پادکست انگلیسی, مقالات زبان انگلیسی

دانلود پادکست انگلیسی My new niece

پادکست انگلیسی My new niece

پادکست انگلیسی My new niece

در این پادکست انگلیسی ساده، داستان تولد یک خواهرزاده جدید را می‌شنوید و با واژگان و جملات احساسی انگلیسی آشنا می‌شوید. همراه با ترجمه روان.

My new niece

متن پادکست :

My new niece.

I am at the hospital at the moment, but don’t worry, I am fine. I am here because my sister is pregnant. She is here to give birth to her daughter who is also my niece. I am very happy. My sister is happy to of course. My whole family is happy that I think I am happiest because I cannot stop smiling.

Suddenly I hear them say my name. My family say to me that my niece is here. I go to my sister’s room. We have named her Lucy. My sister tells me Hi Lucy. I say wow. You are the most beautiful baby in the world. I have lots of plans for the things I want to do with you guys thing I say to her. We can take lots of walks in the countryside.

I can teach you to run very fast and buy you ice cream as much as possible. I tell her that sounds great. My sister tells me but do not teach how to ride a bike. That is my job. She says with a smile. Of course not. I reply. You can have that job and I can do everything else.

پادکست انگلیسی My first cooking class
پادکست انگلیسی My first cooking class

خواهرزاده‌ی جدید من

من الآن در بیمارستان هستم، اما نگران نباشید، حالم خوب است. من اینجا هستم چون خواهرم باردار است. او آمده تا دخترش را به دنیا بیاورد؛ دختری که می‌شود خواهرزاده‌ی من. من خیلی خوشحال هستم. البته خواهرم هم خوشحال است. تمام خانواده‌ام خوشحال‌اند؛ اما فکر می‌کنم من از همه خوشحال‌ترم چون نمی‌توانم لبخند زدن را متوقف کنم.

ناگهان صدایم می‌زنند. خانواده‌ام می‌گویند که خواهرزاده‌ام به دنیا آمده. من به اتاق خواهرم می‌روم. اسمش را «لوسی» گذاشته‌ایم.
خواهرم می‌گوید: «سلام لوسی.»
من می‌گویم: «واو! تو زیباترین نوزاد دنیا هستی!»

برای او نقشه‌های زیادی دارم؛ کارهایی که می‌خواهم با او انجام بدهم.
به او می‌گویم: «می‌تونیم با هم زیاد در طبیعت قدم بزنیم. من می‌تونم بهت یاد بدم خیلی سریع بدوی و تا جایی که بشه برایت بستنی بخرم.»

خواهرم می‌گوید: «فوق‌العاده است، فقط یاد دادن دوچرخه‌سواری با من!» و لبخند می‌زند.
من می‌گویم: «البته که نه! اون کار با تو. و من همه چیزهای دیگه رو یادش می‌دم.»

5/5 - (1 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *