مقالات زبان انگلیسی

لیست کامل لغات و اصطلاحات عروسی و ازدواج به انگلیسی (با معنی فارسی)

لیست کامل لغات و اصطلاحات عروسی و ازدواج به انگلیسی

لغات و اصطلاحات عروسی و ازدواج به انگلیسی

در این مقاله، با پرکاربردترین واژگان و اصطلاحات مربوط به ازدواج و عروسی در زبان انگلیسی آشنا شدیم؛ از خواستگاری و نامزدی گرفته تا برگزاری مراسم، ماه عسل و حتی واژه‌های مرتبط با جدایی. همچنین با جملات واقعی و کاربردی، یاد گرفتیم چطور این لغات را در مکالمه‌های روزمره استفاده کنیم.
برای موفقیت در آزمون‌های زبان، ترجمه، یا صحبت درباره این موقعیت‌های خاص زندگی، آشنایی با این اصطلاحات ضروری است. پیشنهاد می‌کنیم این صفحه را ذخیره کرده و هر از گاهی مرور کنید تا واژگان در ذهنتان ماندگار شوند.

دوره های زبان موسسه رادتایم
دوره های زبان موسسه رادتایم

💍 مراحل نامزدی تا ازدواج

واژه انگلیسیمعنی فارسیتوضیح
Marriage proposalدرخواست ازدواجزمانی که یکی از طرفین از دیگری تقاضای ازدواج می‌کند.
Proposeخواستگاری کردنفعل مربوط به ارائه پیشنهاد ازدواج.
Will you marry me?با من ازدواج می‌کنی؟جمله معروف برای خواستگاری.
Engagedنامزد بودنوضعیت بین پیشنهاد ازدواج و مراسم عروسی.
Engagementنامزدیدوره‌ی بین خواستگاری تا ازدواج.
Engagement ringحلقه نامزدیحلقه‌ای که هنگام خواستگاری داده می‌شود.
Fiancé / Fiancéeنامزد مرد / نامزد زنبه ترتیب برای مرد و زن استفاده می‌شود.

👰‍♀️🤵‍♂️ اصطلاحات مربوط به مراسم عروسی

واژه انگلیسیمعنی فارسیتوضیح
Weddingعروسیمراسم ازدواج.
Wedding ceremonyجشن عروسیخود مراسم رسمی.
Wedding partyجشن بعد از مراسممعمولاً با رقص و غذا همراه است.
Brideعروسزن در مراسم عروسی.
Groom / Bridegroomدامادمرد در مراسم عروسی.
Bridal showerپاتختیمهمانی برای عروس قبل از عروسی.
Stag night / Bachelor partyمهمانی مجردی دامادمعمولاً توسط دوستان داماد برگزار می‌شود.
Wedding plannerبرنامه‌ریز عروسیفردی که کل مراسم را مدیریت می‌کند.
Wedding giftهدیه عروسیهدیه‌ای که مهمانان به عروس و داماد می‌دهند.

تولدت مبارک به انگلیسی با ترجمه
تولدت مبارک به انگلیسی با ترجمه

👗 پوشش و لوازم عروس و داماد

واژه انگلیسیمعنی فارسی
Wedding gown / dressلباس عروس
Veilتور عروس
Wedding suit / Tuxedoکت و شلوار داماد
Bridesmaid’s dressلباس ساقدوش عروس
Suitکت و شلوار
Ringحلقه
Wedding ringحلقه ازدواج
Bouquetدسته گل
Tossing the bouquetپرتاب دسته گل
Dance floorمحل رقص
Wedding cakeکیک عروسی

متاهل به انگلیسی
متاهل به انگلیسی

👯‍♀️ نقش‌ها و افراد حاضر در مراسم

واژه انگلیسیمعنی فارسی
Maid of honorساقدوش اصلی عروس
Bridesmaidsساقدوش‌ها
Best manساقدوش داماد
Groomsmenهمراهان داماد
Ring bearerکودک حمل‌کننده حلقه
Guestsمهمان‌ها
Photographerعکاس
Bride’s parentsوالدین عروس
Groom’s parentsوالدین داماد

💑 زندگی بعد از ازدواج

واژه انگلیسیمعنی فارسی
Honeymoonماه عسل
Newly-wedتازه ازدواج کرده
Husbandشوهر
Wifeهمسر (زن)
Spouseهمسر
Coupleزوج
Wedding anniversaryسالگرد ازدواج

⚠️ اصطلاحات مربوط به جدایی و طلاق

واژه انگلیسیمعنی فارسی
Break upبه هم زدن رابطه
Separateجدا شدن
Get divorcedطلاق گرفتن

👨‍👩‍👧‍👦 اصطلاحات خویشاوندی پس از ازدواج

واژه انگلیسیمعنی فارسی
Mother-in-lawمادرشوهر / مادرزن
Father-in-lawپدرشوهر / پدرزن
Sister-in-lawخواهرشوهر / خواهرزن
Brother-in-lawبرادرشوهر / برادرزن

مثال‌های کاربردی با لغات و اصطلاحات ازدواج و عروسی در زبان انگلیسی

لغات و اصطلاحات ازدواج و عروسی در زبان انگلیسی
لغات و اصطلاحات ازدواج و عروسی در زبان انگلیسی

در این بخش، مجموعه‌ای از جملات و مثال‌های رایج انگلیسی مرتبط با ازدواج، نامزدی، عروسی، ماه عسل و طلاق را می‌خوانید. این جمله‌ها هم به درک بهتر واژگان کمک می‌کنند و هم در مکالمات روزمره، فیلم‌ها، یا متون رسمی به کار می‌آیند.


💍 واژگان مربوط به ازدواج (Marriage)

  • She has two children by a previous marriage.
    او از ازدواج قبلی دو فرزند دارد.
  • They had a long and happy marriage.
    آن‌ها ازدواجی طولانی و شاد داشتند.
  • Please accept my hearty congratulations upon your marriage.
    لطفاً تبریک صمیمانه من را برای ازدواجتان بپذیرید.
  • She was the child of a broken marriage.
    او فرزند یک ازدواج شکست‌خورده بود.
  • One in three marriages ends in divorce.
    از هر سه ازدواج یکی به طلاق ختم می‌شود.

📝 Marriage به معنای ازدواج در مفهوم کلی (رابطه‌ی زناشویی) است و در ترکیب‌های مختلفی مثل happy marriage, arranged marriage و … استفاده می‌شود.


👰 اصطلاحات عروسی (Wedding)

  • They decorated the wedding car with ribbons and flowers.
    ماشین عروسی را با روبان و گل تزئین کردند.
  • He hasn’t any suitable shoes for the wedding.
    او کفش مناسبی برای عروسی ندارد.
  • Sports clothes are not appropriate for a formal wedding.
    لباس اسپرت برای مراسم عروسی رسمی مناسب نیست.
  • Several people made speeches at the wedding.
    چند نفر در مراسم عروسی سخنرانی کردند.
  • We have set the date for the wedding.
    ما تاریخ عروسی را تعیین کرده‌ایم.
  • It was a beautiful wedding ceremony.
    مراسم عروسی زیبایی بود.
  • Everyone turned around as the bride entered the church.
    همه برگشتند وقتی عروس وارد کلیسا شد.

📝 Wedding به مراسم عروسی اشاره دارد و ممکن است شامل بخش‌های مختلفی باشد، از جمله جشن، رقص، سخنرانی و…

جملات عاشقانه به انگلیسی + ترجمه فارسی
جملات عاشقانه به انگلیسی + ترجمه فارسی

👰‍♀️ نقش‌ها و پوشش عروسی

  • The bride and groom walked down the aisle together.
    عروس و داماد با هم در راهرو قدم زدند.
  • The bride danced with her father.
    عروس با پدرش رقصید.
  • In some cultures, it is customary for the bride to wear white.
    در برخی فرهنگ‌ها رسم است که عروس لباس سفید بپوشد.
  • Today the keynote of the wedding gown is simplicity.
    امروزه سادگی نکته کلیدی لباس عروس است.
  • Anna made her wedding gown herself.
    آنا لباس عروسش را خودش دوخت.
  • A white wedding gown symbolizes the purity of the bride.
    لباس عروس سفید نماد پاکی عروس است.
  • Her wedding bouquet consisted of roses.
    دسته گل عروس او از گل رز تشکیل شده بود.
  • Denise caught the bride’s bouquet.
    دنیز دسته گل عروس را گرفت.
  • She wore a diamond engagement ring.
    او یک حلقه نامزدی الماس به دست داشت.
  • An engagement ring is not essential to becoming engaged.
    حلقه نامزدی برای نامزد شدن ضروری نیست.

📝 اصطلاحات مربوط به پوشش مانند wedding gown, bouquet, veil و … بخش جدانشدنی از توصیف مراسم عروسی هستند.


💑 نامزدی و خواستگاری (Engagement & Proposal)

  • Shaun proposed to me only six months after we met.
    شان فقط شش ماه پس از آشنایی با من خواستگاری کرد.
  • She politely declined his proposal of marriage.
    او مودبانه پیشنهاد ازدواجش را رد کرد.
  • Have you heard? Sally and Ray are getting engaged.
    شنیدی؟ سالی و ری دارن نامزد می‌شن.
  • Tony was stunned when Lisa suddenly broke off their engagement.
    تونی مات و مبهوت شد وقتی لیزا ناگهان نامزدی‌شان را بهم زد.
  • I don’t want to get engaged yet.
    من هنوز نمی‌خواهم نامزد شوم.
  • He’s really serious about Penny and wants to get engaged.
    او واقعاً نسبت به پنی جدی است و می‌خواهد نامزد شود.

📝 فعل‌های propose, get engaged, break off the engagement جزو افعال کاربردی درباره نامزدی هستند.

اعضای خانواده به انگلیسی
اعضای خانواده به انگلیسی

🌅 ماه عسل و سالگرد ازدواج (Honeymoon & Anniversary)

  • We went to Italy on our honeymoon.
    ما برای ماه عسل به ایتالیا رفتیم.
  • They can’t decide where to go for their honeymoon.
    آن‌ها نمی‌توانند تصمیم بگیرند کجا بروند ماه عسل.
  • Congratulations and have a beautiful honeymoon.
    تبریک می‌گم و ماه عسل زیبایی داشته باشید.
  • Today is our wedding anniversary.
    امروز سالگرد ازدواج ماست.
  • We celebrated our 25th wedding anniversary.
    ما بیست و پنجمین سالگرد ازدواجمان را جشن گرفتیم.

📝 واژه honeymoon به سفر عاشقانه پس از ازدواج گفته می‌شود. واژه wedding anniversary برای سالگرد ازدواج است و می‌توان با ترتیب عددی استفاده کرد (e.g., 25th anniversary).


💔 جدایی و طلاق (Separation & Divorce)

  • I was frightened my parents would get divorced.
    می‌ترسیدم که والدینم طلاق بگیرند.
  • Jackson and his wife announced their intention to get divorced.
    جکسون و همسرش تصمیم خود برای طلاق را اعلام کردند.
  • Jill and John separated a year ago.
    جیل و جان یک سال پیش از هم جدا شدند.
  • The couple broke up last year.
    این زوج سال گذشته از هم جدا شدند.

📝 افعال get divorced, separate, break up برای توصیف پایان روابط عاشقانه استفاده می‌شوند.

ولنتاین مبارک به انگلیسی
ولنتاین مبارک به انگلیسی

👗 نقش‌ها و مسئولان مراسم

  • Jo asked her sister to be bridesmaid.
    جو از خواهرش خواست ساقدوشش شود.
  • I was bridesmaid to Cathy.
    من ساقدوش کتی بودم.
  • My three sisters were my bridesmaids.
    سه خواهرم ساقدوش من بودند.
  • She’s the most prestigious wedding planner in San Francisco.
    او معتبرترین برنامه‌ریز عروسی در سان‌فرانسیسکو است.

📝 Bridesmaid, best man, و wedding planner از نقش‌های اصلی مراسم هستند.

جمع‌بندی لغات و اصطلاحات عروسی و ازدواج به انگلیسی

در این مقاله، با پرکاربردترین واژگان و اصطلاحات مربوط به ازدواج و عروسی در زبان انگلیسی آشنا شدیم؛ از خواستگاری و نامزدی گرفته تا برگزاری مراسم، ماه عسل و حتی واژه‌های مرتبط با جدایی. همچنین با جملات واقعی و کاربردی، یاد گرفتیم چطور این لغات را در مکالمه‌های روزمره استفاده کنیم.
برای موفقیت در آزمون‌های زبان، ترجمه، یا صحبت درباره این موقعیت‌های خاص زندگی، آشنایی با این اصطلاحات ضروری است. پیشنهاد می‌کنیم این صفحه را ذخیره کرده و هر از گاهی مرور کنید تا واژگان در ذهنتان ماندگار شوند.

بهترین موسسه های زبان انگلیسی تهران
بهترین موسسه های زبان انگلیسی تهران

سوالات متداول درباره لغات و اصطلاحات عروسی و ازدواج به انگلیسی

به وقت عروسی به انگلیسی چی میشه؟

عبارت “at the time of the wedding” یا به شکل ساده‌تر “on the wedding day” برای بیان «به وقت عروسی» استفاده می‌شود.
مثال:
Everyone was excited on the wedding day.
همه در روز عروسی هیجان‌زده بودند.

اصطلاحات ازدواج به انگلیسی کدامند؟

Engagement – نامزدی
Wedding ceremony – مراسم ازدواج
Wedding vows – سوگند ازدواج
Honeymoon – ماه عسل
Marriage certificate – سند ازدواج
Bride & Groom – عروس و داماد

متاهل به انگلیسی چی میشه؟

واژه Married به معنی «متأهل» است.
مثال:
Are you married or single?
متأهل هستی یا مجرد؟

عقد ازدواج به انگلیسی چی میشه؟

برای «عقد ازدواج» در انگلیسی معمولاً از عبارت Marriage contract یا Marriage ceremony (religious or civil) استفاده می‌شود، بسته به رسمی یا مذهبی بودن مراسم.
همچنین واژه Nikah در جوامع اسلامی رایج است و گاهی در متون انگلیسی نیز دیده می‌شود.

جشن نامزدی به انگلیسی چی میشه؟

عبارت Engagement party به معنی «جشن نامزدی» است.
مثال:
They invited all their friends to the engagement party.
آن‌ها همه دوستانشان را به جشن نامزدی دعوت کردند.

شب عروسی به انگلیسی چه می‌شود؟

برای گفتن «شب عروسی» می‌توان از عبارت Wedding night استفاده کرد.
مثال:
They stayed in a hotel on their wedding night.
آن‌ها شب عروسی در یک هتل اقامت داشتند.

عروس و داماد به انگلیسی چگونه گفته می‌شود؟

در زبان انگلیسی:
Bride به معنی عروس
Groom (یا Bridegroom) به معنی داماد
استفاده می‌شود.
مثال:
The bride looked stunning in her white dress.
عروس در لباس سفیدش خیره‌کننده به نظر می‌رسید.

امتیاز شما به این مقاله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *