مقالات زبان انگلیسی

کالیکوشن‌های زمان در انگلیسی (Time Collocations in English)

کالوکیشن‌های زمان در انگلیسی

کالوکیشن‌های زمان در انگلیسی (Time Collocations in English)

واژه‌ی Time یکی از پرکاربردترین کلمات در زبان انگلیسی است که هم به معنی زمان و هم به معنی دفعه استفاده می‌شود. این کلمه وقتی با افعال، صفات یا اسامی دیگر ترکیب می‌شود، کالوکیشن‌ها و اصطلاحات بسیار متنوعی را می‌سازد.

یادگیری کالوکیشن‌های زمان باعث می‌شود انگلیسی شما طبیعی‌تر، حرفه‌ای‌تر و شبیه به زبان بومی‌ها به نظر برسد. در این مقاله پرکاربردترین time collocations را همراه با معنی و مثال بررسی می‌کنیم.

دوره های زبان موسسه رادتایم
دوره های زبان موسسه رادتایم

✅ پرکاربردترین کالوکیشن‌های زمان در انگلیسی

1. Run out of time – زمان تمام شدن / وقت کم آوردن

  • I didn’t finish the test – I ran out of time.
    من امتحان را تمام نکردم – وقتم تمام شد.

2. Save time – صرفه‌جویی در زمان

  • If you want to save time, this machine will provide the answer.
    اگر می‌خواهید در زمان صرفه‌جویی کنید، این دستگاه پاسخ شما را خواهد داد.

3. Kill time – وقت‌گذرانی کردن

  • We played cards to kill time until the bus came.
    برای گذراندن وقت تا آمدن اتوبوس، ورق بازی کردیم.

4. Take your time – عجله نکردن

  • There’s no rush – take your time.
    عجله‌ای نیست – کارت را با آرامش انجام بده.

5. Make up for lost time – جبران وقت از دست‌رفته

  • I’ll have to work hard now to make up for lost time.
    باید سخت کار کنم تا زمان از دست‌رفته را جبران کنم.

6. Take a long time – طول کشیدن زیاد

  • His injuries will take a long time to heal.
    زخم‌هایش مدت زیادی طول می‌کشد تا خوب شوند.

7. Give someone a hard time – شرایط را برای کسی سخت کردن

  • They really gave me a hard time at the interview.
    در مصاحبه حسابی من را اذیت کردند.

8. Spare time – اوقات فراغت

  • She devotes all her spare time to gardening.
    او تمام اوقات فراغت خود را صرف باغبانی می‌کند.

9. Spend time – وقت گذراندن

  • I spend time watching TV.
    من وقتم را صرف تماشای تلویزیون می‌کنم.

10. Waste time – وقت تلف کردن

  • I waste time listening to music every day.
    من هر روز وقتم را با گوش دادن به موسیقی تلف می‌کنم.

11. Make time for – برای چیزی یا کسی وقت گذاشتن

  • Today I’m busy, but I’ll make time for you.
    امروز مشغولم، اما برای تو وقت می‌گذارم.

12. Have time – وقت داشتن

  • Do you have time to help me?
    آیا وقت داری به من کمک کنی؟

13. Pass the time – وقت گذراندن

  • Let’s bring some magazines to help pass the time on the train ride.
    بیا چند مجله بیاوریم تا در قطار زمان را بگذرانیم.

14. On time – سر وقت

  • The trains are rarely on time.
    قطارها به ندرت سر وقت می‌رسند.

15. Just in time – درست به موقع

  • I arrived just in time for my flight to London.
    من درست به موقع برای پروازم به لندن رسیدم.

16. It’s about time – وقتش رسیده

  • It’s about time you cleaned your room.
    وقتشه اتاقت رو تمیز کنی!

17. Take time off – مرخصی گرفتن

  • You must take time off and rest.
    باید مرخصی بگیری و استراحت کنی.

18. Tell me the time – ساعت را گفتن

  • Can you tell me the time?
    می‌شه ساعت رو بگی؟

19. Time passes – گذر زمان

  • As time passes, it becomes more difficult to raise funds.
    با گذشت زمان، جمع‌آوری سرمایه سخت‌تر می‌شود.

20. Free time – وقت آزاد

  • I do a lot of reading in my free time.
    من در وقت آزادم زیاد مطالعه می‌کنم.

21. Right on time – دقیقاً سر وقت

  • The trial lawyer was right on time for his next case.
    وکیل دادگاه دقیقاً به موقع برای پرونده بعدی‌اش حاضر شد.
ساعت و زمان در انگلیسی
ساعت و زمان در انگلیسی

✅ کالوکیشن‌های دیگر مرتبط با زمان

Dead on time – دقیقاً رأس ساعت

  • I left dead on time at 10.45 am.
    من رأس ساعت ۱۰:۴۵ مکان را ترک کردم.

A great deal of time – مدت زمان زیاد

  • Adelson began spending a great deal of time in Israel.
    ادلسون شروع کرد مدت زیادی را در اسرائیل بگذراند.

Precious time – زمان باارزش

  • Do not waste this precious time on playing games.
    این زمان ارزشمند را صرف بازی نکنید.

Pressed for time – عجله داشتن / وقت کم آوردن

  • Sorry, I’m pressed for time – can I call you later?
    متأسفم، عجله دارم – می‌توانم بعداً تماس بگیرم؟

Set time – زمان مشخص / تعیین‌شده

  • The evening meal is served at a set time.
    شام در زمان مشخصی سرو می‌شود.

Leisure time – اوقات فراغت

  • Sally wanted to use all her leisure time at once.
    سالی می‌خواست تمام اوقات فراغتش را یکجا استفاده کند.

From dawn till dusk – از صبح تا غروب

  • He worked from dawn till dusk.
    او از سپیده‌دم تا غروب کار کرد.

حروف اضافه زمان در انگلیسی
حروف اضافه زمان در انگلیسی

Collocations with Time

🔹 Time + Verb

  1. Time passes – گذر زمان
    • As time passes, we become wiser.
    • با گذر زمان، ما عاقل‌تر می‌شویم.
  2. Time goes by – سپری شدن زمان
    • As time goes by, old memories fade away.
    • با گذر زمان، خاطرات قدیمی کم‌رنگ می‌شوند.

🔹 Verb + Time

  1. waste time – وقت تلف کردن
    • Don’t waste time scrolling on your phone.
    • وقتت را با بالا و پایین کردن گوشی هدر نده.
  2. spend time – وقت صرف کردن
    • I love spending time with my family.
    • من عاشق وقت گذراندن با خانواده‌ام هستم.
  3. be (just) in time – به موقع رسیدن
    • We arrived just in time for the show.
    • ما درست به موقع برای نمایش رسیدیم.
  4. be (right) on time – سروقت بودن
    • The train left right on time.
    • قطار دقیقا سر وقت حرکت کرد.
  5. make time for – وقت باز کردن/وقت گذاشتن
    • You should make time for exercise every day.
    • باید هر روز برای ورزش وقت بگذاری.
  6. save time – صرفه‌جویی در وقت
    • Taking a taxi will save us time.
    • تاکسی گرفتن وقت ما را صرفه‌جویی می‌کند.
  7. have time – وقت داشتن
    • Do you have time for a coffee?
    • وقت داری برای یک قهوه؟
  8. kill time – وقت کشتن
    • I read magazines to kill time at the airport.
    • من در فرودگاه برای کشتن وقت مجله می‌خوانم.
  9. pass the time – وقت گذراندن
    • We played cards to pass the time.
    • برای گذراندن وقت ورق بازی کردیم.
  10. take your time – عجله نکردن
    • Take your time, there’s no rush.
    • عجله نکن، هیچ عجله‌ای نیست.
  11. have a hard/rough time – زمان سختی داشتن
    • He had a rough time after losing his job.
    • بعد از از دست دادن شغلش روزهای سختی داشت.
  12. go through a hard/rough/tough time – دوران سختی را گذراندن
    • She is going through a tough time right now.
    • او الان دوران سختی را می‌گذراند.
  13. run out of time – وقت تمام شدن
    • We ran out of time before finishing the project.
    • قبل از اتمام پروژه وقتمان تمام شد.
  14. take time off – مرخصی گرفتن
    • I need to take some time off work.
    • باید چند روزی مرخصی بگیرم.
  15. stall for time – وقت‌کشی کردن
    • He stalled for time until his boss arrived.
    • او وقت‌کشی کرد تا رئیسش رسید.
  16. make up for lost time – جبران وقت از دست‌رفته
    • We worked late to make up for lost time.
    • دیر کار کردیم تا وقت از دست رفته را جبران کنیم.
  17. take a long/short time – طول کشیدن (کوتاه یا بلند)
    • It took a long time to repair the car.
    • تعمیر ماشین مدت زیادی طول کشید.
  18. give somebody a hard time – شرایط را سخت گرفتن برای کسی
    • The teacher gave us a hard time in class.
    • معلم حسابی ما را در کلاس اذیت کرد.
  19. tell (somebody) the time – ساعت را گفتن
    • Can you tell me the time, please?
    • میشه لطفاً ساعت رو بگی؟
  20. keep the time – وقت گرفتن (با ساعت/کرنومتر)
    • The referee kept the time during the match.
    • داور در طول مسابقه زمان را گرفت.
  21. set the time – زمان تنظیم کردن
    • Don’t forget to set the time on your alarm clock.
    • یادت نره ساعت زنگ‌دار رو تنظیم کنی.
نکات مهم درباره خواندن ساعت به انگلیسی
نکات مهم درباره خواندن ساعت به انگلیسی

🔹 Adjective + Time

  1. free/spare time – وقت آزاد
  2. dead on time – دقیقاً سر وقت
  3. a great deal of time – مدت زمان زیاد
  4. precious time – وقت ارزشمند
  5. pressed for time – وقت کم داشتن / عجله داشتن
  6. set time – زمان مشخص

🔹 Noun + Time

  1. leisure time – اوقات فراغت
  2. It’s about time – بالاخره وقتشه
  3. turnaround time – زمان تقریبی انجام یک کار
  4. turbulent time – دوران پر تلاطم
  5. time of onset – زمان شروع (بیماری، پدیده و …)
  6. time horizon – افق زمانی (در اقتصاد و برنامه‌ریزی)
  7. time constraint – محدودیت زمانی
  8. scheduled time – زمان برنامه‌ریزی‌شده
  9. playing time – زمان بازی
  10. medieval time – دوران قرون وسطی

am و pm به هنگام گفتن زمان در انگلیسی
am و pm به هنگام گفتن زمان در انگلیسی

✨ چرا یادگیری کالوکیشن‌های زمان مهم است؟

استفاده‌ی درست از collocation های مرتبط با time باعث می‌شود زبان انگلیسی شما طبیعی‌تر و حرفه‌ای‌تر شنیده شود. وقتی بتوانید به‌جای ترجمه تحت‌اللفظی، از ترکیب‌های آماده و رایج استفاده کنید، در مکالمات روزمره، امتحانات زبان (مثل آیلتس و تافل) و حتی محیط کاری، سطح زبانتان یک پله بالاتر خواهد رفت.

نحوه ساخت کالوکیشن در زبان انگلیسی

کالوکیشن‌ها در زبان انگلیسی به معنی هم‌نشینی طبیعی کلمات هستند؛ یعنی واژه‌هایی که به طور معمول و رایج در کنار هم به کار می‌روند و ترکیب آن‌ها برای یک انگلیسی‌زبان بومی طبیعی به نظر می‌رسد. برای ساخت کالوکیشن، الگوهای گرامری مختلفی وجود دارد که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

عوامل مؤثر در مدت زمان یادگیری زبان انگلیسی
عوامل مؤثر در مدت زمان یادگیری زبان انگلیسی

1. اسم + اسم (Noun + Noun)

وقتی دو اسم در کنار هم قرار می‌گیرند و یک ترکیب رایج می‌سازند.

  • comfort zone → منطقه راحتی
  • traffic jam → ترافیک سنگین

2. فعل + اسم (Verb + Noun)

یکی از رایج‌ترین ساختارها؛ فعلی با اسمی خاص می‌آید.

  • spread disease → گسترش بیماری
  • make a decision → تصمیم گرفتن

3. اسم + فعل (Noun + Verb)

اسمی که به طور طبیعی با فعلی مشخص به کار می‌رود.

  • follow advice → به توصیه عمل کردن
  • dogs bark → سگ‌ها پارس می‌کنند

4. قید + فعل (Adverb + Verb)

یک قید (adverb) همراه با فعل مشخصی می‌آید.

  • consider carefully → با دقت در نظر گرفتن
  • strongly recommend → به شدت توصیه کردن

5. اسم + صفت (Noun + Adjective)

ترکیب اسم با صفتی که به‌طور طبیعی با آن می‌آید.

  • excellent advice → نصیحت عالی
  • heavy rain → باران شدید

6. صفت + قید (Adjective + Adverb)

وقتی قیدی شدت یا ویژگی صفتی را مشخص می‌کند.

  • highly desirable → بسیار مطلوب
  • deeply concerned → عمیقاً نگران

🔑 جمع‌بندی کالیکوشن‌های زمان در انگلیسی

کالوکیشن‌های زمان در انگلیسی بسیار متنوع و پرکاربرد هستند. عباراتی مثل run out of time، save time و make up for lost time در مکالمات روزمره و حتی محیط‌های رسمی زیاد استفاده می‌شوند. با یادگیری این اصطلاحات می‌توانید جملات طبیعی‌تر و نزدیک‌تر به زبان بومی‌ها بسازید.

بهترین موسسه های زبان انگلیسی تهران
بهترین موسسه های زبان انگلیسی تهران

سوالات متداول کالوکیشن‌های زمان در انگلیسی

کالوکیشن (Collocation) در زبان انگلیسی چیست؟

کالوکیشن به ترکیب رایج دو یا چند کلمه گفته می‌شود که به طور طبیعی در کنار هم استفاده می‌شوند. مثلا می‌گوییم: spend time (وقت صرف کردن) یا waste time (وقت تلف کردن). این ترکیب‌ها برای انگلیسی‌زبان‌ها طبیعی هستند و استفاده از آن‌ها باعث می‌شود مکالمه شما روان‌تر و بومی‌تر به نظر برسد.

تفاوت کالوکیشن (Collocation) و فریزال ورب (Phrasal Verb) چیست؟

Collocation: ترکیب رایج و طبیعی چند کلمه مثل make a decision یا waste time.
Phrasal Verb: فعلی است که همراه با یک یا چند حرف اضافه (preposition/adverb) معنی جدیدی می‌سازد؛ مثل give up (تسلیم شدن) یا look after (مراقبت کردن).
به طور خلاصه: کالوکیشن‌ها ترکیب‌های رایج هستند، ولی فریزال ورب‌ها افعال چندکلمه‌ای با معنای جدید محسوب می‌شوند.

امتیاز شما به این مقاله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *