مقالات زبان انگلیسی

علائم و اصطلاحات ریاضی به انگلیسی + مثال و ویدیو

علائم و اصطلاحات ریاضی به انگلیسی

علائم و اصطلاحات ریاضی به انگلیسی + مثال

ریاضی (Math) یکی از زبان‌های جهانی است که در هر کشوری، با هر زبانی، مفاهیم مشترکی دارد. اما وقتی صحبت از یادگیری ریاضی به زبان انگلیسی می‌شود، آشنایی با اصطلاحات و علامت‌های ریاضی (Math Symbols & Terms) بسیار مهم است.

از حل مسائل ساده‌ی چهار عمل اصلی گرفته تا فهمیدن معادلات و فرمول‌ها در متون انگلیسی، نیاز به دانستن این اصطلاحات داریم. چه دانش‌آموز باشید، چه دانشجو یا حتی معلم زبان، دانستن این واژگان کمک می‌کند مفاهیم را راحت‌تر بیان کنید، بخوانید و درک کنید.

در این مقاله، شما با اصطلاحات مهم ریاضی به انگلیسی آشنا می‌شوید، معنی هر علامت را یاد می‌گیرید و با جملات کاربردی و مثال‌های واقعی، طرز استفاده از آن‌ها را در مکالمه و نوشتار تمرین می‌کنید.

دوره های زبان موسسه رادتایم
دوره های زبان موسسه رادتایم

واژگان و مفاهیم پایه در ریاضیات

انگلیسیفارسی
Numberعدد
Fractionکسر
Nominatorصورت کسر
Denominatorمخرج کسر
Perimeterمحیط
Areaمساحت
Volumeحجم
Lengthطول
Widthعرض
Heightارتفاع
Hypotenuseوتر
Axisمحور
Graphنمودار
Variableمتغیر
Probabilityاحتمال
Statisticsآمار
Formulaفرمول

علائم پایه‌ای ریاضی به انگلیسی

در جدول زیر، رایج‌ترین علائم ریاضی و نام آن‌ها به انگلیسی همراه با ترجمه فارسی آمده است:

علامتنام انگلیسیمعنی فارسی
+plusجمع
minusمنها
×times / multiplied byضرب
÷divided byتقسیم
=equalsمساوی است
not equal toنامساوی
<less thanکمتر از
>greater thanبیشتر از
±plus or minusمثبت و منفی

چهار عمل اصلی ریاضی به انگلیسی

عبارت انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی مثال
to addجمع کردنAdd 5 and 3.پنج و سه را جمع کن.
to subtractتفریق کردنSubtract 4 from 9.از ۹، ۴ را کم کن.
to multiplyضرب کردنMultiply 6 by 2.شش را در دو ضرب کن.
to divideتقسیم کردنDivide 10 by 5.ده را بر پنج تقسیم کن.

بیشتر بخوانید : آموزش زبان انگلیسی نوجوانان | کلاس زبان ویژه نوجوانان

اصطلاحات مربوط به کسر، درصد و اعشار

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی مثال
fractionکسرOne half (½)یک دوم
numeratorصورت کسرIn ¾, 3 is the numerator.در ۳/۴، ۳ صورت است.
denominatorمخرج کسرIn ¾, 4 is the denominator.در ۳/۴، ۴ مخرج است.
decimalعدد اعشاری3.14 is a decimal number.۳٫۱۴ یک عدد اعشاری است.
percentageدرصد20% means 20 out of 100.۲۰٪ یعنی ۲۰ از ۱۰۰.

نمادها و اصطلاحات ریاضی به انگلیسی

نمادها و اصطلاحات ریاضی به انگلیسی
نمادها و اصطلاحات ریاضی به انگلیسی
فارسیانگلیسیتوضیح کوتاه
جمع کردن، اضافه کردنAdditionعمل جمع دو عدد یا بیشتر
تفریقSubtractionکم کردن یک عدد از عدد دیگر
ضرب کردنMultiplicationضرب دو یا چند عدد
تقسیم کردنDivisionتقسیم یک عدد بر عدد دیگر
تقسیم برDivided byنشان‌دهنده تقسیم در معادله
به علاوه (جمع)Plusعلامت جمع (+)
منها (کسر)، منفیMinusعلامت تفریق (-) یا منفی
ضربدرTimesعلامت ضرب (× یا *)
نامساوی اکیدStrict inequalityنابرابری بدون مساوی (مثلاً > یا <)
تساوی، برابریEqualityبرابری دو مقدار
مساوی است باEqualمساوی بودن دو مقدار
نامعادلهInequalityرابطه نابرابری
تناسب، تجانسCongruenceبرابری شکل‌ها، اندازه‌ها در هندسه
بی‌نهایتInfinityمقدار بی‌نهایت (∞)
نامساوی، نابرابریInequalityرابطه نابرابری
هم ارزی مواد، معادله موادMaterial equivalenceرابطه هم‌ارزی در منطق
استلزام منطقی، استلزام مادیMaterial implicationرابطه استلزام در منطق
تتاThetaحرف یونانی θ
مجموعه تهیEmpty setمجموعه بدون عضو (∅)
دلتا (مثلث)Delta (triangle)حرف یونانی Δ، معمولاً تغییر یا تفاضل
به ازای هر، برای هرFor allعلامت «برای هر» (∀) در منطق و ریاضی
عدد ثابت پیPi constantعدد ثابت π ≈ 3.14159
انتگرالIntegralعمل انتگرال‌گیری (∫)
فصل مشترکIntersectionاشتراک دو مجموعه (∩)
مجموعUnionاجتماع دو مجموعه (∪)
فاکتوریلFactorialضرب اعداد طبیعی تا عدد موردنظر (n!)
در نتیجهThereforeعلامت «در نتیجه» (∴)
جذر، ریشه توان دومSquare rootریشه دوم عدد (√)
عمود برPerpendicularعمود بودن دو خط
موجود بودن، وجود داشتنExistsعلامت وجود (∃)
خطLineخط مستقیم
پاره خطLine segmentبخش مشخصی از خط
شعاع (مانند شعاع نور)Rayخطی که از یک نقطه شروع شده و ادامه دارد
راست گوشهRight angleزاویه ۹۰ درجه
زاویهAngleاندازه زاویه
مجموع، حاصل جمعSummationعلامت جمع (Σ)
آکولادBraces (grouping){} برای گروه‌بندی
کروشهBrackets[] برای گروه‌بندی
پرانتزParentheses (grouping)() برای گروه‌بندی
کوچک‌تر یا مساویLess than or equal
بزرگ‌تر یا مساویBigger than or equal
شاخص زیر، زیرنمایهIndexعدد یا حرف کوچک پایین یک نماد
درصدPercentدرصد (%)
سیگماSigmaحرف یونانی Σ، علامت مجموع
احتمالProbability functionتابع احتمال
تابعFunction ofنمایش تابع
حدLimitحد یک تابع یا دنباله
اشتراکIntersectionاشتراک دو مجموعه
ممیزDecimal pointنقطه جداکننده اعداد اعشاری
قدر مطلقAbsolute valueمقدار مطلق عدد (
انحراف از معیارStandard deviationمعیار پراکندگی داده‌ها
سینوسSineتابع سینوس (sin)
کسینوسCosineتابع کسینوس (cos)
تانژانتTangentتابع تانژانت (tan)
کتانژانتCotangentتابع کتانژانت (cot)

اشکال هندسی به انگلیسی با معنی

در جدول زیر، پرکاربردترین اشکال هندسی همراه با معادل فارسی آن‌ها آمده است:

انگلیسیفارسی
Straight lineخط مستقیم
Perpendicularعمود
Curveمنحنی
Arcقوس
Circleدایره
Radiusشعاع
Diameterقطر
Sectionبخش / مقطع
Squareمربع
Rectangleمستطیل
Diagonalمورب
Triangleمثلث
Ovalبیضی
Diamondلوزی
Pentagonپنج‌ضلعی
Hexagonشش‌ضلعی
Octagonهشت‌ضلعی
Polygonچندضلعی
Sphereکره
Cubeمکعب
Cylinderاستوانه
Pyramidهرم
Coneمخروط
Parallel linesخطوط موازی
Centerمرکز
A half (1/2)نیم / یک دوم
A quarter (1/4)ربع / یک چهارم
Wholeکل

🟢 جملات ساده برای تمرین اشکال هندسی

برای درک بهتر این واژگان، چند مثال ساده با ترجمه فارسی ارائه شده است:

  • Draw a straight line across the page.
    یک خط مستقیم روی صفحه بکشید.
  • He drew a line in a smooth curve.
    او خطی با یک منحنی نرم کشید.
  • Draw a circle with a diameter of 6 cm.
    دایره‌ای با قطر ۶ سانتی‌متر رسم کنید.
  • A diagonal line at 30 degrees.
    یک خط مورب با زاویه ۳۰ درجه.
  • Fold the paper to make a cone.
    کاغذ را تا بزن تا شکل مخروط شود.

بیشتر بخوانید : مقاطع تحصیلی و مدرک‌های تحصیلی به انگلیسی | از ابتدایی تا دانشگاه


نام انواع خط‌های هندسی به انگلیسی

انگلیسیفارسی
Straightخط صاف
Curvedخط منحنی
Verticalخط عمودی
Horizontalخط افقی
Diagonalخط مورب
Parallel linesخطوط موازی
Dottedخط چین / نقطه‌چین
Wavyخط موج‌دار
Zigzagخط زیگزاگ

🧮 جملات کاربردی ریاضی به انگلیسی

  • Two plus two equals four.
    دو به‌علاوه دو می‌شود چهار.
  • Six divided by two is three.
    شش تقسیم بر دو می‌شود سه.
  • The cube root of 27 is 3.
    جذر مکعب ۲۷، عدد ۳ است.
  • What is the area of a rectangle?
    مساحت یک مستطیل چقدر است؟
  • Area = length × width
    مساحت = طول × عرض
  • Fifty percent of 8000 dollars is 4000 dollars.
    ۵۰٪ از ۸۰۰۰ دلار برابر با ۴۰۰۰ دلار است.

اصلی‌ترین علامت‌های ریاضی به انگلیسی

علامتنام انگلیسیمعنی فارسی
+Plusبه‌علاوه (جمع)
-Minusمنها (تفریق) یا علامت منفی
×Times / Multiplyضرب
÷Divided by / Divideتقسیم
=Equalsمساوی است با
Not equalنامساوی
<Less thanکمتر از
>Greater thanبیشتر از
Less than or equal toکمتر یا مساوی
Greater than or equal toبیشتر یا مساوی
%Percentدرصد
Square rootریشه دوم (جذر)
Cube rootریشه سوم (جذر مکعب)
^Power / Exponentiationتوان (مثلاً x^2 یعنی x به توان ۲)
±Plus or minusبه‌علاوه یا منها
Sigma / Summationنماد جمع (مجموع)
Infinityبی‌نهایت
Element ofعضوِ (مثلاً x ∈ A یعنی x عضو مجموعه A)
Not element ofعضو نبودن
Empty setمجموعه تهی
Intersectionاشتراک
Unionاجتماع
Impliesنتیجه می‌دهد، دلالت دارد بر
Thereforeبنابراین
`x`
πPiعدد پی (تقریباً 3.14)
θThetaتتا (زاویه در مثلثات)

🧮 علائم پرکاربرد در جبر و حسابان

علامتنام انگلیسیمعنی فارسی
f(x)Function of xتابع بر حسب x
limLimitحد
Integralانتگرال
d/dxDerivativeمشتق‌گیری نسبت به x
ΔDeltaتغییرات (دلتا)
Approximatelyتقریباً برابر
Congruentهم‌نهشت (در هندسه)

🎯 جملات نمونه با علائم ریاضی

  1. 3 + 5 = 8
    Three plus five equals eight.
    (سه به‌علاوه پنج مساوی هشت است.)
  2. 10 − 4 = 6
    Ten minus four is six.
    (ده منهای چهار می‌شود شش.)
  3. 6 × 7 = 42
    Six times seven equals forty-two.
    (شش ضربدر هفت مساوی است با چهل‌ودو.)
  4. 20 ÷ 4 = 5
    Twenty divided by four is five.
    (بیست تقسیم بر چهار مساوی پنج است.)

بیشتر بخوانید : لغات و اصطلاحات ترید و ارز دیجیتال به انگلیسی

جدول عبارات ترکیبی ریاضی (Compound Math Phrases)

عبارت ترکیبی انگلیسیتلفظ انگلیسیمثال انگلیسیترجمه فارسی جمله
Linear equation/ˈlɪniər ɪˈkweɪʒən/Solve the linear equation 2x + 3 = 7.معادله خطی ۲x + 3 = 7 را حل کنید.
Quadratic equation/kwɒˈdrætɪk ɪˈkweɪʒən/The quadratic equation x² – 4x + 4 = 0 has two equal roots.معادله درجه دوم x² – 4x + 4 = 0 دارای دو ریشه مساوی است.
Geometric sequence/ʤiːəˈmɛtrɪk ˈsiːkwəns/A geometric sequence has a constant ratio between terms.دنباله هندسی نسبت ثابتی بین جملات دارد.
Arithmetic sequence/ˌærɪθˈmɛtɪk ˈsiːkwəns/The arithmetic sequence 2, 4, 6 is increasing by 2 each time.دنباله حسابی ۲، ۴، ۶ هر بار به میزان ۲ افزایش می‌یابد.
Exponential function/ˌɛkspəˈnɛnʃəl ˈfʌŋkʃən/Exponential functions grow faster than polynomial functions.توابع نمایی سریع‌تر از توابع چندجمله‌ای رشد می‌کنند.
Logarithmic function/ˌlɒɡəˈrɪðmɪk ˈfʌŋkʃən/Logarithmic functions are the inverse of exponential functions.توابع لگاریتمی معکوس توابع نمایی هستند.
Vector space/ˈvɛktər speɪs/A vector space consists of vectors that can be added together.فضای برداری شامل بردارهایی است که می‌توانند با هم جمع شوند.
Matrix multiplication/ˈmeɪtrɪks ˌmʌltɪplɪˈkeɪʃən/Matrix multiplication is not commutative.ضرب ماتریس‌ها جابجایی‌پذیر نیست.
Probability distribution/ˌprɒbəˈbɪlɪti ˌdɪstrɪˈbjuːʃən/Probability distributions show the likelihood of outcomes.توزیع احتمال، احتمال وقوع نتایج را نشان می‌دهد.
Differential equation/ˌdɪfəˈrɛnʃəl ɪˈkweɪʒən/Solving differential equations is crucial in physics.حل معادلات دیفرانسیل در فیزیک بسیار مهم است.

جمع، تفریق، ضرب و تقسیم به انگلیسی

1. تفریق (Subtraction)

فرمول:
عدد اول + minus + عدد دوم + equals + حاصل تفریق

مثال‌ها:

  • Four minus four equals zero.
    (۴ منهای ۴ مساوی صفر است.)
  • Thirty minus ten equals twenty.
    (۳۰ منهای ۱۰ مساوی ۲۰ است.)

2. جمع کردن (Addition)

فرمول:
عدد اول + plus + عدد دوم + equals + حاصل جمع

مثال‌ها:

  • Two plus two equals four.
    (۲ به علاوه ۲ مساوی ۴ است.)
  • Ten plus five equals fifteen.
    (۱۰ به علاوه ۵ مساوی ۱۵ است.)

3. ضرب (Multiplication)

کلمات رایج: multiply, times, multiplied by

مثال‌ها:

  • If you multiply two by eight, you get sixteen.
    (اگر دو را ضربدر هشت کنی، شانزده می‌شود.)
  • Five times eight equals forty.
    (پنج ضربدر هشت می‌شود چهل.)
  • Five multiplied by three equals fifteen.
    (پنج ضربدر سه مساوی پانزده است.)

4. تقسیم (Division)

عبارات رایج: divided by, divide … by, goes into, divide into

مثال‌ها:

  • Thirty-two divided by four equals eight.
    (۳۲ تقسیم بر ۴ مساوی ۸ است.)
  • If you divide twenty-seven by three, you get nine.
    (اگر ۲۷ را بر ۳ تقسیم کنی، ۹ می‌شود.)
  • Three goes into twenty-four eight times.
    (۳ در ۲۴ هشت بار وجود دارد.)
  • If you divide thirty-two into four, you get eight.
    (اگر ۳۲ را بر ۴ تقسیم کنی، ۸ می‌شود.)
بهترین اپلیکیشن‌ های آموزش زبان انگلیسی
بهترین اپلیکیشن‌ های آموزش زبان انگلیسی

نمونه جملات با کاربرد کلمات و نمادهای ریاضی

  1. If we add four and five, what will you have?
    اگر چهار و پنج را با هم جمع کنیم، چه عددی خواهیم داشت؟
  2. Seven plus five will be twelve.
    هفت به‌علاوه پنج مساوی دوازده است.
  3. Six divided by one is six.
    شش تقسیم بر یک می‌شود شش.
  4. Thirteen plus nine is twenty-two.
    سیزده به‌علاوه نه می‌شود بیست و دو.
  5. What is the cube root of twenty-seven?
    جذر مکعب عدد بیست و هفت چیست؟
  6. The cube root of twenty-seven would be three.
    جذر مکعب بیست و هفت، عدد سه است.
  7. Tell me the circumference formula.
    فرمول محاسبه محیط دایره را به من بگو.
  8. It would be the diameter multiplied by the Pi constant.
    محیط دایره مساوی قطر ضربدر عدد پی است.
  9. What is the area of a rectangle?
    مساحت مستطیل چقدر است؟
  10. The rectangle area is the length multiplied by the width.
    مساحت مستطیل برابر است با طول ضربدر عرض.
  11. Twelve minus ten equals two.
    دوازده منهای ده مساوی دو است.
  12. You are not allowed to use a calculator during the math exam.
    در امتحان ریاضی اجازه استفاده از ماشین‌حساب را ندارید.
  13. Calculate 50 percent of 8000 dollars.
    پنجاه درصد از ۸۰۰۰ دلار را حساب کن.
  14. Eighty percent of 1000 dollars equals 800 dollars.
    هشتاد درصد از ۱۰۰۰ دلار مساوی ۸۰۰ دلار است.
  15. What is the mean of seven, nine and ten?
    میانگین اعداد ۷، ۹ و ۱۰ چقدر است؟
  16. The mean of seven, nine and ten is eight and a half.
    میانگین ۷، ۹ و ۱۰ مساوی هشت و نیم است.
  17. How did you calculate it?
    چطور آن را محاسبه کردی؟
  18. I added 7, 9 and 10. Then I divided the number by 3.
    من ۷، ۹ و ۱۰ را جمع کردم، سپس عدد را بر ۳ تقسیم کردم.
  19. Name three geometric solids.
    سه حجم هندسی را نام ببر.
  20. Sphere, cone and cube are three geometric solids.
    کره، مخروط و مکعب سه حجم هندسی هستند.
  21. Is number 6 a prime number?
    آیا عدد ۶ عدد اول است؟
  22. Find the volume of a cube with a side of five centimeters.
    حجم مکعبی با ضلع پنج سانتی‌متر را پیدا کن.

بیشتر بخوانید : مکالمه انگلیسی در مورد مدرسه و کلاس

اصطلاحات ریاضی در زبان محاوره‌ای انگلیسی


1. Do the math

  • جمله: If you work 10 hours at $15 an hour, do the math – it adds up quickly!
  • ترجمه: اگر ۱۰ ساعت با نرخ ساعتی ۱۵ دلار کار کنی، خودت حساب کن – سریع جمعش زیاد می‌شه!
  • کاربرد: یعنی “خودت حساب کن”، یا “واضحه، نیازی به توضیح نداره”.

2. It doesn’t add up

  • جمله: His story doesn’t add up – something is wrong.
  • ترجمه: داستانش جور درنمیاد – یه چیزی مشکل داره.
  • کاربرد: وقتی اطلاعات یا وقایع منطقی نیستند یا مشکوک به نظر می‌رسند.

3. A calculated decision

  • جمله: She made a calculated decision to leave the company.
  • ترجمه: او با دقت و حساب‌شده تصمیم گرفت شرکت را ترک کند.
  • کاربرد: تصمیمی منطقی و آگاهانه، نه احساسی.

4. By the numbers

  • جمله: He did everything by the numbers, but it still didn’t work.
  • ترجمه: او همه کارها را طبق برنامه و قوانین انجام داد، ولی باز هم نتیجه نداد.
  • کاربرد: به‌معنای “طبق برنامه”، “مطابق مراحل مشخص و دقیق”.

5. A zero-sum game

  • جمله: Negotiating with them is a zero-sum game – if they win, we lose.
  • ترجمه: مذاکره با آن‌ها یک بازی جمع صفر است – اگر آن‌ها ببرند، ما می‌بازیم.
  • کاربرد: وضعیتی که سود یک طرف دقیقاً برابر با ضرر طرف مقابل است.

6. The odds are against us

  • جمله: We can try, but the odds are against us.
  • ترجمه: می‌تونیم امتحان کنیم، ولی احتمال موفقیت پایین است.
  • کاربرد: بیان احتمال پایین برای موفقیت در کاری.

7. Off the charts

  • جمله: Her energy level is off the charts today!
  • ترجمه: سطح انرژی‌اش امروز خیلی بالاست!
  • کاربرد: فراتر از حد نرمال یا مورد انتظار – خیلی زیاد یا عالی.

8. Figure it out

  • جمله: Don’t worry, I’ll figure it out.
  • ترجمه: نگران نباش، خودم حلش می‌کنم.
  • کاربرد: به‌معنای “فهمیدن” یا “پیدا کردن راه‌حل”.

9. Crunch the numbers

  • جمله: We need to crunch the numbers before making a decision.
  • ترجمه: باید قبل از تصمیم‌گیری، محاسبات لازم رو انجام بدیم.
  • کاربرد: انجام محاسبات دقیق، مخصوصاً در مسائل مالی یا آماری.

10. Sum it up / In sum

  • جمله: To sum it up, we need more time and more budget.
  • ترجمه: خلاصه اینکه، ما به زمان و بودجه بیشتری نیاز داریم.
  • کاربرد: برای خلاصه‌سازی مطالب استفاده می‌شود.
کلاس زبان کودکان آموزش زبان انگلیسی کودکان
کلاس زبان کودکان آموزش زبان انگلیسی کودکان

جمع‌بندی علائم و اصطلاحات ریاضی به انگلیسی

در این مقاله، با مهم‌ترین علائم و اصطلاحات ریاضی به زبان انگلیسی آشنا شدیم؛ از چهار عمل اصلی مانند جمع (addition)، تفریق (subtraction)، ضرب (multiplication) و تقسیم (division) گرفته تا مفاهیم پیشرفته‌تری مانند معادلات خطی (linear equations)، توابع نمایی (exponential functions)، فضای برداری (vector space) و انتگرال (integral).

همچنین نمادهای رایج ریاضی مانند:

  • + (plus)
  • - (minus)
  • × (times)
  • ÷ (divided by)
  • (square root)
  • (summation)
  • (integral)
  • (infinity)
  • = (equals)

را یاد گرفتیم و دیدیم که چطور می‌توان از این علائم در جملات انگلیسی روزمره و علمی استفاده کرد. مثال‌های مختلفی بررسی شد که به درک بهتر کاربرد اصطلاحات ریاضی در زبان انگلیسی کمک می‌کنند.

یادگیری این اصطلاحات نه تنها برای دانش‌آموزان و معلمان زبان انگلیسی مفید است، بلکه برای کسانی که قصد ادامه تحصیل در کشورهای انگلیسی‌زبان یا مطالعه متون علمی دارند نیز ضروری و کاربردی است.

بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی در تهران
بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی در تهران

سوالات متداول علائم و اصطلاحات ریاضی به انگلیسی

اصطلاحات ریاضی به انگلیسی چیستند؟

اصطلاحات ریاضی شامل واژگان، علائم و عبارت‌هایی هستند که برای بیان مفاهیم ریاضی مثل جمع، تفریق، معادله، تابع و … استفاده می‌شوند.
مثال‌ها:
Equation (معادله)
Variable (متغیر)
Root (ریشه)
Angle (زاویه)
Fraction (کسر)

علامت V در ریاضی به چه معناست؟

علامت V معمولاً بسته به متن متفاوت است:
در منطق ریاضی:
A ∨ B به معنای “A or B” یا “A یا B” (عملگر منطقی OR)
در فیزیک یا هندسه:
ممکن است به سرعت (Velocity) اشاره کند.

ضرب و تقسیم به انگلیسی چطور گفته می‌شوند؟

ضرب:
Multiply: ضرب کردن
I multiply 3 by 4 → Twelve
Times: ضرب (عامیانه)
Three times four is twelve
تقسیم:
Divide: تقسیم کردن
Divide 12 by 3 → Four
Divided by: تقسیم بر
Twelve divided by four is three

امتیاز شما به این مقاله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *