یادگیری ضربالمثلهای آلمانی میتوانید از فرهنگهای تخصصی اصطلاحات و کتابهای Sprichwörter und Redewendungen استفاده کنید. همچنین فرهنگهای معتبر زبان آلمانی مانند Duden و Langenscheidt منابع مناسبی برای آشنایی با ضربالمثلها، اصطلاحات و کاربرد آنها هستند.
چند نمونه از ضربالمثلهای کوتاه و پرکاربرد آلمانی عبارتاند از:
Besser spät als nie. — دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
Ende gut, alles gut. — پایان خوش، همه چیز خوش.
Zeit ist Geld. — وقت طلاست.
Übung macht den Meister. — کار نیکو کردن از پر کردن است.
Lügen haben kurze Beine. — دروغ دوام ندارد.