مقالات زبان انگلیسی

جمله و لغت مربوط به شغل و کار کردن در انگلیسی+ مثال، مکالمه و ویدیو

شغل و کار کردن در انگلیسی

شغل و کار کردن در انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی در محیط کار و درباره شغل‌ها یکی از مهارت‌های ضروری برای هر فردی است که می‌خواهد در حرفه خود موفق باشد. دانستن جملات ساده، لغات کلیدی و مکالمات کوتاه درباره شغل‌ها به شما کمک می‌کند تا بتوانید به راحتی درباره شغل خود یا شغل مورد علاقه‌تان صحبت کنید، رزومه بسازید و در محیط‌های حرفه‌ای ارتباط برقرار کنید. در این مقاله، مجموعه‌ای از لغات و جملات ضروری، متن‌های ساده درباره شغل‌ها و مکالمات کوتاه انگلیسی آماده شده است که برای مبتدیان و سطح متوسط مناسب است.

لغات پرکاربرد انگلیسی درباره شغل و کار (Job & Work Vocabulary)

لغات پرکاربرد انگلیسی درباره شغل و کار
لغات پرکاربرد انگلیسی درباره شغل و کار
واژه انگلیسیمعنی فارسیتوضیح یا کاربرد
Pay slipفیش حقوقیبرگه‌ای که جزئیات حقوق و کسورات ماهانه کارمند را نشان می‌دهد.
Professionحرفهشغلی که نیاز به مهارت یا تخصص دارد (مثل پزشکی یا مهندسی).
Promotionترفیعارتقا به سمت بالاتر در محل کار.
Salaryحقوقمبلغی که به صورت ماهانه به کارمند پرداخت می‌شود.
A full-time jobشغل تمام‌وقتکاری که معمولاً ۴۰ ساعت در هفته انجام می‌شود.
Trainingآموزشفرآیند یادگیری مهارت‌های لازم برای انجام کار.
Training courseدوره آموزشیدوره‌ای رسمی برای آموزش مهارت‌های کاری.
Unemploymentبیکاریوضعیت نداشتن شغل.
Vacationتعطیلاتمرخصی یا استراحت از کار برای مدتی مشخص.
A part-time jobکار نیمه‌وقتکاری با ساعت کاری کمتر از شغل تمام‌وقت.
Maternity leaveمرخصی زایمانمرخصی مخصوص مادران در دوران بارداری یا پس از زایمان.
Personnelپرسنلکارکنان یک سازمان یا شرکت.
Resignاستعفا دادنترک داوطلبانه شغل توسط کارمند.
Retireبازنشسته شدنپایان دوران کاری پس از سال‌ها خدمت.
Staffکارکنانتمام افراد شاغل در یک شرکت یا بخش.
Strengthنقطه قوتویژگی مثبت یا مهارت برجسته فرد در کار.
A regular jobکار معمولیشغلی ثابت و منظم با ساعات مشخص.
Applicationتقاضای کاردرخواست رسمی برای استخدام.
Application formفرم تقاضای کارفرم رسمی برای ثبت اطلاعات جهت استخدام.
Applyدرخواست دادناقدام برای به‌دست آوردن شغل.
Apprenticeکارآموزفردی که برای یادگیری حرفه‌ای خاص تحت آموزش است.
Traineeکارآموزفردی که در حال آموزش عملی برای شغل است.
Apprenticeshipدوره کارآموزیبازه زمانی آموزش عملی در محیط کار.
Benefitمزیت / مزایاامتیازاتی مانند بیمه، پاداش یا مرخصی.
Bossرئیسفردی که مسئول کارکنان است.
Careerحرفه / مسیر شغلیمسیر پیشرفت فرد در طول زندگی کاری.
Employeeکارمندفردی که برای کارفرما کار می‌کند.
Employerکارفرمافرد یا سازمانی که به کارمندان حقوق پرداخت می‌کند.
Fireاخراج کردنپایان همکاری کارمند به تصمیم کارفرما.
Full-timeتمام‌وقتشغلی با ساعات کاری کامل.
Interviewمصاحبه کاریگفت‌وگو برای ارزیابی صلاحیت متقاضی کار.
Jobشغلکاری که فرد برای کسب درآمد انجام می‌دهد.
Managerمدیرمسئول اداره و سازماندهی تیم یا بخش.
Minimum wageحداقل دستمزدکمترین مبلغی که طبق قانون باید پرداخت شود.
Occupationاشتغالنوع شغلی که فرد در آن مشغول به کار است.
Part-timeپاره‌وقتکاری با ساعت کاری کمتر از معمول.
Workerکارگرفردی که کار فیزیکی یا تولیدی انجام می‌دهد.
Assessmentارزیابیسنجش عملکرد یا مهارت کارمند.
Bonusپاداشمبلغ اضافی به‌خاطر عملکرد خوب.
Curriculum vitae (CV)رزومهخلاصه‌ای از سوابق تحصیلی و کاری فرد.
Sick leaveمرخصی استعلاجیمرخصی به‌دلیل بیماری.
Skilled workerکارگر ماهرفردی با توانایی و تجربه بالا در کار فنی.
To apply for a jobدرخواست دادن برای شغلاقدام برای استخدام در یک موقعیت کاری.
To work in shiftsکار کردن شیفتیانجام کار در نوبت‌های زمانی متفاوت.
To work overtimeاضافه‌کارکار کردن بیشتر از ساعات کاری معمول.
شغل ها به زبان انگلیسی
شغل ها به زبان انگلیسی

🔹 سوالات متداول درباره شغل به انگلیسی

سؤال انگلیسیمعنی فارسی
?What do you doچه‌کار می‌کنی؟ / شغلت چیه؟
?What do you do for a livingبرای امرار معاش چه‌کاری انجام می‌دی؟
?What is your jobشغل شما چیست؟
?What line of work are you inدر چه زمینه یا صنعتی کار می‌کنی؟

این سؤال‌ها رایج‌ترین روش برای پرسیدن شغل کسی در مکالمات روزمره هستند.


🔹 پاسخ دادن به سؤال شغل شما چیست؟ به انگلیسی

برای پاسخ دادن به این سؤال‌ها، چند ساختار اصلی وجود دارد که باید یاد بگیرید 👇


۱. استفاده از ساختار “I’m a / an …” (من یک … هستم)

یکی از ساده‌ترین و رایج‌ترین روش‌ها برای گفتن شغل است.
کافی است بعد از “I’m a” یا “I’m an” نام شغلتان را بگویید:

  • I’m a teacher → من یک معلم هستم.
  • I’m an engineer → من یک مهندس هستم.
  • I’m a website designer → من طراح وب‌سایت هستم.
  • I’m a bus driver → من راننده اتوبوس هستم.
  • I’m a project manager → من مدیر پروژه هستم.
  • I’m a farmer → من کشاورز هستم.

۲. استفاده از ساختار “I work for …” (من برای … کار می‌کنم)

اگر بخواهید بگویید برای چه سازمان یا شرکتی کار می‌کنید، از این ساختار استفاده می‌شود.
با این جمله ممکن است دقیقاً شغلتان مشخص نشود، اما نوع محل کارتان روشن می‌شود.

  • I work for a community college → من برای یک کالج اجتماعی کار می‌کنم.
  • I work for a training company → من در یک شرکت آموزشی کار می‌کنم.
  • I work for myself → من برای خودم کار می‌کنم (شغل آزاد دارم).

۳. استفاده از ساختار “I work in …” (من در … کار می‌کنم)

این ساختار برای بیان زمینه کاری یا بخش کاری شماست.

  • I work in advertising → من در زمینه تبلیغات کار می‌کنم.
  • I work in sales → من در فروش کار می‌کنم.
  • I work in the fashion industry → من در صنعت مد کار می‌کنم.

می‌توانید آن را کامل‌تر هم بیان کنید:

  • I work in the sales department in a car company.
    → من در بخش فروش یک شرکت خودروسازی کار می‌کنم.
  • I work in the marketing department of a cosmetics company.
    → من در بخش بازاریابی یک شرکت لوازم آرایشی کار می‌کنم.
  • I work in the design department of a sports company.
    → من در بخش طراحی یک شرکت ورزشی کار می‌کنم.

بیشتر بخوانید : مصاحبه شغلی به زبان انگلیسی | آشنایی با مصاحبه استخدامی انگلیسی


۴. استفاده از ساختار “I’m in …” (من در بخش … هستم)

در مکالمات غیررسمی، می‌توانید ساده‌تر بگویید در چه زمینه‌ای کار می‌کنید:

  • I’m in sales → من در بخش فروش هستم.
  • I’m in marketing → من در بازاریابی هستم.
  • I’m in education → من در آموزش هستم.

🔹 ترکیب همه موارد برای معرفی کامل شغل خود

اگر بخواهید حرفه خود را به‌صورت کامل‌تر توضیح دهید، می‌توانید چند ساختار بالا را با هم ترکیب کنید:

  • I’m a salesman — I work in the sales department for a local computer company.
    → من فروشنده‌ام – در بخش فروش یک شرکت کامپیوتر محلی کار می‌کنم.
  • I’m a teacher — I work for a high school.
    → من معلمم – در یک دبیرستان کار می‌کنم.
  • I’m a designer — I’m in the design department in an advertising company.
    → من طراحم – در بخش طراحی یک شرکت تبلیغاتی فعالیت دارم.

🔹 پرسیدن و پاسخ دادن به سؤال: کجا کار می‌کنید؟

وقتی کسی از شما بپرسد “Where do you work?”، شما می‌توانید اطلاعاتی درباره‌ی شرکت یا سازمان محل کارتان بدهید.

اگر در یک شرکت مشهور کار می‌کنید، کافی است نام آن را ذکر کنید:

  • I work for Facebook. → من برای فیس‌بوک کار می‌کنم.
  • I work for the BBC. → من برای بی‌بی‌سی کار می‌کنم.
  • I work for Google. → من برای گوگل کار می‌کنم.
  • I work for Coca-Cola. → من برای کوکاکولا کار می‌کنم.

اما اگر شرکت شما کمتر شناخته‌شده است، می‌توانید با توضیح بیشتر آن را معرفی کنید:

  • I work for a company which/that …
    → من برای شرکتی کار می‌کنم که …
  • I work for a local company which/that …
    → من برای یک شرکت محلی کار می‌کنم که …
  • I work for a national company which/that …
    → من برای یک شرکت ملی کار می‌کنم که …
  • I work for an international company which/that …
    → من برای یک شرکت بین‌المللی کار می‌کنم که …

مثال‌ها:

  • I work for a company that makes electrical goods.
    من برای شرکتی کار می‌کنم که کالاهای برقی تولید می‌کند.
  • I work for an international company that supplies internet advertising.
    من برای یک شرکت بین‌المللی کار می‌کنم که تبلیغات اینترنتی ارائه می‌دهد.
شغل من به انگلیسی
شغل من به انگلیسی

واژگان و جملات انگلیسی برای درخواست شغل

(Words & Phrases Related to Making a Job Application)

اگر به دنبال کار هستید یا می‌خواهید فرم استخدام پر کنید، دانستن این عبارات ضروری است:

جمله انگلیسیترجمه فارسی
I saw your advert in the paper.من آگهی شما را در روزنامه دیدم.
Could I have an application form?می‌توانم فرم تقاضای کار دریافت کنم؟
Could you send me an application form?امکانش هست فرم تقاضای کار برای من ارسال کنید؟
I’m interested in this position.من به این موقعیت شغلی علاقه‌مندم.
I’d like to apply for this job.مایلم برای این شغل درخواست بدهم.

🔹 پرسیدن درباره شرایط شغل

(Words & Questions Related to Asking About the Job)

در ادامه، تعدادی از سؤالات کاربردی در مصاحبه شغلی یا هنگام بررسی شرایط استخدام را می‌بینید که دانستن آن‌ها برای هر زبان‌آموزی ضروری است:

سؤال انگلیسیمعنی فارسی
Is this a temporary or permanent position?آیا این شغل موقتی است یا دائمی؟
What are the hours of work?ساعات کاری چگونه است؟
Will I have to work on Saturdays?آیا باید شنبه‌ها هم کار کنم؟
Will I have to work shifts?آیا کار به‌صورت شیفتی است؟
How much does the job pay?میزان حقوق این شغل چقدر است؟
$10 an hour / £350 a weekهر ساعت ۱۰ دلار / هر هفته ۳۵۰ پوند
What’s the salary like?میزان حقوق چطور است؟
Will I be paid weekly or monthly?حقوق به‌صورت هفتگی پرداخت می‌شود یا ماهانه؟
Will I get traveling expenses?آیا هزینه‌های رفت‌و‌آمد پرداخت می‌شود؟
Will I get paid for overtime?آیا بابت اضافه‌کاری حقوق دریافت می‌کنم؟
a company carماشین شرکت
a pension schemeطرح حقوق بازنشستگی
Who would I report to?گزارش کارم را به چه کسی بدهم؟
When do you want me to start?از چه زمانی باید کارم را شروع کنم؟

صحبت درباره مسئولیت‌های شغلی به انگلیسی

Talking about job responsibilities in English

گاهی در مکالمات مربوط به شغل، از شما پرسیده می‌شود:

❓ What are your job responsibilities?
مسئولیت‌های شغلی شما چیست؟

در این موقع، بهتر است با جملات ساده و طبیعی درباره کارتان توضیح دهید.

آموزش شغل ها به زبان انگلیسی برای کودکان
آموزش شغل ها به زبان انگلیسی برای کودکان

✅ مثال‌هایی از بیان مسئولیت شغلی با فعل I + verb

  • I teach maths in the high school.
    من در دبیرستان ریاضی تدریس می‌کنم.
  • I cook food at the hospital.
    من در بیمارستان غذا می‌پزم.
  • I design websites.
    من وب‌سایت طراحی می‌کنم.
  • I take photographs.
    من عکاسی می‌کنم.
  • I write website content.
    من محتوای وب‌سایت می‌نویسم.
  • I look after animals in the animal shelter.
    من از حیوانات در پناهگاه مراقبت می‌کنم.

✅ استفاده از فعل make برای بیان تولید یا ساخت چیزی

  • I make jewellery for a small shop in town.
    من برای یک مغازه کوچک در شهر جواهرات می‌سازم.
  • I make furniture in a small furniture company.
    من در یک شرکت مبلمان کوچک، مبلمان می‌سازم.

✅ استفاده از do برای وظایف عمومی یا غیرمشخص

  • I do marketing for a hair products company.
    من برای یک شرکت محصولات مو بازاریابی می‌کنم.
  • I do project management for a big construction company.
    من مدیریت پروژه برای یک شرکت ساختمانی بزرگ انجام می‌دهم.

✅ راه‌های دیگر برای بیان وظایف و مسئولیت‌ها

عبارتمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه مثال
I manage…من … را مدیریت می‌کنمI manage a small team of designers.من یک تیم کوچک از طراحان را مدیریت می‌کنم.
I take care of…من مراقب … هستمI take care of our company’s clients.من از مشتریان شرکت مراقبت می‌کنم.
I organise…من … را سازماندهی می‌کنمI organise company events.من رویدادهای شرکت را سازماندهی می‌کنم.
I’m responsible for…من مسئول … هستمI’m responsible for customer support.من مسئول پشتیبانی مشتریان هستم.
Most of my time is spent…بیشتر وقت من صرف … می‌شودMost of my time is spent answering emails.بیشتر وقت من صرف پاسخ دادن به ایمیل‌ها می‌شود.

🧩 مثال کامل

I’m a marketing manager. I have to do the marketing for the company. I’m responsible for all the social media accounts we have. Most of my time is spent writing articles and blog posts.
من مدیر بازاریابی هستم. باید بازاریابی شرکت را انجام دهم. مسئول تمام حساب‌های شبکه‌های اجتماعی هستم. بیشتر وقت من صرف نوشتن مقالات و پست‌های وبلاگ می‌شود.

مهم‌ترین اصطلاحات بازاریابی و دیجیتال مارکتینگ به انگلیسی
مهم‌ترین اصطلاحات بازاریابی و دیجیتال مارکتینگ به انگلیسی

💬 آیا شغل خود را دوست دارید؟

Do you like your job?

گاهی افراد در مکالمه از شما می‌پرسند:

❓ Do you like your job?
آیا شغلت را دوست داری؟

برای پاسخ به این سؤال می‌توانید از جنبه‌های مختلف شغل خود صحبت کنید — مثل درآمد، همکاران یا محیط کاری.

لغات و اصطلاحات مهندسی به انگلیسی
لغات و اصطلاحات مهندسی به انگلیسی

💰 صحبت درباره‌ی پول و حقوق

جمله انگلیسیمعنی فارسی
The money is great!پولش عالیه!
The money is pretty good!پولش خیلی خوبه!
The money is not very good at all.پولش اصلاً خوب نیست.
I get paid very well.من خیلی خوب حقوق می‌گیرم.
I am on a pittance.من حقوق ناچیزی دارم.
I earn a lot of money.من پول زیادی درمی‌آورم.
I’m paid an average salary.حقوق متوسطی می‌گیرم.

👥 صحبت درباره‌ی همکاران

جمله انگلیسیمعنی فارسی
I work with some great people.من با آدم‌های عالی‌ای کار می‌کنم.
I love the team I am working in.من عاشق تیمی هستم که در آن کار می‌کنم.
We are like one big family.ما مثل یک خانواده‌ی بزرگ هستیم.
I get on really well with all my colleagues.من با همه‌ی همکارانم خیلی خوب هستم.
My colleagues are great.همکاران من عالی هستند.
All the people I work with are good.همه‌ی افرادی که با آن‌ها کار می‌کنم، خوب هستند.

🕒 شما چه زمانی شروع به کار می‌کنید؟

What time do you start work?

این سؤال یکی از متداول‌ترین پرسش‌ها درباره‌ی برنامه کاری روزانه است.
افراد ممکن است یکی از این پرسش‌ها را بپرسند:

سؤال انگلیسیمعنی فارسی
What time do you start work?شما چه زمانی شروع به کار می‌کنید؟
When do you stop work?چه زمانی کارت را متوقف می‌کنی؟
What time do you finish work?ساعت چند کارت تمام می‌شود؟
What time do you get off (work)?ساعت چند کارت تمام می‌شود؟

✅ پاسخ به این سوالات

جمله انگلیسیمعنی فارسی
I start work at nine.ساعت ۹ کارم را شروع می‌کنم.
I start work at eight-thirty.ساعت ۸:۳۰ کارم را شروع می‌کنم.
I have to be at work at nine.باید ساعت ۹ سر کار باشم.
I get to work at eight-thirty.ساعت ۸:۳۰ سر کار می‌روم.
I finish work at five.ساعت ۵ کارم تمام می‌شود.
مکالمه روزمره در زبان انگلیسی
مکالمه روزمره در زبان انگلیسی

💬 آیا در حال حاضر مشغول به کار هستید؟

Are you working at the moment?
یا
Are you working right now?
(آیا الان مشغول به کار هستی؟)

اگر در حال حاضر شاغل نیستید یا در دوران استراحت، جست‌وجوی شغل یا تغییر مسیر کاری هستید، می‌توانید از جملات زیر استفاده کنید 👇


👇 جملات مفید برای زمانی که بیکار یا در حال تغییر شغل هستید

جمله انگلیسیمعنی فارسی
I’m not working right now.من الان کار نمی‌کنم.
I’m between jobs at the moment.من در حال تغییر شغل هستم.
I’ve just finished college and I need some time out.من تازه کالج را تمام کرده‌ام و به کمی استراحت نیاز دارم.
I have just graduated and I am looking for a job now.من تازه فارغ‌التحصیل شده‌ام و در حال حاضر به دنبال کار هستم.
I’m taking some time out to be with my family.مدتی را برای بودن با خانواده‌ام صرف می‌کنم.
I’m taking some time out to sell my house.من برای فروش خانه‌ام کمی وقت گذاشته‌ام.

💡 نکات کاربردی

  • عبارت “I’m between jobs” یک اصطلاح مودبانه و حرفه‌ای برای گفتن «بیکارم» است، بدون اینکه بار منفی داشته باشد.
  • ساختار “I’m taking some time out to…” به معنی «مدتی استراحت گرفته‌ام تا…» است و برای توضیح دلیل فاصله از کار استفاده می‌شود.

🔹 مثال‌های بیشتر در مکالمه واقعی:

👩‍💬

Are you working at the moment?
آیا الان سر کار هستی؟

👨‍💬

No, I’m between jobs right now. I left my previous company last month.
نه، فعلاً در حال تغییر شغلم. ماه گذشته از شرکت قبلی استعفا دادم.

تکنولوژی به انگلیسی
تکنولوژی به انگلیسی

🔹 کلمات کاربردی برای توصیف شغل به انگلیسی (Describing Jobs in English)

در مکالمات روزمره انگلیسی، یکی از موضوعات پرکاربرد صحبت درباره‌ی ویژگی‌های شغل است. برای مثال، ممکن است بخواهید بگویید کارتان چالش‌برانگیز است، خسته‌کننده است، یا انگیزه‌بخش. در ادامه پرکاربردترین صفت‌های انگلیسی برای توصیف شغل همراه با معنی فارسی آورده شده است 👇

واژه انگلیسیمعنی فارسی
Stimulatingمهیج، انگیزشی
Funسرگرم‌کننده
Friendlyدوستانه
Creativeخلاقانه
Engagingجذاب، مشارکتی
Excitingهیجان‌انگیز
Rewardingپرارزش، رضایت‌بخش
Motivatingانگیزه‌دهنده
Challengingچالش‌برانگیز
Fast-pacedپرشتاب
Thanklessبی‌اجر و پاداش
Low-paidکم‌دستمزد
Boringخسته‌کننده
Dullکسل‌کننده
Depressingافسرده‌کننده
Soul-destroyingروح‌فرسا، نابودکننده روح
Mundaneپیش‌پاافتاده، روزمره
Exhaustingطاقت‌فرسا
Stressfulپر استرس
Dead-endبدون آینده، بدون امکان پیشرفت
Demandingدشوار، پرزحمت

💬 مثال‌هایی برای توصیف شغل با صفت‌ها

برای اینکه بتوانید این واژه‌ها را در مکالمه واقعی به کار ببرید، به مثال‌های زیر توجه کنید 👇

  • The money is great, but it is a lot of pressure.
    پولش عالیه، اما فشار کاری زیادی داره.
  • I like the people I work with, but the money is not that great.
    من از همکارانم خوشم میاد، اما دستمزد زیاد نیست.
  • I like the job; it’s very satisfying, but the management is not very good.
    از شغلم راضی‌ام، خیلی رضایت‌بخشه، اما مدیریت چندان خوب نیست.
  • The people I work with are so friendly, but the job itself is very stressful.
    همکارام خیلی دوستانه‌ان، اما خودِ کار خیلی استرس‌زاست.
  • Most of the time it’s boring, then at certain times of the year it gets very busy.
    بیشتر اوقات کسل‌کننده است، ولی در بعضی فصل‌ها خیلی شلوغ می‌شه.

بیشتر بخوانید : رایج ترین اصطلاحات انگلیسی در مکالمه


💼 آیا خوداشتغال هستید؟ (Are You Self-Employed?)

اگر برای خودتان کار می‌کنید و زیر نظر هیچ شرکت یا سازمانی نیستید، در زبان انگلیسی به این حالت Self-employed می‌گویند.
شغل‌های زیر معمولاً در دسته‌ی خوداشتغالی (Self-employment) قرار می‌گیرند 👇

شغلترجمه فارسی
Carpenterنجار
Electricianبرقکار
Bricklayerآجرچین
Construction workerکارگر ساختمانی
Writerنویسنده
Photographerعکاس
Graphic designerطراح گرافیک
Make-up artistمیکاپ آرتیست
Tutorمعلم خصوصی
Nannyپرستار بچه
Personal trainerمربی شخصی

✅ جملات کاربردی برای توصیف خوداشتغالی

اگر خوداشتغال هستید، می‌توانید از یکی از این جمله‌ها استفاده کنید:

  • I am self-employed.
    من خوداشتغال هستم.
  • I work for myself.
    من برای خودم کار می‌کنم.
  • I am my own boss.
    من رئیس خودم هستم.

💡 عبارت “I am my own boss” یک روش طبیعی و جذاب برای گفتن «خودم رئیس خودمم» در انگلیسی محاوره‌ای است.

در مکالمات روزمره و مصاحبه‌های کاری، معمولاً با مجموعه‌ای از اصطلاحات و عبارات انگلیسی مربوط به شغل و کار کردن روبه‌رو می‌شوید. در ادامه پرکاربردترین جملات و ترجمه‌ی دقیق آن‌ها را می‌بینید 👇

جمله انگلیسیمعنی فارسی
We’d like to invite you for an interview.قصد داریم شما را به یک مصاحبه کاری دعوت کنیم.
This is the job description.شرح وظایف شغلی شما به این صورت است.
Have you got any experience?آیا در این زمینه تجربه‌ای دارید؟
We need someone with experience.ما به فردی باتجربه نیاز داریم.
What qualifications have you got?چه مهارت‌ها و صلاحیت‌هایی دارید؟
Have you got a current driving license?آیا گواهینامه رانندگی معتبر دارید؟
How much were you paid in your last job?در شغل قبلی چقدر حقوق می‌گرفتید؟
Do you need a work permit?آیا به مجوز کار نیاز دارید؟
We’d like to offer you the job.این شغل را به شما پیشنهاد می‌کنیم.
When can you start?چه زمانی می‌توانید کارتان را شروع کنید؟
There’s a three-month trial period.سه ماه اول به‌صورت آزمایشی کار خواهید کرد.

🗣️ جملات ضروری انگلیسی برای صحبت درباره شغل (Everyday Job Sentences)

در این قسمت با جملات بسیار کاربردی برای معرفی شغل خود و اعضای خانواده آشنا می‌شوید 👇

🔹 سوال و پاسخ درباره شغل

جمله انگلیسیمعنی فارسی
What do you do? / What’s your job?شغل شما چیست؟ / چه کاره‌اید؟
I am a general practitioner / paramedic.من پزشک عمومی / پیراپزشک هستم.
I am an engineer / artist.من مهندس / هنرمند هستم.
I am still a university student.من هنوز دانشجو هستم.

👨‍👩‍👧 درباره شغل والدین

جمله انگلیسیمعنی فارسی
What does your father do?پدرتان چه کاره است؟
My father is self-employed / retired.پدرم شغل آزاد دارد / بازنشسته است.
He is a government employee / pilot / retired colonel.او کارمند دولت / خلبان / سرهنگ بازنشسته است.
My father is a tailor / stonemason / steward / blacksmith / goldsmith.پدرم خیاط / سنگ‌کار / مهماندار / آهنگر / زرگر است.
Once you told me your father was a locksmith.یک‌بار گفتی پدرت قفل‌ساز است.
My father is a veterinarian / an accountant / an officer.پدرم دامپزشک / حسابدار / افسر است.
He is a real estate agent / a salesman.او دلال معاملات ملکی / فروشنده است.
My father is a watchman / an usher / an upholsterer / a teller / a telephonist.پدرم نگهبان / کنترل‌چی / تشک‌دوز / تحویل‌دار بانک / تلفن‌چی است.
He is a bank clerk.او کارمند بانک است.
She is a gynecologist / dermatologist / cardiologist / internist.او متخصص زنان / پوست / قلب / داخلی است.
He is an anesthetist / a nurse / a university teacher.او متخصص بیهوشی / پرستار / استاد دانشگاه است.

⏰ درباره ساعت کاری

جمله انگلیسیمعنی فارسی
Does your father have a part-time or a full-time job?پدرت شغل نیمه‌وقت دارد یا تمام‌وقت؟
He works full-time / part-time.او تمام‌وقت / نیمه‌وقت کار می‌کند.
How many hours a day does he work?او روزی چند ساعت کار می‌کند؟
Does he work on shifts?آیا شیفتی کار می‌کند؟
My father is unemployed / out of work.پدرم بیکار است.

اصطلاحات عمومی کسب‌وکار و بازاریابی

اصطلاحات بازاریابی و دیجیتال مارکتینگ به انگلیسی
اصطلاحات بازاریابی و دیجیتال مارکتینگ به انگلیسی

1. مفاهیم پایه بازاریابی

فارسیانگلیسیتوضیح
بازاریابیMarketingفعالیت‌هایی برای معرفی، عرضه و فروش محصولات یا خدمات به مشتریان هدف
برندBrandنام، لوگو و طراحی که محصول را از رقبا متمایز می‌کند
بازار هدفTarget Marketگروه مشخصی از افراد که محصول برای آن‌ها طراحی شده
آمیخته بازاریابیMarketing Mixچهار عنصر اصلی: محصول، قیمت، مکان، ترویج
تحقیقات بازارMarket Researchجمع‌آوری و تحلیل داده‌ها برای درک بازار و مشتریان
سهم بازارMarket Shareدرصد فروش یک شرکت در یک بازار مشخص
چرخه عمر محصولProduct Lifecycle (PLC)مراحل معرفی، رشد، بلوغ و افول یک محصول
مشتریCustomerفرد یا سازمانی که خرید می‌کند
مصرف‌کنندهConsumerفردی که برای استفاده شخصی محصول را خریداری می‌کند
رقباCompetitorsسایر شرکت‌هایی که محصول مشابه ارائه می‌دهند
مزیت رقابتیCompetitive Advantage (CA)ویژگی منحصر به فردی که شرکت را از رقبا متمایز می‌کند
ارزش پیشنهادیValue Propositionمزایایی که محصول برای مشتریان ارائه می‌دهد

2. استراتژی و تاکتیک‌های بازاریابی

فارسیانگلیسیتوضیح
استراتژی بازاریابیMarketing Strategyبرنامه جامع برای رسیدن به اهداف بازاریابی
اهداف بازاریابیMarketing Objectivesنتایج مشخصی که از فعالیت‌های بازاریابی انتظار می‌رود
تاکتیک‌های بازاریابیMarketing Tacticsاقدامات خاص برای اجرای استراتژی بازاریابی
بودجه بازاریابیMarketing Budgetمقدار پول تخصیص داده شده برای بازاریابی
کمپین بازاریابیMarketing Campaignمجموعه فعالیت‌های هماهنگ با هدف مشخص
تجزیه و تحلیل SWOTStrengths, Weaknesses, Opportunities, Threatsارزیابی نقاط قوت، ضعف‌ها، فرصت‌ها و تهدیدها

3. تبلیغات و ارتباط با مشتری

فارسیانگلیسیتوضیح
تبلیغاتAdvertisingفعالیت پرداختی برای معرفی و ترویج محصولات
کانال‌های ارتباطیCommunication Channelsروش‌های انتقال پیام تبلیغاتی
پیام کلیدیKey Messageپیام اصلی کمپین به مخاطب
جذب مشتریCustomer Acquisition (CA)جذب مشتریان جدید
نگهداشت مشتریCustomer Retention (CR)حفظ مشتریان و افزایش وفاداری

4. انواع بازاریابی

فارسیانگلیسیتوضیح
بازاریابی سنتیTraditional Marketingتبلیغات تلویزیون، رادیو، چاپی
بازاریابی دیجیتالDigital Marketingبازاریابی در فضای اینترنت
بازاریابی محتواContent Marketingانتشار محتوای ارزشمند برای جذب مشتری
بازاریابی ویدیوییVideo Marketingبازاریابی از طریق محتوای ویدیویی جذاب
بازاریابی شبکه‌ایNetwork Marketingفروش از طریق معرفی افراد جدید
بازاریابی شخصی‌سازی شدهPersonalized Marketingارائه پیام تبلیغاتی سفارشی

بیان تجربه به انگلیسی
بیان تجربه به انگلیسی

اصطلاحات منابع انسانی (HR)

فارسیانگلیسیمخفف
منابع انسانیHuman ResourcesHR
مدیریت منابع انسانیHuman Resource ManagementHRM
کارمند تمام‌وقتFull-time EmployeeFTE
کارمند پاره‌وقتPart-time EmployeePTE
پیمانکارContractor
نیروی موقتTemporary Worker
حقوق و دستمزدSalary
مزایاBenefits
جذب نیروRecruitment
ارزیابی عملکردPerformance AppraisalPA
تعاملات کارکنانEmployee EngagementEE

سایر مفاهیم HR

  • فرهنگ سازمانی (Organizational Culture / OC): باورها و ارزش‌های مشترک سازمان
  • رضایت شغلی (Job Satisfaction / JS): احساس کارکنان نسبت به شغل خود
  • تعهد سازمانی (Organizational Commitment / OC): وفاداری کارکنان به سازمان

اصطلاحات مالی و حسابداری

لغات و اصطلاحات حسابداری به انگلیسی
لغات و اصطلاحات حسابداری به انگلیسی
فارسیانگلیسی
بدهیDebt
اعتبارCredit
سرمایهCapital
بودجهBudget
سودProfit
زیانLoss
نقدینگیLiquidity
سهامShare
بازار سهامStock Market
بازگشت سرمایهReturn on Investment (ROI)

سرمایه‌گذاری و تأمین مالی

  • Bootstrapping: خودتأمین مالی با منابع داخلی
  • Seed Funding: سرمایه‌گذاری اولیه از منابع خارجی
  • Angel Investors: سرمایه‌گذاران فرشته

اصطلاحات مدیریتی

لغات و اصطلاحات مدیریت به زبان انگلیسی
لغات و اصطلاحات مدیریت به زبان انگلیسی
فارسیانگلیسی
مدیریتManagement
نوآوریInnovation
کارآییEfficiency
اثربخشیEffectiveness
پروژهProject

رده‌بندی مدیریتی

  • سطح عالی (C-Suite): CEO، CFO، COO، CTO، CHRO، CMO
  • سطح میانی: Department Manager، Project Manager، Product Manager
  • سطح پایین: Team Leader، Shift Supervisor، Call Center Supervisor

اصطلاحات کسب‌وکار اینترنتی و دیجیتال

لیست کامل لغات کامپیوتری به انگلیسی
لیست کامل لغات کامپیوتری به انگلیسی

وبسایت و محتوا

فارسیانگلیسی
وبسایتWebsite
صفحه وبWebpage
دامنهDomain
هاستینگHosting
محتواContent
کلمات کلیدیKeywords
سئوSEO
UXUser Experience
UIUser Interface

بازاریابی دیجیتال

فارسیانگلیسی
دیجیتال مارکتینگDigital Marketing
SEMSearch Engine Marketing
PPCPay-Per-Click
سوشال مدیا مارکتینگSocial Media Marketing
اینفلوئنسر مارکتینگInfluencer Marketing
ایمیل مارکتینگEmail Marketing
آنالیز وبWeb Analytics

تجارت الکترونیک

فارسیانگلیسی
تجارت الکترونیکE-commerce
فروشگاه آنلاینOnline Store
پرداخت آنلاینOnline Payment
سبد خریدShopping Cart
چک‌اوتCheckout

توسعه وب

فارسیانگلیسی
فرانت‌اندFront-end
بک‌اندBack-end
کدنویسیCoding
زبان برنامه‌نویسیProgramming Language
فریمورکFramework
APIApplication Programming Interface

💬 مکالمه انگلیسی درباره شغل و کار (Job Conversation in English)

مکالمه انگلیسی درباره شغل و کار
مکالمه انگلیسی درباره شغل و کار

🗣 مکالمه ۱: کار پاره‌وقت (Part-Time Job Conversation)

موقعیت:
لوسی با باب در مغازه ملاقات می‌کند و درباره شغل پاره‌وقت او سؤال می‌پرسد.


Lucy: Hi, Bob! How’s it going?
لوسی: سلام باب! اوضاع چطوره؟

Bob: Fine, thanks, and you?
باب: خوبم، ممنون. تو چطوری؟

Lucy: Fine. Where are you off to?
لوسی: خوبم. کجا داری میری؟

Bob: To the library. I have to finish the assignment for tomorrow’s class.
باب: به کتابخونه می‌رم. باید تمرین کلاس فردا رو تموم کنم.

Lucy: Why don’t you do it at home?
لوسی: چرا تو خونه انجامش نمی‌دی؟

Bob: I have a part-time job in the evening, so when I get home, I’m too tired to do assignments.
باب: من عصرها یه کار نیمه‌وقت دارم، وقتی برمی‌گردم خونه، خیلی خسته‌ام که بتونم تکالیفمو انجام بدم.

Lucy: Where do you work?
لوسی: کجا کار می‌کنی؟

Bob: I work in a café.
باب: تو یه کافه کار می‌کنم.

Lucy: Why do you like the job?
لوسی: چرا این کار رو دوست داری؟

Bob: It’s interesting. I enjoy working with people and I get extra money.
باب: جالبه. از کار کردن با مردم لذت می‌برم و پول اضافه هم می‌گیرم.

Lucy: How’s the pay?
لوسی: حقوقش چطوره؟

Bob: I get £7 an hour. I’d like to earn more because I need money for a new laptop and a smartphone.
باب: ساعتی ۷ پوند می‌گیرم. می‌خوام بیشتر درآمد داشته باشم چون باید لپ‌تاپ و موبایل جدید بخرم.

Lucy: And how will you do that?
لوسی: چطور این کارو می‌کنی؟

Bob: I’ll try to pick up as many extra shifts as I can.
باب: سعی می‌کنم تا جایی که می‌تونم شیفت اضافه بردارم.

Lucy: What about your studies? How will you manage your time?
لوسی: درست چی میشه؟ چطوری زمانتو مدیریت می‌کنی؟

Bob: I don’t know yet. I might take fewer courses next semester.
باب: هنوز نمی‌دونم. شاید ترم بعد درس‌های کمتری بردارم.

Lucy: I wouldn’t do that if I were you. You should make your studies your first priority. What if your parents find out?
لوسی: من اگه جای تو بودم این کارو نمی‌کردم. باید درست رو در اولویت بذاری. اگه پدر و مادرت بفهمن چی؟

Bob: Ugh, you’re right. Thanks for the advice, Lucy. I’ve got to go now. See you later.
باب: اوه، حق با توئه. مرسی از نصیحتت، لوسی. باید برم. بعداً می‌بینمت.

Lucy: See you, Bob.
لوسی: خداحافظ باب.


🎯 نکات آموزشی مکالمه ۱:

  • pick up extra shifts = شیفت‌های کاری بیشتری برداشتن
  • part-time job = شغل نیمه‌وقت
  • manage your time = مدیریت کردن زمان
  • make your studies your first priority = درس رو در اولویت گذاشتن
شغل ها به زبان انگلیسی برای کودکان
شغل ها به زبان انگلیسی برای کودکان

🗣 مکالمه ۲: انتخاب مسیر شغلی (Career Choice Conversation)

موقعیت:
تام و باب درباره آینده شغلی و ادامه تحصیل صحبت می‌کنند.


Bob: Hi, Tom. How are you? You don’t look very happy.
باب: سلام تام، چطوری؟ به نظر خوشحال نمیای.

Tom: I know, I’m fine. But my parents want me to go back to Italy after I graduate.
تام: می‌دونم، خوبم. اما پدر و مادرم می‌خوان بعد از فارغ‌التحصیلی به ایتالیا برگردم.

Bob: Why don’t you want to go back?
باب: چرا نمی‌خوای برگردی؟

Tom: I want to pursue a career in nanotechnology. I don’t think I can do that in my home country.
تام: می‌خوام در حوزه فناوری نانو کار کنم. فکر نمی‌کنم بتونم این کار رو تو کشور خودم انجام بدم.

Bob: Have you explained that to your parents?
باب: اینو به پدر و مادرت گفتی؟

Tom: Yes, but they insist I should try to find a job in Italy first. I think it would be a waste of time.
تام: آره، اما اصرار دارن اول تو ایتالیا دنبال کار بگردم. به نظرم وقتم تلف میشه.

Bob: Do you think you can easily land your first job here in the UK?
باب: فکر می‌کنی به راحتی می‌تونی اولین شغلتو اینجا تو انگلیس پیدا کنی؟

Tom: With many internships and scholarships available, I believe it’ll be easier to build my career here.
تام: با وجود دوره‌های کارآموزی و بورسیه زیاد، فکر می‌کنم اینجا راحت‌تر بتونم مسیر شغلیم رو بسازم.

Bob: What position do you actually want for your future career?
باب: چه موقعیتی رو برای آینده‌ت می‌خوای؟

Tom: I want to work full time as a research scientist specializing in nanotechnology.
تام: می‌خوام تمام‌وقت به‌عنوان پژوهشگر نانوتکنولوژی کار کنم.

Bob: As far as I know, research scientists usually have a master’s or PhD degree.
That means you’ll need to continue studying.
باب: تا جایی که می‌دونم، پژوهشگران معمولاً مدرک کارشناسی ارشد یا دکترا دارن، یعنی باید ادامه تحصیل بدی.

Tom: I know. I plan to enroll in a master’s program right after I finish my bachelor’s.
تام: می‌دونم. می‌خوام بلافاصله بعد از لیسانس وارد کارشناسی ارشد بشم.

Bob: Have you talked to the career advisor?
باب: با مشاور شغلی صحبت کردی؟

Tom: Not yet. That’s a good idea, Bob. Thanks!
تام: هنوز نه، ایده خوبیه باب، ممنون!

Bob: Glad to help.
باب: خوشحال شدم کمکت کردم.


🎯 نکات آموزشی مکالمه ۲:

  • pursue a career in… = دنبال کردن حرفه‌ای در زمینه‌ی…
  • land a job = پیدا کردن شغل
  • build a career = ساختن مسیر شغلی
  • career advisor = مشاور شغلی
بهترین موسسه های زبان انگلیسی تهران
بهترین موسسه های زبان انگلیسی تهران

جمع‌بندی شغل و کار کردن در انگلیسی

در این مقاله، شما با لغات کلیدی شغل‌ها، جملات ساده برای معرفی شغل، متن‌های نمونه درباره معلمی و پزشکی، پاسخ به سوال شغل شما چیست و مکالمات کوتاه درباره شغل آینده آشنا شدید. تمرین این جملات و لغات، مهارت شما در صحبت کردن درباره کار و شغل‌ها به انگلیسی افزایش می‌دهد و به شما کمک می‌کند تا در محیط‌های حرفه‌ای و تحصیلی اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید.

سوالات متداول و جملات ضروری انگلیسی درباره شغل و کار کردن

متن ساده انگلیسی درباره شغل‌ها

متن نمونه برای کودکان یا مبتدی‌ها:
I have many jobs in my town. A teacher teaches students at school. A doctor helps sick people in the hospital. A farmer grows fruits and vegetables. A firefighter saves people from fire. I want to be a teacher when I grow up.
ترجمه:
من شغل‌های زیادی در شهرم می‌شناسم. معلم به دانش‌آموزان در مدرسه آموزش می‌دهد. دکتر به بیماران در بیمارستان کمک می‌کند. کشاورز میوه و سبزیجات می‌کارد. آتش‌نشان مردم را از آتش نجات می‌دهد. وقتی بزرگ شوم می‌خواهم معلم شوم.

متن انگلیسی درباره شغل معلمی

I am a teacher. I teach students at school. I prepare lessons and help students learn new things. I love my job because I can make a difference in students’ lives.
ترجمه:
من معلم هستم. من به دانش‌آموزان در مدرسه درس می‌دهم. درس‌ها را آماده می‌کنم و به دانش‌آموزان کمک می‌کنم چیزهای جدید یاد بگیرند. شغلم را دوست دارم چون می‌توانم زندگی دانش‌آموزان را تغییر دهم.

متن انگلیسی درباره شغل دکتر

A doctor works in a hospital or clinic. Doctors examine patients, give medicines, and help them recover. Being a doctor is very important and requires a lot of study and care.
ترجمه:
دکتر در بیمارستان یا کلینیک کار می‌کند. دکترها بیماران را معاینه می‌کنند، دارو می‌دهند و به بهبود آن‌ها کمک می‌کنند. دکتر بودن بسیار مهم است و نیاز به تحصیل و دقت زیادی دارد.

جمله برای بیان شغل مورد علاقه من

My favorite job is a doctor.
شغل مورد علاقه من دکتر است.
I want to be a teacher in the future.
من می‌خواهم در آینده معلم شوم.

جواب به سوال “شغل شما چیست؟” به انگلیسی

What is your job?
شغل شما چیست؟
جواب‌ها:
I am a teacher.
من معلم هستم.
I work as a doctor.
من به عنوان دکتر کار می‌کنم.
I am an engineer.
من مهندس هستم.

مکالمه انگلیسی کوتاه درباره شغل آینده

موقعیت: صحبت درباره شغل آینده با دوست
A: What do you want to be in the future?
B: I want to be a doctor.
A: Why do you like this job?
B: I like to help people and make them healthy.
A: That’s great! How will you prepare for it?
B: I will study hard and go to medical school.
ترجمه:
الف: می‌خوای در آینده چه شغلی داشته باشی؟
ب: می‌خواهم دکتر شوم.
الف: چرا این شغل را دوست داری؟
ب: دوست دارم به مردم کمک کنم و آن‌ها را سالم کنم.
الف: عالیه! چگونه برای آن آماده می‌شوی؟
ب: سخت درس می‌خوانم و به دانشکده پزشکی می‌روم.

امتیاز شما به این مقاله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *