مقالات زبان انگلیسی

ناراحت و غمگین به انگلیسی | عبارات و اصطلاحات در زمان ناراحتی به انگلیسی

ناراحت و غمگین به انگلیسی

ناراحت و غمگین به انگلیسی

بیان احساس ناراحتی و غمگینی به زبان انگلیسی یکی از موضوعات مهم در مکالمات روزمره است. آشنایی با واژگان و اصطلاحات مناسب در این زمینه به شما کمک می‌کند احساسات خود را بهتر و طبیعی‌تر بیان کنید. در این مقاله، به بررسی رایج‌ترین کلمات و عبارات برای توصیف ناراحتی، استرس و غم (Sad and unhappy in English) می‌پردازیم تا بتوانید در موقعیت‌های مختلف با دقت و ظرافت بیشتری صحبت کنید.

دوره های زبان موسسه رادتایم
دوره های زبان موسسه رادتایم

عبارات و اصطلاحات در زمان ناراحتی به انگلیسی

English ExpressionPronunciationMeaning (Persian)
I’m gloomyaɪm ˈɡluːmiغمگینم
I feel blueaɪ fiːl bluːمن غمگین هستم
I feel heavy-heartedaɪ fiːl ˈhɛvi-ˈhɑrtɪdخیلی غمگینم
I am dejectedaɪ æm dɪˈʤɛktɪdمن افسرده‌ام
I’m all torn up insideaɪm ɔl tɔrn ʌp ɪnˈsaɪdاز درون داغون هستم
I am in low spiritsaɪ æm ɪn loʊ ˈspɪrɪtsحال روحیم خوب نیست
I am a little bit downaɪ æm ə ˈlɪtl bɪt daʊnکمی غمگینم
Stressed outstrɛst aʊtپریشان بودن، مشوش بودن
Be cast downbi kæst daʊnاندوهگین بودن
Bereftbɪˈreftتنها و غمگین (به‌علت از دست دادن کسی یا چیزی)
Bitterˈbɪtərعصبانی
Bluebluːمحزون
Broodingˈbrudɪŋغمگین
Broodyˈbrudiبه فکر عمیق فرو رفته
Cloudklɑʊdکدر کردن (چهره و …)
Consternationˌkɑːnstərˈneɪʃnحیرت (همراه با نگرانی یا اضطراب)
Crestfallenˈkrɛstˌfɔlənمغموم
Crumple upˈkrʌmpəl ʌpغمگین و مایوس به نظر رسیدن (چهره)
Crykrɑɪگریه کردن
Dejecteddɪˈʤɛktɪdغمگین
Dejectiondɪdʒˈɛkʃənیاس و اندوه
Depresseddɪˈprestافسرده
Depressingdəˈpres.ɪŋغم‌انگیز
Depressiondəˈpreʃ.ənافسردگی
Desolateˈdɛsələtدرمانده
Desolationˌdɛsəˈleɪʃənدرماندگی
Despairdəˈsperناامیدی
Despondentdɪˈspɑndəntافسرده
Devastateˈdɛvəsteɪt(شدیداً) ناراحت و حیرت‌زده کردن
Disappointˌdɪs.əˈpɔɪntمایوس کردن
Disconsolatedɪsˈkɑnsəlɪtاندوهگین (و مایوس)
Discontentˌdɪskənˈtentنارضایتی
Discontentedˌdɪskənˈtɛntɪdناراضی
Dismaydɪˈsmeɪنگرانی و حیرت
Distressdɪˈstrɛsاندوه
Disturbeddɪˈstɜrbdمضطرب
Doldrumsˈdoʊldrəmzافسردگی
Dolefulˈdoʊlflمحزون
بیان احساسات در انگلیسی
بیان احساسات در انگلیسی

1. ناراحت و غمگین به انگلیسی (Sad and Upset in English)

  • Sad (غمگین)
  • Upset (ناراحت)
  • Gloomy (غم‌زده)
  • Heartbroken (دل‌شکسته)
  • Downcast (افسرده)
  • Feeling blue (غمگین بودن)
  • Heavy-hearted (دل گرفته)

نمونه جملات:

  • I feel sad today. (امروز احساس غم می‌کنم.)
  • She is upset about the news. (او از اخبار ناراحت است.)
  • He seems gloomy today. (او امروز غمگین به نظر می‌رسد.)

2. من موقع امتحان استرس دارم به انگلیسی (I Get Stressed During Exams)

  • I get stressed during exams. (من هنگام امتحانات استرس دارم.)
  • Exams make me nervous. (امتحانات مرا عصبی می‌کنند.)
  • I feel anxious before exams. (قبل از امتحانات نگران می‌شوم.)
  • I’m under a lot of pressure during exams. (در زمان امتحانات تحت فشار زیادی هستم.)

3. احساس ناراحتی به انگلیسی (Feeling Sad in English)

  • I feel sad. (احساس ناراحتی دارم.)
  • I am down. (غمگینم.)
  • My heart feels heavy. (دلم گرفته است.)
  • I am feeling blue. (حالم گرفته است.)

4. من خیلی ناراحتم به انگلیسی (I Am Very Sad in English)

  • I am very sad. (خیلی ناراحتم.)
  • I am deeply upset. (شدیداً ناراحتم.)
  • I am really down. (خیلی غمگینم.)
  • My heart is broken. (دلم شکسته است.)

5. من ناراحت هستم به انگلیسی (I Am Sad in English)

  • I am sad. (من ناراحتم.)
  • I am upset. (من ناراحت هستم.)
  • I feel down. (احساس غم می‌کنم.)

6. آیا تو ناراحتی به انگلیسی (Are You Sad in English)

  • Are you sad? (آیا تو ناراحتی؟)
  • Are you upset? (آیا ناراحتی؟)
  • Are you feeling down? (آیا غمگین هستی؟)

7. من استرس ندارم به انگلیسی (I Am Not Stressed in English)

  • I am not stressed. (من استرس ندارم.)
  • I don’t feel stressed. (احساس استرس نمی‌کنم.)
  • I am calm. (آرام هستم.)

8. من استرس دارم به انگلیسی (I Am Stressed in English)

  • I am stressed. (من استرس دارم.)
  • I feel stressed. (احساس استرس می‌کنم.)
  • I am under stress. (تحت فشارم.)

رایج‌ترین اصطلاحات انگلیسی برای بیان استرس و ناراحتی + معنی و مثال

عبارات و اصطلاحات در زمان ناراحتی به انگلیسی
عبارات و اصطلاحات در زمان ناراحتی به انگلیسی

1. Feeling Blue – غمگین بودن

  • I’ve been feeling blue since my best friend moved away.
  • He felt blue after hearing the bad news.

2. Down in the Dumps – بسیار غمگین بودن

  • She’s been down in the dumps since she lost her job.
  • He looked down in the dumps after his team lost the game.

3. Heavy Heart – دل گرفته بودن

  • I have a heavy heart today because I miss my family.
  • She spoke with a heavy heart about her lost childhood.

4. Heartbroken – دل‌شکسته

  • She was heartbroken when her pet died.
  • He felt heartbroken after the breakup.

5. Cry One’s Heart Out – خیلی گریه کردن

  • She cried her heart out when she failed the exam.
  • He cried his heart out after losing the match.

6. Tear Your Hair Out – از شدت ناراحتی کلافه بودن

  • I’ve been tearing my hair out over this project.
  • She tore her hair out trying to solve the problem.

7. Lost in Thought – در فکر فرو رفتن

  • He often gets lost in thought after a long day.
  • She was lost in thought, remembering the past.

8. At the End of One’s Rope – به آخر خط رسیدن

  • I’m at the end of my rope with this problem.
  • She’s at the end of her rope with her work.

9. Drowning in Sorrow – در غم فرو رفتن

  • After the breakup, he felt like he was drowning in sorrow.
  • She drowned in sorrow after her loss.

10. Broken-Hearted – دل‌شکسته و غمگین

  • He was broken-hearted after losing his pet.
  • She felt broken-hearted when her friend moved away.

11. Stressed out – پریشان و مضطرب بودن

مثال:
Preparing for the presentation next week is stressing me out.
(آماده شدن برای ارائه هفته آینده من را تحت فشار قرار می‌دهد.)

ابراز تاسف و همدردی به انگلیسی
ابراز تاسف و همدردی به انگلیسی

12. Have a lot on your plate – سرشلوغ بودن، درگیری زیاد داشتن

مثال:
Could we have dinner together another time? I’ve got a lot on my plate at the moment.
(میشه یه وقت دیگه با هم شام بخوریم؟ من در حال حاضر خیلی درگیرم.)


13. Run / work yourself into the ground – خود را از پا انداختن، زیاده روی کردن در کار

مثال:
You’ll run yourself into the ground if you keep working 12 hours a day.
(اگر 12 ساعت در روز کار کنید، از پا در خواهید آمد.)


14. Lose sleep over something – دلواپس بودن، از نگرانی به خواب نرفتن

مثال:
I’m losing sleep over trying to decide which school to send our son to.
(من نگرانی زیادی دارم تا تصمیم بگیرم پسرمان را به کدام مدرسه بفرستیم.)


15. At a loss – سردرگم، درمانده

مثال:
I’m at a loss as to what to do.
(موندم چه کار کنم.)


16. At the end of your rope – جان به لب رسیدن، تحمل نداشتن

مثال:
This report is so complicated; I’m at the end of my tether trying to understand it.
(این گزارش بسیار پیچیده است. جانم به لبم رسیده و سعی می‌کنم آن را بفهمم.)


17 . Come apart at the seams – از کوره در رفتن، کنترل خود را از دست دادن

مثال:
He came apart at the seams when he heard the bad news.
(وقتی خبر بد را شنید، از کوره در رفت.)


18 . Tear your hair out – نگرانی زیاد یا ناامیدی شدید

مثال:
I’ve been tearing my hair out over this presentation all morning.
(من تمام صبح به خاطر این ارائه نگرانی زیادی داشتم.)


19. Worried sick / Sick with worry – شدیدا نگران بودن

مثال:
Tom has been sick with worry since his dog went missing.
(تام از زمانی که سگش ناپدید شد، از نگرانی شدید رنج می‌برد.)


20. At breaking point – در آستانه فروپاشی و ناتوانی

مثال:
After months of stress, she felt she was at breaking point.
(بعد از ماه‌ها استرس، احساس می‌کرد به نقطه فروپاشی رسیده است.)

جمع‌بندی مقاله ناراحت و غمگین به انگلیسی | عبارات و اصطلاحات در زمان ناراحتی به انگلیسی

در این مقاله با مهم‌ترین واژگان و اصطلاحات رایج برای بیان حالت ناراحتی و غمگینی به زبان انگلیسی آشنا شدیم. واژه‌هایی مثل sad، upset و down برای توصیف احساس ناراحتی معمولاً به کار می‌روند. همچنین یاد گرفتیم چطور جملاتی مانند «من ناراحت هستم» یا «آیا تو ناراحتی؟» را به انگلیسی به صورت صحیح و طبیعی بیان کنیم.

علاوه بر این، اصطلاحات پرکاربردی در موقعیت‌های استرس و ناراحتی مثل stressed out (پریشان بودن)، have a lot on your plate (سرشلوغ بودن)، tear your hair out (نگرانی زیاد داشتن) و at breaking point (در آستانه فروپاشی بودن) را معرفی کردیم که کمک می‌کنند احساسات خود را با زبان انگلیسی بهتر و طبیعی‌تر بیان کنید.

با دانستن این عبارات و اصطلاحات می‌توانید در مکالمات روزمره، موقعیت‌های رسمی و غیررسمی، یا حتی نوشتارهای خود، حالات ناراحتی و استرس را به شکل بهتری توضیح دهید و ارتباط مؤثرتری برقرار کنید.

بهترین موسسه های زبان انگلیسی تهران
بهترین موسسه های زبان انگلیسی تهران

سوالات متداول درباره ناراحت و غمگین به انگلیسی

ناراحت و غمگین به انگلیسی چگونه گفته می‌شود؟

Sad به معنی ناراحت و غمگین است. همچنین از کلمات دیگری مثل upset, down, unhappy هم استفاده می‌شود.

احساس ناراحتی به انگلیسی چطور گفته می‌شود؟

رای گفتن «احساس ناراحتی دارم» می‌توان گفت:
I feel sad / I feel upset.

من ناراحت هستم به انگلیسی چه می‌شود؟

ساده‌ترین جمله:
I am sad.
یا برای تاکید بیشتر:
I am really upset.

آیا تو ناراحتی به انگلیسی چگونه پرسیده می‌شود؟

سوال معمول:
Are you upset?
یا:
Are you feeling sad?

من استرس ندارم به انگلیسی چه جمله‌ای است؟

جمله ساده:
I am not stressed.
یا:
I don’t have stress right now.

من استرس دارم به انگلیسی چگونه گفته می‌شود؟

عبارت معمول:
I am stressed.
یا برای شدت بیشتر:
I am stressed out.

دختر غمگین به انگلیسی چه می‌شود؟

Sad girl یا a girl who is sad.

خیلی عصبانی به انگلیسی چطور می‌گویند؟

می‌توانید بگویید:
Very angry یا really mad.
اصطلاحات رایج:
Furious, enraged, upset (بسته به شدت عصبانیت).

امتیاز شما به این مقاله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *