مقالات زبان انگلیسی

لغات و اصطلاحات مهندسی مواد و متالورژی به انگلیسی + ترجمه فارسی

لغات و اصطلاحات مهندسی مواد و متالورژی به انگلیسی

لغات و اصطلاحات مهندسی مواد و متالورژی به انگلیسی

یادگیری اصطلاحات تخصصی رشته مهندسی مواد و متالورژی به انگلیسی به زبان انگلیسی می‌تواند برای دانشجویان، مهندسان و حتی علاقه‌مندان به آموزش زبان بسیار ارزشمند باشد. در این مقاله مجموعه‌ای از اصطلاحات پرکاربرد مهندسی مواد و متالورژی به همراه ترجمه فارسی آن‌ها ارائه شده است تا هم درک بهتری از مفاهیم فنی داشته باشید و هم دایره لغات تخصصی زبان انگلیسی خود را گسترش دهید.

دوره های زبان موسسه رادتایم
دوره های زبان موسسه رادتایم

لغات و اصطلاحات مهندسی مواد و متالورژی به انگلیسی

A

  • Abrasion (سایش): جدا شدن ذرات فلزی از سطح در اثر تماس با مایعات، گازها یا مواد جامد.
  • Abrasion Resistance (مقاومت به سایش): میزان مقاومت یک ماده در برابر سایش.
  • Acid Embrittlement (شکنندگی اسیدی): تردی فلز هنگام اسیدشویی به دلیل جذب هیدروژن.
  • Age Hardening (پیرسختی): افزایش سختی در اثر پیرسازی، معمولاً بعد از سردکردن سریع یا کار سرد.
  • Aging (پیرسازی): تغییر خواص فلزات در گذر زمان، سریع‌تر در دماهای بالا.
  • Air Quenching (سردکردن در هوا): خنک‌سازی سریع آلیاژ در جریان هوا.
  • Air Scale (پوسته اکسیدی): لایه اکسید تشکیل‌شده روی فولاد در اثر حرارت در حضور هوا.
  • Allowance / Tolerance (تلرانس یا لقی): اختلاف مجاز ابعاد یا فاصله بین قطعات جفت‌شونده.
  • Alloy (آلیاژ): ترکیب دو یا چند عنصر که حداقل یکی فلزی است.
  • Alloy Steel (فولاد آلیاژی): فولاد حاوی عناصر آلیاژی قابل‌توجه به‌جز کربن.
  • Alpha-Ferrite (آلفا فریت): ساختار مکعبی مرکز بدنه آهن خالص در دمای کمتر از °910C.
  • Alpha Martensite (آلفا مارتنزیت): مرحله ابتدایی و کم‌تکامل مارتنزیت.
  • Ambient Temperature (دمای محیط): دمای هوای اطراف.
  • Annealing (بازپخت): حرارت‌دهی و سردکردن کنترل‌شده برای کاهش سختی و بهبود خواص.
  • Anticarburizing Compounds (ترکیبات ضد کربن‌دهی): موادی برای جلوگیری از کربن‌دهی سطحی.
  • AOD – Argon Oxygen Decarburization: فرایند تصفیه ثانویه فولاد با تزریق گاز آرگون و اکسیژن برای کاهش کربن و بهبود خواص.
  • Artificial Aging (پیرسازی مصنوعی): پیرسازی در دمای بالاتر از محیط.
  • As-Cast (به‌صورت ریختگی): قطعه فلزی بدون عملیات تکمیلی بعد از ریخته‌گری.
  • ASM / ASNT / ASTM: انجمن‌های تخصصی فلزات، آزمون‌های غیرمخرب و آزمون و مواد آمریکا.
  • Austenite (آستنیت): فاز مکعبی مرکز وجوه پر (FCC) آهن و فولاد، محلول جامد آهن گاما.
  • Austenitic Steel (فولاد آستنیتی): فولاد با ساختار پایدار آستنیتی در دمای محیط.
نام رشته‌های مهندسی به انگلیسی
نام رشته‌های مهندسی به انگلیسی

B

  • Bake (پخت): حرارت‌دهی در کوره با دمای کنترل‌شده برای خشک‌کردن یا سخت‌شدن بایندر.
  • Batch (بَچ): مقدار مشخص ماسه یا ماده آماده‌شده در یک مرحله.
  • Batch Oven (کوره بچی): کوره مخصوص پخت همزمان چندین هسته یا قالب.
  • Bead (بید): ۱) شیار یا برجستگی نیم‌دایره‌ای در قالب یا قطعه، ۲) یک پاس جوش.
  • BHN (عدد سختی برینل): معیار سختی فلز بر اساس فشار یک ساچمه فولادی.
  • Bimetal (دو فلزی): قطعه ریختگی از دو فلز مختلف که به هم متصل شده‌اند.
  • Blacking Carbon (کربن پوششی): موادی مانند گرافیت یا کک برای بهبود سطح ریخته‌گری.
  • Blasting (شات‌بلست / سندبلاست): تمیزکاری یا پرداخت سطح با پرتاب ذرات ساینده.
  • Blister (تاول): حفره سطحی نازک پرشده با گاز روی قطعه ریختگی.
  • Blow Holes (حفره گازی): فضاهای خالی در قطعه ناشی از حبس گاز در ریخته‌گری.
  • Boil (جوش فلزی): تلاطم مذاب به دلیل آزاد شدن گاز؛ مانند جوش کربنی (CO/CO2).
  • Bond (بایندر / اتصال): ماده‌ای برای اتصال ذرات ماسه یا هم‌پوشانی آجر نسوز.
  • Bond Strength (استحکام بایندر): مقاومت ماسه در برابر تغییر شکل.
  • Boring (سوراخ‌کاری): ماشین‌کاری سطح داخلی با ابزار تک‌لبه.
  • Boss (برآمدگی): برجستگی دایره‌ای روی قطعه برای سوراخ‌کاری یا اتصال قطعات.
  • Bottom Pouring (ریزش از پایین): پرکردن قالب از بخش پایینی.
  • Bright Annealing (بازپخت براق): بازپخت در اتمسفر کنترل‌شده بدون اکسیداسیون سطح.
  • Brinell Hardness (سختی برینل): سختی فلز بر اساس فرو رفتگی ساچمه.
  • Brittle Fracture (شکست ترد): شکست با تغییر شکل پلاستیک کم یا بدون آن.
  • Bulk Density (دانسیته ظاهری): نسبت جرم به حجم کل ماده شامل تخلخل.
  • Burned-On Sand (چسبیدن ماسه): نفوذ فلز به ماسه و چسبیدن آن به سطح قطعه.
  • Burnishing (صیقل‌کاری): صاف و براق کردن سطح فلز با ابزار یا سایش.
لغات و اصطلاحات مهندسی مواد و متالورژی به انگلیسی
مهندسی مواد و متالورژی به انگلیسی

C

  • CAD / CAE / CAM: طراحی، مهندسی و ساخت به کمک کامپیوتر.
  • Carbide (کاربید): ترکیب کربن با فلزات.
  • Carbon (کربن): عنصر مهم در فولاد که خواص مکانیکی را به‌شدت تغییر می‌دهد.
  • Carbonitriding (کربن-نیتریداسیون): سخت‌کاری سطحی با نفوذ همزمان کربن و نیتروژن.
  • Carburizing (کربن‌دهی): سخت‌کاری سطحی با افزایش غلظت کربن در لایه خارجی.
  • Case Hardening (سخت‌کاری سطحی): سخت‌تر کردن سطح فلز نسبت به مغز آن.
  • Cavitation (حفره‌زایی): تشکیل و ترکیدن حباب‌ها در مایعات.
  • Cementite (سمنتیت – Fe3C): کاربید آهن با ساختار ارتورومبیک.
  • Centrifugal Casting (ریخته‌گری گریز از مرکز): ریخته‌گری در قالب چرخان برای توزیع مذاب.
  • Charpy Impact Test (آزمون ضربه چارپی): تست ضربه با پاندول روی نمونه شکاف‌دار.
  • Chill (چیل): بلوک فلزی یا گرافیتی در قالب برای تسریع انجماد.
  • CMM (دستگاه اندازه‌گیری مختصات): دستگاه دقیق برای اندازه‌گیری ابعاد سه‌بعدی.
  • CNC (ماشین ابزار کنترل عددی): ماشین‌کاری اتوماتیک با برنامه‌ریزی عددی.
  • Coefficient of Expansion (ضریب انبساط): تغییر طول یا حجم ماده در اثر تغییر دما.
  • Cohesion (چسبندگی ذرات): نیروی اتصال بین ذرات مشابه، وابسته به ساختار و عملیات حرارتی.
  • Coining (فرایند کوینینگ): شکل‌دهی یا اصلاح ابعاد قطعه با پرس.
  • Cold Cracking (ترک سرد): ترک ناشی از تنش انقباضی در دمای پایین.
  • Cold Shut (بسته‌نشدن مذاب): عیب ریختگی به‌صورت درز یا ترک سطحی.
  • Cold Work (کار سرد): تغییر شکل پلاستیک فلز در دمای محیط، افزایش استحکام و سختی.
  • Collapsibility (ریزش‌پذیری ماسه): توانایی ماسه در فروپاشی هنگام انجماد برای جلوگیری از ترک گرم.
  • Columnar Structure (ساختار ستونی): دانه‌های ستونی ناشی از انجماد جهت‌دار.
  • Compression Test (آزمون فشار): تعیین مقاومت فشاری فلز.
  • Conductivity (رسانایی): انتقال حرارت یا الکتریسیته در ماده.
  • Contraction (انقباض): کاهش حجم فلز هنگام انجماد و سردشدن.
  • Controlled Atmosphere (اتمسفر کنترل‌شده): محیط گازی برای جلوگیری از اکسیداسیون یا کربن‌زدایی.
  • Converter (کنورتر): کوره‌ای برای دمیدن هوا یا گاز و اکسیداسیون ناخالصی‌ها.
  • Cooling Curve (منحنی سردشدن): نمودار دما-زمان در حین انجماد و سردشدن.
  • Core (هسته): بخش ماسه‌ای برای ایجاد حفره داخلی در ریخته‌گری.
  • Corrosion (خوردگی): حمله شیمیایی یا الکتروشیمیایی به فلز.
  • Creep (خزش): تغییر شکل تدریجی فلز تحت تنش در طول زمان، به‌ویژه در دمای بالا.
  • Crucible (بوته): ظرف نسوز برای ذوب فلزات.
  • Crystal (بلور): ماده‌ای با آرایش منظم اتم‌ها.
  • Crystal Lattice (شبکه بلوری): چیدمان سه‌بعدی اتم‌ها در بلور.
  • Crystalline Fracture (شکست بلوری): شکست ترد با سطوح بلوری مشخص.

بیشتر بخوانید : آموزش خواندن ساعت به انگلیسی 🕐+ گفتن ساعت به انگلیسی

D

  • Datum Points (نقاط مبنا): نقاط مرجع در ماشین‌کاری یا نقشه‌کشی برای اندازه‌گیری ابعاد.
  • Decarburization (کربن‌زدایی): کاهش کربن سطحی فولاد بر اثر حرارت در محیط اکسیدی.
  • Deep Etching (اچ عمیق): اچ فلز برای بررسی ساختار در بزرگنمایی پایین.
  • Defect (عیب): ناپیوستگی یا نقص غیرقابل قبول در قطعه.
  • Degassing (گاززدایی): حذف گازهای محلول از فلز مذاب با افزودن مواد یا دمش گاز بی‌اثر.
  • Dendrite (دندریت): ساختار شاخه‌ای بلورها هنگام انجماد آلیاژ.
  • Density (چگالی): جرم بر واحد حجم.
  • Deoxidation (اکسیژن‌زدایی): حذف اکسیژن از فلز مذاب با افزودن عناصر واکنش‌پذیر.
  • Die (قالب): بلوک فلزی برای شکل‌دهی یا ریخته‌گری.
  • Die Casting (ریخته‌گری تحت فشار): روش ریخته‌گری سریع در قالب دائمی با فشار بالا.
  • Dimensional Tolerance (تلرانس ابعادی): محدوده مجاز اختلاف ابعاد در طراحی.
  • Dry Sand Casting (ریخته‌گری با ماسه خشک): استفاده از قالب ماسه‌ای خشک‌شده در دماهای بالا.
لغات مهندسی شیمی به انگلیسی
لغات مهندسی شیمی به انگلیسی

E

  • Eddy Current Testing (آزمون جریان گردابی): روش تست غیرمخرب برای شناسایی ناپیوستگی‌ها با میدان مغناطیسی.
  • Elastic Limit (حد الاستیک): بیشترین تنش بدون تغییر شکل دائمی.
  • Elongation (ازدیاد طول): افزایش طول نمونه در تست کشش به‌صورت درصدی.
  • Embrittlement (شکنندگی): کاهش شکل‌پذیری فلز به علت تغییر شیمیایی یا فیزیکی.
  • End-Quench Test (آزمون سختی‌پذیری): مقایسه سختی‌پذیری فولادها.
  • Eutectic (یوتکتیک): واکنش ایزوترمیک که در آن مذاب به دو فاز جامد تبدیل می‌شود.
  • Eutectoid (یوتکتوئید): واکنش ایزوترمیک که در آن یک فاز جامد به دو فاز جامد تبدیل می‌شود.
  • Exothermic (واکنش گرمازا): واکنشی که با آزادسازی گرما همراه است.

F

  • Fabrication (ساخت و مونتاژ): اتصال قطعات فلزی، اغلب با جوشکاری.
  • Fatigue (خستگی): شکست ماده تحت بارگذاری‌های سیکلی.
  • Fatigue Limit (حد خستگی): بیشترین تنشی که ماده بدون شکست تحمل می‌کند.
  • Ferrite (فریت): محلول جامد با شبکه مکعبی مرکز بدنۀ آهن.
  • Ferritic Steels (فولادهای فریتی): فولادهایی که فاز غالب آن‌ها فریت است و خاصیت مغناطیسی دارند.
  • Finite Element Analysis – FEA (تحلیل المان محدود): روش عددی برای تحلیل تنش و تغییر شکل.
  • Flash (برجستگی اضافی): نوار فلزی نازک ناشی از نشت مذاب در درز قالب.
  • Fluidity (سیالیت): توانایی جریان‌یافتن مذاب.
  • Foundry Returns (برگشتی ریخته‌گری): ضایعات و قطعات برگشتی برای ذوب مجدد.

G

  • Gate (راهگاه): محل ورود مذاب به حفره قالب.
  • Gating System (سیستم راهگاهی): مجموعه راهگاه‌ها، راهروها و دروازه‌های قالب.
  • Granular Fracture (شکست دانه‌ای): سطح شکست با ظاهر کریستالی.
  • Green Sand (ماسه تر): ماسه قالب‌گیری با رطوبت طبیعی یا آب افزوده‌شده.

H

  • Hardenability (سختی‌پذیری): عمق و توزیع سختی پس از کوئنچ.
  • Hardness (سختی): مقاومت در برابر نفوذ یا سایش (برینل، راکول، ویکرز).
  • Heat Treatment (عملیات حرارتی): چرخه حرارت‌دهی و سرد کردن برای ایجاد خواص مطلوب.
  • High-Alloy Steel (فولاد پرآلیاژ): فولاد با بیش از ۱۲٪ عناصر آلیاژی.
  • Homogenizing (همگن‌سازی): عملیات حرارتی برای کاهش جدایش شیمیایی.
  • Hot Tear (ترک داغ): شکست حین انجماد به‌علت انقباض محدود.
  • Hydrogen Embrittlement (شکنندگی هیدروژنی): کاهش شکل‌پذیری به علت جذب هیدروژن.
اصطلاحات مهندسی مکانیک به انگلیسی
اصطلاحات مهندسی مکانیک به انگلیسی

I

  • Impact Strength (مقاومت ضربه‌ای): توانایی ماده در جذب انرژی ضربه (تست چارپی).
  • Impregnation (آب‌بندی): پر کردن تخلخل‌ها با مواد آب‌بندی برای جلوگیری از نشتی.
  • Inclusions (درشت‌ناخالصی‌ها): مواد غیر فلزی در ماتریس فلز.
  • Induction Furnace (کوره القایی): کوره ذوب با استفاده از جریان القایی.
  • Induction Hardening (سختکاری القایی): سخت‌کاری سطحی با میدان مغناطیسی و کوئنچ سریع.
  • Investment Casting (ریخته‌گری دقیق / موم‌گمشده): روش ریخته‌گری با الگوی مومی پوشش داده‌شده با مواد دیرگداز.
  • Iron (آهن): عنصر فلزی با نقطه ذوب ۱۵۳۵ درجه سانتی‌گراد؛ شامل انواع چدن و فولاد.
  • ISO (سازمان بین‌المللی استاندارد): سازمان تدوین استانداردهای جهانی.
  • Isothermal Annealing (بازپخت همدما): عملیات حرارتی با نگه‌داشتن در دمای ثابت برای ایجاد ساختار نرم.

J

  • Jobbing Foundry: ریخته‌گری که انواع متنوعی از قطعات را تولید می‌کند.
  • Joint Welding: جوشکاری برای اتصال قطعات ریخته‌گری به یکدیگر و ساخت یک واحد یکپارچه.

K

  • K Factor: نسبت استحکام کششی به عدد سختی برینل.
  • Kayser Hardness Test: آزمون سختی فلزات در دماهای بالا.
  • Kerf: عرض برش.
  • Keyhole Specimen: نمونه آزمایش ضربه با شیار کلیدی.
  • Knockout Pins: پین‌های کوچک برای خارج کردن قالب از پشت الگو.

L

  • Ladle: ظرف نسوز برای انتقال و ریختن فلز مذاب (انواع: کف‌ریز، لبه‌ریز، قوری‌شکل).
  • Lateral Expansion: افزایش عرض نمونه پس از شکست در آزمون ضربه.
  • Lining: لایه نسوز داخلی کوره یا پاتیل.
  • Liquid Penetrant Testing: بازرسی غیرمخرب برای تشخیص عیوب سطحی.

M

  • Machine Allowance: اضافه ضخامت برای ماشین‌کاری.
  • Magnetic Particle Inspection: روش غیرمخرب برای بررسی قطعات فرو‌مغناطیس.
  • Martempering: کوئنچ کردن کنترل‌شده برای کاهش تنش‌ها در فولاد.
  • Martensite: ساختار سوزنی‌شکل حاصل از سخت‌کاری فولاد.
  • Mechanical Properties: خواص مکانیکی شامل استحکام و الاستیسیته.
  • Metallography / Microstructure: بررسی ریزساختار و اجزای متالوگرافی فلز.
  • Metallurgy: علم و فناوری فلزات و خواص آنها.
  • Meyer Hardness Test: آزمون سختی با فرورفتگی توپ تحت بارهای مختلف.
  • Mild Steel: فولاد کم‌کربن (حدود ۰.۲۵٪ کربن یا کمتر).
  • Mill Scale: پوسته اکسیدی روی فولاد در حین نورد گرم.
  • Modulus of Elasticity (E): نسبت تنش به کرنش در محدوده الاستیک.
  • Modulus of Resilience / Toughness: انرژی جذب‌شده تا نقطه تسلیم یا شکست.
  • Moh’s Scale: مقیاس سختی خراش از تالک تا الماس.
  • Mold Cavity: فضای خالی قالب برای شکل‌گیری قطعه.
  • Molding Sands: ماسه‌های قالب‌گیری حاوی رس طبیعی.
  • Mushy Stage: حالت نیمه‌جامد/نیمه‌مایع آلیاژها هنگام انجماد.

N

  • NACE: انجمن ملی مهندسان خوردگی.
  • Necking: باریک‌شدن مقطع در ناحیه کشیده‌شده.
  • Nimonic: آلیاژ پایه‌نیکل مقاوم به حرارت و اکسیداسیون.
  • NIST: مؤسسه ملی استاندارد و فناوری آمریکا.
  • Nital: محلول نیتریک اسید در الکل برای اچ‌کردن فولاد.
  • Nitriding: فرآیند سخت‌کاری سطحی با جذب نیتروژن.
  • Nodular Iron (Ductile Iron): چدن با گرافیت کروی، مقاوم و انعطاف‌پذیر.
  • Nondestructive Testing: آزمون غیرمخرب برای ارزیابی بدون تخریب قطعه.
  • Normalizing: عملیات حرارتی با گرم‌کردن و سردکردن در هوا برای اصلاح ساختار.
  • Nucleation: آغاز تشکیل هسته‌های بلوری در فرایند انجماد یا تغییر فاز.

O

  • Oil Quenching: سرد کردن سریع فلز در روغن.
  • Open Grain Structure: ساختار دانه‌ای درشت و متخلخل در ریخته‌گری به‌دلیل انقباض.
  • Optimum Moisture: میزان رطوبت مناسب برای بهترین خواص ماسه قالب‌گیری.
  • Orange Peel: ناهمواری سطحی شبیه پوست پرتقال در شکل‌دهی ورق‌های فلزی.
  • Oven, Drying: کوره یا فر برای خشک‌کردن قالب‌ها و ماهیچه‌ها.
  • Overaging: پیرسازی بیش‌ازحد که باعث کاهش سختی و استحکام می‌شود.
  • Overheated: دانه‌بندی درشت ناخواسته ناشی از حرارت زیاد (قابل اصلاح با عملیات حرارتی).
  • Overstressing: تغییرشکل دائمی فلز بر اثر اعمال تنش بالاتر از حد الاستیک.
  • Oxidation: واکنش فلز با اکسیژن، همراه با از دست دادن الکترون.
  • Oxide: ترکیب اکسیژن با عنصر دیگر.
  • Oxidizing Atmosphere: محیطی با اکسیژن اضافی در فرایند احتراق.
زیست‌شناسی به انگلیسی
زیست‌شناسی به انگلیسی

P

  • Packing Material: موادی مثل ماسه و سنگ‌ریزه برای جلوگیری از تغییر شکل قطعات در دماهای بالا.
  • Padding: افزودن فلز به مقطع ریخته‌گری برای جبران انقباض.
  • Parted Pattern / Parting Line: الگوی چندبخشی و خط جدایش قالب.
  • Passivity: خاصیت غیرفعال شدن سطح فلز در برابر واکنش‌های شیمیایی.
  • Pattern & Draft: الگو برای ساخت قالب و زاویه خروج آن.
  • Perlite: سنگ آتشفشانی سبک و عایق (با پرلیت متفاوت است).
  • Permanent Mold: قالب فلزی چندبار مصرف برای تولید مکرر.
  • Phase Diagram: نمودار فازی برای نمایش دما، ترکیب و تعادل آلیاژها.
  • Photomicrograph: تصویر میکروسکوپی از ریزساختار فلز.
  • Physical Metallurgy: بررسی خواص فیزیکی و مکانیکی فلزات.
  • Pitting: خوردگی یا حفره‌های سطحی ناشی از خستگی یا کاویتاسیون.
  • Plastic Deformation: تغییر شکل دائمی ماده تحت فشار.
  • Postheating: گرم‌کردن پس از جوشکاری برای جلوگیری از ساختار ترد.
  • Pouring / Pouring Cup: ریختن فلز مذاب در قالب و قیف ورودی آن.
  • Precipitation Hardening / Heat Treatment: سخت‌کاری آلیاژ با رسوب‌گذاری فازهای ریز.
  • Preheating: گرم‌کردن اولیه قطعات یا قالب‌ها برای کاهش شوک حرارتی.
  • Primary Choke: بخش محدودکننده جریان مذاب در سیستم راهگاهی.
  • Process Capability: میزان تغییرپذیری یک فرایند تولید.
  • Profile Tolerances: تلرانس و موقعیت‌یابی سطوح قطعات.
  • PSI: واحد فشار (پوند بر اینچ مربع).

Q

  • Quenching: سرد کردن سریع برای افزایش سختی (در آب، روغن یا محلول‌ها).

R

  • Radiant Heat: انتقال حرارت به‌وسیله تابش.
  • Radioactive Materials: مواد یا ایزوتوپ‌های رادیواکتیو برای ردیابی و آزمون.
  • Ramming: فشردن ماسه قالب با ضربه یا لرزش.
  • Recrystallization / Temperature: بازسازی دانه‌های فلز کارسردشده در دمای آنیلینگ.
  • Reduction: کاهش اکسیژن یا افزودن هیدروژن به ماده.
  • Refractory: مواد دیرگداز مقاوم در برابر حرارت برای کوره‌ها.
  • Repair Welding: جوشکاری تعمیراتی پس از استفاده قطعه.
  • Revert: استفاده مجدد از راهگاه‌ها، تغذیه‌ها و ضایعات.
  • Rigging: اجزای اضافی الگو برای تولید قطعه سالم.
  • Riser (Open / Blind): تغذیه مذاب در حین انجماد برای جلوگیری از تخلخل.
  • Runner / Extension: مسیر جریان مذاب در قالب و بخش اضافی برای جمع‌آوری ناخالصی.
  • Runout: عیب ناشی از خروج مذاب از قالب یا پر نشدن کامل.

S

  • Sag: افتادگی بخش‌های قالب یا ماهیچه و کاهش ضخامت قطعه.
  • Sand / Sand Casting: ماسه سیلیسی برای قالب‌گیری و روش ریخته‌گری در ماسه.
  • Sand Control / Reclamation: تنظیم خواص ماسه و بازیافت آن.
  • Scaling: پوسته اکسیدی روی سطح فلز بر اثر حرارت.
  • SEM (Scanning Electron Microscope): میکروسکوپ الکترونی روبشی برای بررسی ریزساختار.
  • Scrap: فلزات و قطعات ضایعاتی برای ذوب مجدد.
  • Segregation: جدایش عناصر آلیاژی در نواحی خاص.
  • Shakeout: جدا کردن قطعه ریخته‌گری از قالب.
  • Shear / Shear Strength: تغییر شکل برشی و مقاومت برشی ماده.
  • Shell Molding: قالب‌گیری پوسته‌ای با ماسه رزین‌دار و الگوی داغ.
  • Shift: عیب ناشی از عدم هم‌راستایی نیمه‌های قالب.
  • Shot Blasting: تمیزکاری سطحی با ساچمه فلزی.
  • Shrink / Shrinkage: کاهش حجم و ایجاد حفره هنگام انجماد.
  • Silica Sand: ماسه سیلیسی با خلوص بالا (بیش از ۹۵٪).
  • Skimming: جدا کردن سرباره یا ناخالصی از سطح مذاب.
  • Skin: لایه سطحی متفاوت با بخش اصلی فلز.
  • Slag Trap: محفظه جلوگیری از ورود سرباره به قالب.
  • Slurry: مخلوط رقیق شبیه گل رس برای پوشش یا اتصال.
  • Smelting: ذوب و جداسازی فلز از ناخالصی‌ها.
  • Softening: نرم‌کردن فلز با آنیل یا تمپر.
  • Solidification: تبدیل مذاب به جامد و انقباض ناشی از آن.
  • Spalling: پوسته‌پوسته یا ورقه شدن سطح.
  • Specific Gravity / Heat / Volume: چگالی ویژه، گرمای ویژه و حجم ویژه مواد.
  • Sprue Hole: مجرای اصلی ورود مذاب به قالب.
  • Stainless Steel: فولاد ضدزنگ حاوی کروم (گاهی همراه نیکل).
  • Steel: آلیاژ آهن و کربن با حداکثر حدود ۱.۷٪ کربن.
  • Stock Allowance: اضافه ابعاد برای ماشین‌کاری.
  • Stopper Rod: میله کنترلی جریان مذاب در پاتیل کف‌ریز.
  • Stress Relieving / Residual: عملیات حرارتی برای کاهش تنش‌های پسماند.
  • Stress-Corrosion Cracking: ترک ناشی از ترکیب تنش و خوردگی.
  • Superalloy: آلیاژ مقاوم به حرارت و اکسیداسیون در دماهای بالا.
  • Supercooling / Superheat: سردشدن یا داغ‌شدن بیش از حد مذاب نسبت به دمای تعادل.
  • Supersaturated Solution: محلول فوق‌اشباع ناپایدار.
  • Surfacing: پوشش‌دهی سطح فلز برای بهبود خواص.
  • Swell: عیب ناشی از افزایش ضخامت به‌دلیل جابه‌جایی ماسه توسط مذاب.
مهندسی عمران به انگلیسی
مهندسی عمران به انگلیسی

T

  • Temper: بازپخت فولاد سخت‌کاری یا نرمالایز شده در دمای زیر نقطه بحرانی برای بهبود خواص. همچنین به میزان رطوبت ماسه یا ترکیب مواد برای قالب‌گیری نیز گفته می‌شود.
  • Temper Brittleness: تردی ناشی از سرد شدن آهسته فولاد در محدوده دمایی خاص.
  • Temper Stressing: کوئنچ کردن از دمای بازپخت برای افزایش مقاومت به خستگی.
  • Temperature (Holding, Pouring): دمای نگهداری فلز در کوره و دمای ریختن مذاب در قالب.
  • Tempered Martensite: مارتنزیت بازپخت‌شده شامل آهن BCC و کاربید ریز.
  • Tensile Strength: بیشترین تنش کششی که ماده پیش از شکست تحمل می‌کند.
  • Thermal Conductivity: رسانایی حرارتی ماده.
  • Thermal Expansion / Contraction: تغییر ابعاد ماده در اثر تغییر دما.
  • Thermal Fatigue / Shock: خرابی ناشی از سیکل‌های حرارتی یا تنش حرارتی ناگهانی.
  • Tolerance: حدود مجاز تلرانس ابعادی قطعات.
  • Tool Steel: فولاد پرکربن یا آلیاژی برای ابزار برش و قالب‌سازی.
  • Toughness: توانایی ماده در جذب انرژی و تغییر شکل پلاستیک تا لحظه شکست.
  • Transfer Ladle: پاتیل انتقال فلز مذاب.
  • Transformation Range: محدوده دمایی تغییر فاز در فلزات.

U

  • Ultrasonic Testing: آزمون غیرمخرب با امواج فراصوت برای شناسایی عیوب داخلی.
  • Upgrading: اصلاح و ترمیم قطعات ریختگی برای بهبود کیفیت.
  • Upper Yield Point: نقطه تسلیم بالایی در فولادهای کم‌کربن.

V

  • Vacuum Casting: ریخته‌گری تحت خلأ برای تولید قطعات دقیق.
  • Vacuum Degassing / Refining: حذف گازها یا ناخالصی‌ها از مذاب با استفاده از خلأ.
  • Venting: ایجاد مسیر خروج گاز در قالب ماسه‌ای.
  • Virgin Metal: فلز اولیه استخراج‌شده از سنگ معدن.
  • Viscosity: مقاومت سیال در برابر جریان.
  • Void: حفره انقباضی در قطعه ریختگی.

W

  • Warpage: تغییر شکل یا تابیدگی قطعه در فرایند خنک‌کاری یا عملیات حرارتی.
  • Water Test: آزمون فشار آب برای تشخیص تخلخل.
  • Wax Pattern: الگوی مومی دقیق برای ریخته‌گری دقیق یا فرایند ترمیت.
  • Wear: سایش یا کاهش ماده از سطح قطعه.
  • Weld Bead: لایه جوش تشکیل‌شده از فلز پرکننده یا فلز پایه.
  • Welding / Arc Welding: اتصال فلزات با حرارت (قوس الکتریکی، گاز، مقاومتی و …).
  • Welding Electrode: میله یا سیم فلزی برای حفظ قوس و افزودن فلز جوش.
  • Shielded Arc Welding: جوشکاری قوسی با محافظت گاز یا فلاکس.
  • Welding Stress: تنش ناشی از گرم و سرد شدن موضعی در جوشکاری.
  • Autogenous Welding: اتصال فلزات با ذوب لبه‌ها بدون فلز پرکننده.

X

  • X-Ray: پرتو ایکس برای آشکارسازی عیوب داخلی و بررسی ساختار.

Y

  • Yield: نسبت وزن قطعه سالم به کل مذاب ریخته‌شده.
  • Yield Ratio: نسبت استحکام تسلیم به استحکام کششی نهایی.
  • Yield Strength: تنشی که ماده در آن تغییر شکل دائمی پیدا می‌کند.
  • Young’s Modulus (E): مدول الاستیسیته، نسبت تنش به کرنش در ناحیه خطی.

جمع‌بندی اصطلاحات مهندسی مواد و متالورژی به انگلیسی

آشنایی با اصطلاحات مهندسی مواد و متالورژی به زبان انگلیسی، علاوه بر تقویت دانش فنی، یک فرصت عالی برای بهبود مهارت‌های زبانی است. این واژگان به شما کمک می‌کنند تا مفاهیم علمی را بهتر درک کنید و بتوانید در محیط‌های دانشگاهی و صنعتی ارتباط موثرتری برقرار کنید. اگر قصد دارید زبان انگلیسی تخصصی خود را ارتقا دهید، مرور و تمرین این اصطلاحات یکی از بهترین روش‌هاست.

بهترین موسسه های زبان انگلیسی تهران
بهترین موسسه های زبان انگلیسی تهران
4/5 - (1 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *