مقالات زبان انگلیسی

اصطلاحات مهندسی مکانیک به انگلیسی + لغات با ترجمه

اصطلاحات مهندسی مکانیک به انگلیسی

اصطلاحات مهندسی مکانیک به انگلیسی

در این مقاله، بیش از ۱۳۰ اصطلاح مهم مهندسی مکانیک به انگلیسی همراه با ترجمه فارسی روان ارائه شده است تا دانشجویان، مهندسان و علاقه‌مندان به این رشته بتوانند دانش خود را به راحتی گسترش دهند و در موقعیت‌های حرفه‌ای و تحصیلی از آن بهره ببرند.

دوره های زبان موسسه رادتایم
دوره های زبان موسسه رادتایم

A

  • Acceleration (شتاب): میزان تغییر سرعت در واحد زمان.
  • Adiabatic Process (فرآیند بی‌دررو): فرآیندی که در آن هیچ تبادل گرمایی بین سیستم و محیط صورت نمی‌گیرد.
  • Aerospace Engineering (مهندسی هوافضا): شاخه‌ای از مهندسی که روی طراحی و ساخت هواپیما و فضاپیما تمرکز دارد.
  • Alloy (آلیاژ): ترکیبی از دو یا چند فلز یا ترکیب فلز با نافلز.
  • Ammeter (آمپر‌متر): وسیله‌ای برای اندازه‌گیری شدت جریان الکتریکی.

B

  • Bearing (یاتاقان): قطعه‌ای مکانیکی که از محورهای چرخان پشتیبانی می‌کند و اصطکاک را کاهش می‌دهد.
  • Bending Moment (لنگر خمشی): نیروی داخلی که باعث خم شدن تیر یا سازه می‌شود.
  • Bolted Joint (اتصال پیچ و مهره‌ای): روشی برای اتصال اجزا با استفاده از پیچ‌ها.
  • Boiler (دیگ بخار): دستگاهی برای تولید بخار یا آب داغ.
  • Brake (ترمز): مکانیزمی برای کاهش سرعت یا متوقف کردن وسیله نقلیه.

C

  • Camshaft (میل‌بادامک): محوری که با بادامک‌ها زمان‌بندی باز و بسته شدن سوپاپ‌ها در موتور را کنترل می‌کند.
  • Compression Ratio (نسبت تراکم): نسبت حجم بیشینه به کمینه در محفظه احتراق موتور.
  • Centrifugal Force (نیروی گریز از مرکز): نیرویی که به سمت بیرون بر جسم در حال حرکت دایره‌ای وارد می‌شود.
  • Coolant (مایع خنک‌کننده): سیالی که برای دفع حرارت از موتور یا دستگاه استفاده می‌شود.
  • Crankshaft (میل‌لنگ): محوری که حرکت رفت و برگشتی پیستون‌ها را به حرکت چرخشی تبدیل می‌کند.

D

  • Dynamics (پویایی‌شناسی): علمی که به بررسی حرکت و نیروهای وارد بر اجسام می‌پردازد.
  • Deformation (تغییر شکل): تغییر در اندازه یا شکل ماده تحت تأثیر نیرو.
  • Design Engineering (مهندسی طراحی): شاخه‌ای از مهندسی که روی طراحی و بهینه‌سازی سیستم‌های مکانیکی تمرکز دارد.
  • Drilling Machine (دستگاه دریل): دستگاهی برای ایجاد سوراخ در مواد مختلف.
  • Dynamic Balance (تعادل دینامیکی): وضعیتی که مرکز جرم یک جسم با محور چرخش هماهنگ باشد.

E

  • Efficiency (راندمان): نسبت کار مفید خروجی به انرژی ورودی کل.
  • Engine (موتور): دستگاهی که سوخت را به انرژی مکانیکی تبدیل می‌کند.
  • Exhaust System (سیستم اگزوز): مجموعه‌ای که گازهای خروجی موتور را به بیرون هدایت می‌کند.
  • Elasticity (کشسانی): توانایی ماده برای بازگشت به شکل اولیه پس از تغییر شکل.
  • Entropy (آنتروپی): معیاری برای اندازه‌گیری بی‌نظمی یا آشفتگی در یک سیستم.

F

  • Friction (اصطکاک): مقاومتی که بین دو سطح در تماس در برابر حرکت ایجاد می‌شود.
  • Fuel Injector (انژکتور سوخت): وسیله‌ای برای پاشش سوخت به داخل محفظه احتراق.
  • Fan (فن/پروانه): وسیله‌ای برای حرکت دادن هوا یا گازها.
  • Fluid Dynamics (دینامیک سیالات): مطالعه حرکت سیالات و نیروهای وارد بر آن‌ها.
  • Flywheel (چرخ طیار): چرخ سنگینی که برای ذخیره انرژی دورانی استفاده می‌شود.

G

  • Gear (چرخ‌دنده): قطعه‌ای گرد با دندانه‌ها که برای انتقال نیرو و گشتاور به کار می‌رود.
  • Gasket (واشر): درزگیر برای جلوگیری از نشتی بین دو سطح اتصال.
  • Gravitation (گرانش): نیروی جاذبه میان دو جرم.
  • Gauge (گیج/اندازه‌گیر): وسیله‌ای برای اندازه‌گیری کمیت‌های فیزیکی.
  • Gearbox (گیربکس): مجموعه‌ای مکانیکی برای تغییر سرعت و گشتاور موتور.

H

  • Heat Exchanger (مبدل حرارتی): دستگاهی برای انتقال گرما بین دو یا چند سیال.
  • Hydraulics (هیدرولیک): علم بررسی رفتار مایعات تحت فشار.
  • Hysteresis (پسماند): اختلاف زمانی یا تأخیر بین ورودی و خروجی یک سیستم.
  • Heat Transfer (انتقال حرارت): فرآیند جابه‌جایی انرژی گرمایی از یک جسم به جسم دیگر.
  • Hypoid Gear (چرخ‌دنده هایپویید): نوعی چرخ‌دنده که محورهایش همدیگر را قطع نمی‌کنند.

M

  • Mechanical Advantage (مزیت مکانیکی): نسبت نیروی خروجی به نیروی ورودی در یک ماشین یا مکانیزم.
  • Moment of Inertia (لختی چرخشی): معیاری از مقاومت جسم در برابر چرخش حول یک محور.
  • Manifold (منیفولد): قطعه‌ای که سیالات یا گازها را به چند مسیر تقسیم می‌کند.
  • Motor (موتور/موتور الکتریکی): وسیله‌ای که انرژی الکتریکی را به حرکت مکانیکی تبدیل می‌کند.
  • Machining (ماشین‌کاری): فرآیند شکل‌دهی مواد با استفاده از ابزارهای برشی.

N

  • Newton’s Laws (قوانین نیوتن): سه قانون اساسی که رابطه بین حرکت و نیروها را توضیح می‌دهند.
  • Nozzle (نازل): وسیله‌ای برای هدایت جریان سیال یا تغییر ویژگی‌های آن.
  • Nomenclature (نامگذاری فنی): سیستم نامگذاری یا برچسب‌گذاری قطعات و فرآیندها در مهندسی.
  • Noise (صدا/نویز): صدا یا لرزش ناخواسته در یک سیستم مکانیکی.
  • Nuclear Engineering (مهندسی هسته‌ای): شاخه‌ای از مهندسی که به مطالعه و کاربرد فرآیندهای هسته‌ای می‌پردازد.

O

  • Orifice (سوراخ/دهانه): بازشدگی در یک قطعه مکانیکی برای عبور جریان سیال.
  • Oscillation (نوسان): حرکت رفت و برگشتی حول یک نقطه تعادل.
  • Output Shaft (محور خروجی): محوری که توان را از یک ماشین به بار منتقل می‌کند.
  • Overhaul (بازرسی و تعمیر کلی): بررسی و تعمیر کامل یک ماشین یا سیستم.
  • Offset (جابجایی): تغییر مکان یک قطعه نسبت به موقعیت معمول آن.

P

  • Piston (پیستون): قطعه استوانه‌ای که در داخل سیلندر حرکت می‌کند و انرژی را منتقل یا تبدیل می‌کند.
  • Pump (پمپ): وسیله‌ای برای جابجایی سیالات با حرکت مکانیکی.
  • Pressure (فشار): نیرو وارد بر واحد سطح.
  • Power (توان): میزان کار انجام شده در واحد زمان یا نرخ انتقال انرژی.
  • Pulley (قرقره): چرخ با شیار برای هدایت طناب یا تسمه و تغییر جهت یا انتقال نیرو.

Q

  • Quantitative Analysis (تحلیل کمی): اندازه‌گیری و تحلیل مقادیر و داده‌های عددی.
  • Quenching (سرد کردن سریع): فرآیند سرد کردن سریع فلز برای سخت کردن آن.
  • Quality Control (کنترل کیفیت): فرآیندی برای اطمینان از رعایت استانداردهای محصول.
  • Quick Return Mechanism (مکانیزم بازگشت سریع): دستگاه مکانیکی که سرعت حرکت در یک جهت را تغییر می‌دهد تا بازگشت سریع‌تر باشد.
  • Quadrant (ربع): یک چهارم دایره که در سیستم‌های چرخشی مکانیکی استفاده می‌شود.

R

  • Rotor (روتور): بخش چرخان یک ماشین مانند موتور یا توربین.
  • Refrigeration (سرمایش): فرآیند دفع گرما از یک محیط برای کاهش دما.
  • Radiator (رادیاتور): دستگاهی برای دفع گرما از یک سیال به محیط.
  • Resistance (مقاومت): مخالفت در برابر جریان الکتریکی.
  • Roller Bearing (یاتاقان غلتکی): نوع یاتاقان که با استفاده از عناصر غلتشی اصطکاک را کاهش می‌دهد.

S

  • Stress (تنش): نیرو وارد بر واحد سطح در یک ماده.
  • Strain (کرنش): تغییر شکل ماده در پاسخ به تنش.
  • Shaft (محور/میل‌گرد چرخان): قطعه‌ای که نیرو و حرکت چرخشی را منتقل می‌کند.
  • Spring (فنر): وسیله کشسانی که انرژی ذخیره و آزاد می‌کند.
  • Servo Motor (موتور سروو): موتوری که در سیستم‌های کنترل برای حرکت دقیق استفاده می‌شود.

T

  • Torque (گشتاور): نیروی چرخشی وارد بر یک جسم.
  • Turbine (توربین): ماشینی که انرژی سیال را به انرژی مکانیکی تبدیل می‌کند.
  • Thermodynamics (ترمودینامیک): علم مطالعه گرما و انتقال انرژی.
  • Transmission (گیربکس/انتقال نیرو): سیستم انتقال نیرو از موتور به چرخ‌ها.
  • Temperature (دمای سیستم): اندازه‌گیری انرژی حرارتی در یک سیستم.

U

  • Uniform Stress (تنش یکنواخت): تنشی که به طور مساوی در تمام نقاط ماده توزیع شده باشد.
  • Ultimate Tensile Strength (مقاومت کششی نهایی): بیشترین تنشی که یک ماده می‌تواند قبل از شکست تحمل کند.
  • Universal Joint (مفصل یونیورسال): اتصالی که اجازه چرخش بین محور‌ها در زاویه‌های مختلف را می‌دهد.
  • Under-reaming (گشاد کردن حفره): بزرگ‌تر کردن سوراخ یا فضای موجود برای ایجاد تناسب بهتر.
  • Ultrasonic Testing (تست فراصوت): روش غیرمخرب با استفاده از امواج صوتی با فرکانس بالا برای بررسی ساختار داخلی.

V

  • Velocity (سرعت): میزان جابه‌جایی جسم در یک جهت مشخص در واحد زمان.
  • Vibration (ارتعاش): حرکت رفت و برگشتی حول یک نقطه تعادل.
  • Valve (شیر کنترل): قطعه‌ای برای کنترل جریان سیالات.
  • Venturi Meter (فلومتر ونتوری): وسیله‌ای برای اندازه‌گیری نرخ جریان سیال با استفاده از اختلاف فشار.
  • Vacuum (خلأ): فضایی که فاقد ماده است، معمولاً به محیط با فشار پایین اشاره دارد.

W

  • Weld (جوشکاری): فرآیند اتصال دو قطعه با ذوب و ادغام آن‌ها.
  • Work (کار): انرژی منتقل شده توسط نیرو در طول یک مسیر.
  • Water Hammer (ضربه قوچ): افزایش ناگهانی فشار در سیستم سیال به دلیل تغییر سریع جریان.
  • Watt (وات): واحد توان برابر با یک ژول در ثانیه.
  • Worm Gear (چرخ‌دنده حلزونی): نوعی چرخ‌دنده که با یک پیچ حلزونی جفت می‌شود و گشتاور بالا تولید می‌کند.

X

  • X-Ray Inspection (بازرسی اشعه ایکس): روش غیرمخرب با استفاده از اشعه ایکس برای بررسی ساختار داخلی.
  • X-Y Table (میز XY): میزی که در دو جهت عمود بر هم حرکت می‌کند، معمولاً در ماشین‌کاری استفاده می‌شود.
  • Xenon Lamp (لامپ زنون): منبع نور با شدت بالا برای کاربردهای مختلف.
  • Xenon Flash Lamp (لامپ فلاش زنون): لامپی برای تولید پالس‌های کوتاه نور شدید.
  • Xenon Arc Lamp (لامپ قوس زنون): نوعی لامپ برای تست‌های نوری و نورپردازی با شدت بالا.

Y

  • Yield Strength (حد تسلیم): تنشی که ماده شروع به تغییر شکل پلاستیک می‌کند.
  • Yaw (حرکت یَو): چرخش حول محور عمودی.
  • Yoke (یوق): قطعه‌ای برای اتصال و انتقال حرکت بین اجزا.
  • Yellow Metal (فلز زرد): اصطلاحی که معمولاً به برنج یا برنز اشاره دارد.
  • Yardstick (خط‌کش بزرگ): وسیله اندازه‌گیری طول یا فاصله.

Z

  • Zero-Point Calibration (کالیبراسیون صفر): تنظیم نقطه مرجع برای اندازه‌گیری‌ها.
  • Zener Diode (دیود زنر): دیودی برای حفظ ولتاژ ثابت.
  • Zigzag Pattern (الگوی زیگزاگ): الگویی از زوایا یا جهت‌های متناوب، معمولاً در تحلیل تنش استفاده می‌شود.
  • Zinc Plating (آبکاری روی): پوشش دادن فلز با روی برای جلوگیری از خوردگی.
  • Zone of Influence (منطقه تأثیر): ناحیه‌ای که تحت تأثیر نیرو یا بار قرار می‌گیرد.

لیست اصطلاحات مهندسی مکانیک به انگلیسی

فارسیانگلیسی
دینامAlternator
آمپرAmpere (AMP)
سیلر بی‌هوازیAnaerobic sealer
تواناییAbility
سایش، مواد سایندهAbrading
انفجار سایندهAbrasive blasting
ذرات سایندهAbrasive particles
چرخ سنگ سنبادهAbrasive wheel
فشار مطلقAbsolute pressure
درجه حرارت مطلقAbsolute temperature
قدر مطلقAbsolute value
جذبAbsorb
موج‌گیرAbsorber
صفحه جاذبAbsorber plate
گاز جاذبAbsorbing gas
شتابAcceleration
شتاب گرانشAcceleration of gravity
شتاب‌سنجAccelerometer
سطح کیفیت قابل قبولAcceptable quality level
نمونه‌گیری پذیرشAcceptance sampling
لوازم جانبیAccessory
انجام دادنAccomplish
برحسبAccordance
سیستم ترمز ضد قفلABS (Anti-lock Brake System)
ضد یخAnti-freeze
دوره بازگشتPayback period
درجه حرارت بالاAme temperatures
انرژی پتانسیلPotential energy
گشتاور چرخشی، گشتاور زاویه‌ایAngular momentum
بسامد زاویه‌ایAngular frequency
جابه‌جایی زاویه‌ایAngular displacement
همانندسازیAnalogy
شناسه، ارگومان کامپیوترArgument
نمایش فعالیت به صورت گرهAON (Activity On Node)
نمودار رابطه فعالیتActivity relationship diagram
هزینه واقعیActual cost
هزینه واقعی کار انجام‌شدهActual Cost of Work Performed
برنامه‌ریزی کلAMT (Advanced Manufacturing Technology)
تولید چابکAgile Production
تخصیص منبعAllocation of resource
تحلیل برنامه‌ریزیAnalysis of planning
الگوریتمAlgorithm
پایدار مجانبیAsymptotically stable
تحلیلAnalysis
دامنهAmplitude
دقتAccuracy
مطلق، دلخواهArbitrary
لیست، مجموعهArray
زاویه‌دارAngular
لغات و اصطلاحات رشته مهندسی برق به انگلیسی
لغات و اصطلاحات رشته مهندسی برق به انگلیسی

لیست اصطلاحات مهندسی مکانیک به انگلیسی

فارسیانگلیسی
خود همبستگیAutocorrelation
جاذبAbsorber
تقویت‌کننده، نیروافزاAmplifier
تقریبی، تقریب زدنApproximate
تقریبApproximation
تحلیلیAnalytic
شتاب‌سنجAccelerometer
عنصر مساحت، جزء سطحArea element
نامتقارنAntisymmetric
بی‌تناوب، نامنظمAperiodic
قدر مطلقAbsolute value
ماتریس الحاقیAdjoin matrix
میانگینAverage
نامتقارن، غیرمتناسبAsymmetric
سطح کیفیت قابل پذیرشAQL (Acceptable Quality Level)
نمونه‌برداری پذیرشیAcceptance Sampling
هزینه‌یابی بر مبنای فعالیتABC (Activity Based Costing)
شیب هزینه فعالیتActivity Cost Slope
نظام ارزیابیAppraisal System
هوش مصنوعیAI (Artificial Intelligence)
متغیر مصنوعیArtificial variable
مسئله تخصیصAssignment Problem
وسایل نقلیه هدایت‌شونده خودکارAGVs (Automated Guided Vehicles)
برنامه طراحی استقرار اتوماتیکAutomated Layout Design Program
اتوماسیونAutomation
میانگین موجودیAverage inventory
کیفیت خروجی متوسطAOQ (Average Outgoing Quality)
فیلتر هواAir filter element
مدل‌سازی یک‌بعدی1D modeling
مدل‌سازی دوبعدی2D modeling
مدل‌سازی سه‌بعدی3D modeling
چاپ سه‌بعدی3D print
مدل آزمایشگاهیA laboratory model
نرم‌افزار آباکوسAbacus Software
فلز بابیتBabbitt metal
در پشتیBack door
بیل حفاریBack shovel
خاکریزBackfill
کیسه سیمانBag of cement
پل موقتBailey bridge
تعادلBalance
بلبرینگBall bearing
گریس بلبرینگBall bearing grease slinger
نوار نقالهBand conveyor
اهرمBascule
یاتاقان پایهBase bearing
منحنی پایهBasic curve
طرح اولیهBasic plan
شیب دیوارBatter of a wall
کابلCable
محافظ کابلCable duct
زمین آهکیCalcareous earth
زمان محاسبهCalculation time
مخزن کالیبره‌شدهCalibrated tank
کالری‌سنجCalorimeter
موتور 4 سیلندر بنزینی تویوتاD4
موتور 4 سیلندر دیزل تویوتاD4D
تغییرات روزانهDaily variations
محل سدDam site
مرطوبDamp
مقاوم در برابر رطوبتDamp proof
معادله دارسیDarcy equation
هواگیریDeaeration
مقاومت اولیهEarly strength
ترک حرارتیEarly thermal cracking
کانون زلزلهEarthquake epicenter
فونداسیون ضد زلزلهEarthquake-proof foundation
دوره زلزلهEarthquake period
مقاوم در برابر زلزلهEarthquake proof
فرآیندهای ساختFabrication processes
ساختFabrication
قالب‌بندیFace formwork
ضریب انبساطFactor of expansion
نمودار گانتGantt Chart
تکنیک ارزیابی گرافیکیGraphical Evaluation & Review Technique
تحلیل حساسیت گرافیکیGraphical Sensitivity Analysis
دهانه شمعGAP
نشان‌دهندهGauge
واشرGasket
سیستم ترکیبیHybrid system
نرخ بهرهInterest rate
تولید متناوبIntermittent product
نرخ بازگشت سرمایهInternal Rate of Return
زبان ماشینMachine language
تولید انبوهMass production
جریان موادMaterial flow
مهندسی مکانیکMechanical engineering
بزرگنماییMagnification
گشتاورMoment
سیستم عاملOperation system
بهینه‌سازیOptimization
معادله دیفرانسیل معمولیOrdinary differential equation
نوسانگرOscillator
دوره‌ایPeriodic
بهره‌وریProductivity
سیستم فشاریPush system
سیستم مدیریت تولیدProduction Management System
کیفیتQuality

لغات و اصطلاحات کاربردی مهندسی عمران به انگلیسی با ترجمه
لغات و اصطلاحات کاربردی مهندسی عمران به انگلیسی با ترجمه

جمع‌بندی اصطلاحات مهندسی مکانیک به انگلیسی

در این مقاله شما با فهرستی جامع از اصطلاحات مهندسی مکانیک به انگلیسی آشنا شدید، از مفاهیم پایه‌ای مانند شتاب و نیرو گرفته تا واژگان پیشرفته مانند گیربکس، توربین و کنترل کیفیت. این مجموعه می‌تواند به عنوان دایره‌المعارف شخصی شما برای مطالعه، ترجمه مقالات، انجام پروژه‌های دانشگاهی و کاربردهای صنعتی مورد استفاده قرار گیرد. تسلط بر این اصطلاحات به شما کمک می‌کند تا درک بهتری از متون تخصصی داشته باشید و در محیط‌های کاری بین‌المللی توانمندتر عمل کنید.

بهترین موسسه های زبان انگلیسی تهران
بهترین موسسه های زبان انگلیسی تهران

5/5 - (1 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *